موقعیت جغرافیایی و صنایع دستی

دانلود پایان نامه
رسوبات این سازند با دگرشیبی زاویهای ملایم، سازند آغاجاری را می پوشاند. از ویژگیهای مهم سازند بختیاری در منطقه، تغییر رخساره این واحد در فاصلههای کوتاه است. سازند کنگلومرای بختیاری ویژگی رسوبات آبرفتی–کوهپایه‌ای حاصل از فرسایش ارتفاعات را دارد که بیشتر شامل کنگلومرا و ماسه‎سنگ‎آهکی است که گاهی به صورت هم‌شیب و گاهی دگرشیب بر روی سازندهای کهن‌تر نهشته شده‌است. باسک (1917)، سازند بختیاری را به سه بخش پایینی، میانی و بالایی تقسیم کرد. ولی امروزه بخش پایینی، عضوی از سازند آغاجاری به نام لهبری است و به مجموعه بخش میانی–بالایی نیز بختیاری گفته می‌شود که بُرش الگوی آن در شمال مسجد سلیمان (گدار لندر) شامل 550 متر کنگلومرا با قطعاتی به ابعاد خرده سنگ، قلوه سنگ و ریگ، به سن‌های گوناگون است که با کلسیت درشت دانه و رُس سیمانی شده‌اند.
2-24-4-کواترنری
در بین نهشته‎های کواترنری، نهشته‎های آبرفتی بیشترین سهم را دارند. اینها مواد فرسایشی هستند که از دامنه ارتفاعات تا نواحی پست دشت‎‏ها گسترده‎اند و با دور شدن از ارتفاعات، درشتی دانه‎ها کاهش می‎یابد. به همین دلیل، به نام‎های مختلف دشت، هامون، جلگه، لَشت، کفه، تگو، دَغ و شخ نامیده شده‎اند (نبوی، 1355).
2-25-تکتونیک منطقه
روند کلی ساختمان‌های چین‌خورده منطقه که بخشی از پهنه چین‌خورده-رانده زاگرس است به راستای شرقی-غربی نزدیک است. این روند از جمله ویژگیهای مهم در هندسه گسیختگیهای بزرگ منطقه نیز می‌باشد. شبکه گسیختگیهای اصلی دربرگیرنده دسته گسل‌های طولی با ساز و کار راندگی است. اثر این ساز و کار علاوه بر پیدایش تغییرات مهم ساختاری در ساختمان‌های چین‌خورده، زایش سیستمی از گسلشهای فرعی و هدایت مواد نمکی سازند هرمز نیز بوده است. ساختار کنونی منطقه نتیجه جنبشهای زمینساختی در فازهای آلپی نوین بوده و در این بین وجود آشفتگی و تغییرات در ساختمان‌های چین‌خورده، گویای اثر کاری از راندگی در گسیختگیهای طولی و اثر تکتونیک نمک و فرایند دیاپیریسم بر آنها می‌باشد. از جمله گسل‌های اصلی در سیستم شکستگیهای منطقه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
گسل رانده لار، ساز و کار جابجایی در این گسل راندگی است به گونه‌ای که در زیر راندگی، پاره‌سازند گوری از واحد میشان در یال جنوبی تاقدیس کوه سیاه، به خوبی قابل ردیابی است. ایجاد سیستم شکستگیهای متقاطع ناشی از جنبش در گسل لار با واژگون شدن لایهها و برونزد هسته قدیمی تاقدیس و همچنین گسل خوردگیهای دامنهای همراه است.
گسلهای رانده لطیفی، دهکوئیه و بریز از دیگر گسل‌های منطقه می‌باشند.
2-26-پتانسیلهای اقتصادی منطقه
گستره مورد نظر از دیدگاه متالوژنی دارای اهمیت چندانی نمی‌باشد. تنها کانی‌های فلزی آن، آثاری از ندولهای هماتیتی و اولیژیستهایی است که در زمینه‌ای از مواد حمل شده توسط گنبدهای نمکی قابل ردیابی است. مارن‌های خاکستری سازند میشان دارای قابلیت کاربرد در تولید سیمان است. ترکیبات مارنی گفته شده در کنار لایه‌های نازک تا متوسط از آهک‌های پوستهای در گروه کاملترین مواد خام تولید سیمان جای دارند. رسوب‌های تبخیری سازند ساچون دارای ذخایر قابل توجهی از گچ می‌باشند و اینچنین ذخایر در شمال غربی روستای دهکویه در حال بهره‌برداری است. پاره‌سازند مول از واحد تبخیری گچساران نیز حاوی لایه‌های نیمه ضخیم ژیپس می‌باشد که در بخش شمالی دشت گراش مورد بهره‌برداری قرار گرفته‌است. پلایاها محل انباشت رسوب‌های جوان هولوسن در منطقه می‌باشند. این نهشتهها به دلیل دارا بودن درصد بالا از ترکیبات ریز دانه رسی به عنوان مواد اصلی در صنایع دستی سفالین کاربرد دارند. نقاط پیرامونی شهر لار و پلایاهای شمال و جنوب منطقه، ذخایر مناسبی از این نوع ترکیبات دارند. پاره‌سازند چمپه از واحد تبخیری گچساران حاوی ترکیبات دولومیتی است. پژوهشهایی که در زمینه تعیین فاکتور P.C.E. صورت گرفته، گویای امکان کاربری از این گونه ترکیبات به عنوان ماده نسوز است. از دیگر ترکیبات نسوز شناخته شده، سیلیسهای دولومیتی موجود در دیاپیر کوه نمکی در شمال منطقه می‌باشد. رسوب‌های تبخیری پرکامبرین-کامبرین از سازند نمکی هرمز، دارای ذخایر چشمگیری از نمک (هالیت) است که از آن در برخی از برونزدها از جمله گنبدنمکی کرمستج بهره‌برداری می‌شود. از جمله سنگ‌های کربناته که بیشترین کاربرد را در مصالح ساختمانی دارند، گروه آهکی بنگستان و سازند تاربور می‌باشد. از این مواد می‌توان در کارخانه سیمان و یا برای تهیه آهک در کورههای سنتی استفاده نمود. آهک‌های ریفی پاره‌سازند گوری از واحد مارنی میشان، با رنگ آجری ویژه و همچنین مارن‌های سخت و فشرده پاره‌سازند چمپه، از جمله برونزدهایی هستند که به دلیل شکستگی بلوکی و منظم قطعات و همچنین درجه سختی مناسب، جهت کاربری در ساختمانها، نماسازی دیوارها و پلها و دیگر موارد سودمند می‌باشند. شناسایی آثاری از بلوک‌های کوارتز دودی در بین مواد حمل شده توسط گنبدنمکی کوه عباد، وجود ناهنجاری رادیواکتیو را در این بخش از منطقه ممکن می سازد.
2-27-زمین‌شناسی گنبدنمکی مورد مطالعه
2-27-1-موقعیت زمین‌شناسی ناحیهای
گنبدنمکی سیاه‌تاق به لحاظ موقعیت جغرافیایی بین طولهای ″06 ′26 °54 تا ″40 ′29 °54 شرقی و عرضهای ″37 ′31 °27 تا ″58 ′37 °27 شمالی قرار می‌گیرد. این گنبد بیضوی و در ابعاد تقریبی 8 در 3 کیلومتر است و در انتهای شمالی تاقدیس کوه بورخ و در محل اتصال با تاقدیس کوه گته قرار دارد (شکل 2-12). در تصاویر ماهوارهای به نظر میرسد که حدفاصل گنبد توسط خطوط NNW-SSE و NNE-SSW محدود می‌شود. فتوژئولوژی عکسهای هوایی این ویژگی را اثبات می‌کند اما ساختار شکستگی پیچیدهتری را با روند غالب NNE-SSW نشان می‌دهد.
تاقدیس کوه بورخ از سازندهای آسماری، جهرم، تاربور، عضو چهل گچساران و عضو گوری میشان تشکیل شده‌است. طبق نقشه زمین‌شناسی، سازند آسماری-جهرم بخش اصلی تاقدیس را تشکیل می‌دهد.
شکل 2-12- موقعیت گنبد سیاه‌تاق در تاقدیس کوه بورخ.
2-27-2-خصوصیات مورفولوژیکی
گنبد سیاه‌تاق تخم مرغی شکل تا ذوزنقه کشیده (محور طولانی‌تر: N-S ) است. مرکز گنبد در بخش جنوبی کل ساختار با ابعاد 2 تا 3 کیلومتر قرار می‌گیرد. اختلاف ارتفاع کلی حدود 350 متر است. بخش‌های شرقی و غربی با دیوارههای شکسته نیم دایرهای مشخص می‌شوند. قسمت شمالی از جریان نمکشاری متمایز ساخته شده که در دره وسیع ناودیسی حرکت می‌کند. ارتفاع جلو و کنارههای نمکشار به 150 متر میرسد. سطح نمکشار نسبتا مسطح است، با افزایش ارتفاع از 850 متر از سطح دریا در شمال تا 1100 متر ارتفاع از سطح دریا در جنوب. اشکال کارستی اولیه در سطح گنبد ایجاد شدهاند. همچنین فرسایش گنبد در مرحله اولیه است اما نمی‌توان نادیده گرفت که آرایش بلوک‌های تیغهای شکل مانع از فرسایش سریع بیشتر می‌شود. دامنههای نمکشار بطور پیوسته از شمال تا جنوب تا ارتفاع 800 تا 900 متر از سطح دریا بالا میآیند. نمکشار توسط سیستم مشخصی از مخروط افکنه احاطه می‌شود، و ارتفاع آن به سمت دشت آبرفتی در مرکز درهای در شمال کاهش مییابد. مرکز گنبد توسط کالدرای مشخصی احاطه می‌شود که کنارههای شرقی و غربیاش به لحاظ تکتونیکی محدود شده‌است. کالدرا به طرف شمال باز می‌شود و قلههایش تا 1800 متری از سطح دریا می‌رسد.
2-27-3-خصوصیات هیدرولوژیکی
فعالیت پایانی گنبد با مراحل ابتدایی شبکه نامنظم آبراهه‌های غیردائمی در خود گنبد و جریان نمکشار مشخص می‌شود. سه چشمه درزهای در قسمت پایینتر نمکشار شناسایی شده‌است. بازدهی چشمهها از 1/0 تا 1/10 لیتر در ثانیه (در طول فصول بارندگی) می‌باشد. رسوبات نارنجی و قرمز رنگ نمک و ژیپس همراه با ترکیبات آهن در چشمهها دیده می‌شود (شکل 2-13).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   سفارشی سازی خدمات و مشتریان شعب بانک

شکل 2-13- آبراهه‌های فصلی پوشیده از نمک در شمال گنبد.
2-27-4-خصوصیات سنگ‌شناختی
ساختار یک گنبدنمکی را می‌توان به دو بخش کلی تقسیم کرد: 1) بخش اصلی یا هسته گنبد که شامل واحدهای تبخیری مانند هالیت، ژیپس، انیدریت و مارن‌های نمکی است و 2) بخش کربناتی که شامل انواع سنگ‌های آهکی می‌گردد. طبق گزارش گروه تحقیقاتی چکها ویژگیهای سنگ‌شناختی گنبد سیاه‌تاق به صورت زیر است:
هسته گنبد دارای یک سکانس از شیل‌ها و سیلتسنگ‌های قرمز خاکستری تا بنفش یا قهوهای با تکرار کمتر ماسه‌سنگ‌ها (که احتمالا بلوک‌های بزرگ را تشکیل میدهند) می‌باشد. دولاستونهای تیره بخصوص در حاشیه جنوب غربی گنبد و همچنین در شمال گنبد گاهی همراه با سنگ‌های نیمه آتشفشانی بازی و اغلب اپیدوتی شده و دارای بافت توده‌ای (دیاباز) یا سنگ‌های آتشفشانی با ساختار آمیگدالوئیدال (آندزیتهای دگرسان شده) دیده می‌شوند (بوساک و همکاران، 1998) (شکل 2-14).
ب