مورفولوژی و غرب ایران

دانلود پایان نامه

این سازند از دیدگاه سنگ‌شناسی دربرگیرنده آهک‌های سخت و ریفی با لایهبندی خوب و گاه توده‌ای می‌باشد. همبری بخش پایینی این سازند در منطقه با سازند گورپی ناگهانی و پیوسته بوده و با تناوبی از آهک‌های روشن تا سفید و آثار فسیلی همراه است. سازند تاربور در بخش جنوب شرقی گنبد سیاه‌تاق نیز رخنمون دارد که توسط آبراهه فرسایشی از ساختار اصلی گنبد جدا میشود.
2-24-3-سنوزوئیک
2-24-3-1-سازند ساچون
ردیف رسوبی سازند ساچون در گستره مورد نظر، حاوی ژیپسهای ضخیم همراه با تناوبی از لایه‌های نازک مارنی و نوارهای دولومیتی است. پیسنگ رسوبهای این سازند، به گونه‌ای پیوسته در تماس با سازند آهکی تاربور می‌باشد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که بخش پایینی این ردیف شامل تناوبی از لایه‌های مارنی و لایه‌های ضخیم دولومیتی به رنگ سفید کدر و سپس مارن با آثاری از لکههای قرمز از ترکیبات آهندار است. لایه‌های دولومیتی به سوی بخش‌های بالایی ردیف همراه با کاهش ضخامت، با سیمایی از لایه‌های نازک و نوارهای دولومیتی ظاهر می‌شود. در مقابل بیشترین حجم رسوبها در بخش‌های میانی و بالایی ردیف حاوی لایه‌های ضخیم ژیپسی است. ضخامت این سازند پیرامون 820 متر بوده و به دلیل وجود لایه‌های ضخیم ژیپسی، این ضخامت در محل گسیختگیهای اصلی و در محل برونزد گنبدهای نمکی با تغییرات کم و بیش شدید همراه می‌باشد. پژوهشها نشان داده که تنها بخش پایینی این ردیف دارای آثار فسیلی است و با توجه به این آثار و جایگاه چینه‌شناسی این سازند، سن کرتاسه بالایی تا ائوسن برای آن در نظر گرفته شده‌است. سازند ساچون در تاقدیس کوه گچ واقع در شمال گنبد سیاه‌تاق رخنمون دارد.
2-24-3-2-سازند دولومیتی جهرم
بُرش الگوی این سازند در «تنگ آب» واقع در پهلوی شمالی کوه جهرم مطالعه شده‌است. از مجموع 5/467 متر ضخامت بُرش الگو، 5/35 متر دولومیت قهوه‌ای توده‌ای در پایین، 162 متر دولومیت نازک لایه در وسط و 270 متر سنگ‎آهک دولومیتی توده‌ای، خشن و برجسته در بالا است. سازند دولومیتی جهرم ممکن است، مانند بُرش الگو، بر روی سازند ساچون و یا به طور محلی بر روی سازندهای کشکان، تاربور و پابده باشد. در همه جا مرز پایینی سازند جهرم ناگهانی است ولی فصل مشترک آن با سازند پابده تدریجی است. مرز بالای سازند جهرم با سازند آسماری ناپیوسته است که ممکن است از نوع دگرشیبی موازی، همراه با آواری‌های دارای ترکیبات آهن، و یا به صورت ناپیوستگی پیوسته‎نما (Paraconformity) باشد. ولی در فارس داخلی، سازند جهرم به طور دگرشیب با سازند رازک پوشیده شده‌است.
در نقاطی که پیوند دو سازند جهرم (در زیر) و سازند آسماری (در بالا) از نوع پاراکانفورمیتی است، تفکیک دو سازند تنها از طریق دیرینه‎شناسی امکان‎پذیر می‎باشد. به همین دلیل در نقاطی که این دو سازند غیر قابل تفکیک می‌باشند، با عنوان واحد آسماری-جهرم میشناسند.

2-24-3-3-واحد آسماری-جهرم
این واحد دربرگیرنده تناوبی از آهکهای چهرهساز نومولیتدار و آهکهای پرفسیل توده‌ای مارنی و دولومیتی است. مرز پایینترین بخش از رسوب‌های این واحد با سازند ساچون پیوسته می‌باشد. این بخش از ردیف رسوبی واحد آسماری-جهرم دربرگیرنده لایه‌های دولومیتی و دولومیتهای آهکی توده‌ای با ضخامت زیاد و با رنگ خاکستری مایل به قهوهای است. ضخامت این بخش حدود 40 متر است. بخش بالایی این واحد نیز حاوی تناوبی از لایه‌های نیمه ضخیم تا ضخیم آهکی با میان لایه‌های مارنی خاکستری مایل به سبز است که ضخامت آن به 100 متر می‌رسد. این واحد بخش عمده تاقدیس کوه بورخ را تشکیل می‌دهد و توده‌های آهکی ضخیم و صخرهساز آن در انتهای جنوبی گنبد به خوبی نمایان است.
2-24-3-4-سازند آهکی آسماری
جوان‎ترین سنگ مخزن پهنه زاگرس است و به همین دلیل، مطالعات گسترده‎ای بر روی خواص سنگ‎چینه‎ای این سازند انجام شده‌است. در گذشته از این واحد سنگی به نام‎هایی مانند سازند آهکی جریب، سازند آهکی کَلهُر و سنگ‎آهک خمیر یاد می‎شد، ولی سازندهای یاد شده، تنها با بخشی از بُرش الگوی سازند آسماری مترادف ‎است و تمامی این سازند را در بر نمی‎گیرند. نام این سازند از کوه آسماری (جنوب خاوری مسجد سلیمان) اقتباس و بُرش الگوی آن در تنگ گل ترش همین کوه اندازه‎گیری شده‌است. سنگ‎آهک آسماری مهم‎ترین سنگ مخزن حوضه رسوبی زاگرس ایران است و چون برای نخستین بار در خاورمیانه در آن نفت کشف شده‌است، معروفیت جهانی دارد. بهره‎دهی یک چاه متوسط در یک میدان نفتی به نسبت خوب، در حدود 25000 بشکه در روز است (افشارحرب، 1380). سازند آسماری به سن الیگومیوسن در جنوب غرب ایران، شامل سنگ‌های کربناته و در برخی مناطق ماسه‌سنگ و سنگ‌های تبخیری می‌باشد. در بسیاری از مناطق زاگرس، این سازند عموما شیل‌ها و مارن‌های سازند پابده را بطور هم شیب میپوشاند ولی در مرکز لرستان با دگرشیبی فرسایشی روی سازند آهکی و دولومیتی شهبازان قرار می‌گیرد. در بخشی از نواحی فارس هم به حالت دگرشیبی فرسایشی سازند جهرم را فرا می‌گیرد. در کنتاکت فوقانی، سازند گچساران قرار دارد که در بخش مهمی از جنوب غرب ایران سازند آسماری را به حالت هم شیب میپوشاند. در فارس داخلی هم سازند رازک که جانشین گچساران می‌شود، به طور هم شیب روی آسماری قرار می‌گیرد (درویش زاده، 1372). سازند آسماری شامل دو بخش است: در منطقه خوزستان بخش ماسه‌سنگ اهواز و در منطقه لرستان بخش انیدریتی کلهر تشخیص داده شده‌است (مطیعی،1372). از نظر سنی رسوبگذاری سازند آسماری از الیگوسن پسین شروع شده و تا میوسن پیشین (بوردیگالین) ادامه مییابد. بر اساس تجمع روزنداران کفزی، این سازند به سه زیر بخش زیرین، میانی و بالایی تفکیک شده‌است (Adams and Bourgeois, 1967). سازند آسماری در ناحیه فروافتادگی دزفول دارای حداکثر گسترش بوده و از سمت شمال غربی تا خاک عراق و از جنوب تا عمان تداوم دارد (مطیعی، 1372).
2-24-3-5-سازند گچساران
سازند گچساران به عنوان پوش‌سنگ میدانهای نفتی آسماری نخستین سازند گروه فارس است که در مناطق فروافتادگی دزفول-لرستان تا حوضه خلیج فارس گسترش دارد. ردیف رسوبی این سازند حاوی مارن، آهک‌های فسیلدار نازک لایه، دولومیت و ژیپسهای متراکم است. رسوب‌های این سازند به صورت پیوسته واحد آسماری-جهرم را میپوشاند. ردیف رسوبی در این سازند بر اساس تفاوت در ویژگیهای سنگ‌شناسی و مورفولوژی به 3 پاره‌سازند تقسیم شده‌است:
پارهسازند چهل؛ این پاره‌سازند که بخش پایینی سازند گچساران است از پایین به بالا با مورفولوژی ملایم شامل تناوبی از لایه‌های انیدریتی، مارن‌های فرسایش یافته به رنگ سبز و قرمز، آهک‌های مارنی همراه با آثار فراوان از دو کفهای، ژیپس و مارن‌های چرتدار است. با توجه به نقشه زمین‌شناسی 250/1 هزار منطقه، عضو چهل سازند گچساران در بخش حاشیه شمالی تاقدیس کوه بورخ و در جنوب روستای کرمستج دیده میشود.
پارهسازند چمپه؛ این پاره‌سازند که در بخش میانی سازند گچساران جای دارد، دارای مورفولوژی برجسته بوده و از دیدگاه سنگ‌شناختی حاوی لایه‌های مارنی سخت به رنگ سبز تا خاکستری، لایه‌های آهکی ریز دانه با شکست صدفی و آهک‌های مارنی با آثار فراوان از فسیلهای دو کفهای، دولومیت و ژیپس می‌باشد.
پارهسازند مول؛ رسوبات این پاره‌سازند با ضخامتی حدود 50 متر، بخش بالایی سازند گچساران را شامل می‌شود که مورفولوژی ملایم داشته و از دیدگاه سنگ‌شناسی دربرگیرنده لایه‌های مارنی به رنگ سبز، قرمز و خاکستری، مارن‌های ژیپسدار و لایه‌های ژیپسی است. بررسی‌های فسیلی بیانگر سن میوسن پایینی برای آن می‌باشد. این پاره‌سازند به دلیل فرسایش در منطقه دیده نمیشود.
2-24-3-6-سازند میشان
این سازند از جمله سازندهایی است که وسعت رخنمون رسوب‌های آن در منطقه قابل توجه می‌باشد. میشان مورفولوژی ملایم دارد و تنها در بخش پایینی، به دلیل وجود تفاوت در ویژگی سنگ‌شناسی، مورفولوژی برجسته و شاخص قابل شناسایی است. از نظر سنگ‌شناختی، سازند میشان دارای تناوبی از مارن‌های سست خاکستری تا سبز با ضخامت زیاد همراه با لایه‌های نازک است.
بخش پایینی سازند میشان بر پایه تفاوت در ویژگی سنگ‌شناسی و مورفولوژی برجسته آن به صورت یک پاره‌سازند انتخاب شده‌است که به آن پاره‌سازند گوری می‌گویند. در گذشته این واحد سنگی به نام سازند گوری خوانده میشد ولی امروزه عضوی از سازند میشان به شمار می‌رود که برش الگوی آن در تنگ گوری در 28 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان لار، به ضخامت 111 متر است. ردیف رسوبی این پاره‌سازند دربرگیرنده لایه‌های ضخیم و فشرده مارنی با آثار خرده صدف و کرمی شکل، آهک‌های ریفی سخت با رنگ قرمز آجری و با مرفولوژی برجسته و میان لایه‌هایی از آهک‌های پوستهای و مارنی است. همبری پی این پاره‌سازند با بالاترین بخش از سازند گچساران به گونه‌ای گذرا و پیوسته است. سن این سازند میوسن پایینی است. پاره‌سازند گوری در حاشیه تاقدیس بورخ دیده می شود.
2-24-3-7-سازند آغاجاری
از دیدگاه سنگ‌شناسی از بخش پایین به سوی بخش‌های بالایی حاوی آهک‌های ماسهای، ماسه‌های آهکی با آثار خردههای صدف، سیلتسنگ‌های فرسایش یافته به رنگ خاکستری تا سبز، میکروکنگلومرا و کنگلومرای چرتی با درجه سختی بالا و مارن‌های سبز و خاکستری می‌باشد. این سازند به گونه‌ای تدریجی سازند میشان را پوشانیده و این پوشش با گذر از آهک‌های ماسهای و ماسه‌های آهکی صدفدار و سخت همراه است. مرز بالایی آغاجاری، با و یا بدون بخش لهبری، با سازند کنگلومرای بختیاری است که گاه تدریجی و هم‌شیب و گاه ناگهانی و دگرشیب است. در فروافتادگی دزفول، سازند آغاجاری بیشترین ضخامت را دارد ولی به سمت شرق و جنوب شرق، ضخامت این سازند کاهش می‌یابد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   قانون آیین دادرسی مدنی و رشد و توسعه اقتصادی

2-24-3-8-سازند بختیاری