میزان تحصیلات والدین و درماندگی آموخته شده

دانلود پایان نامه

3. خودکارآمدی و عزت نفس پایین: خودکارآمدی به قضاوت افراد در مورد تواناییهایشان برای سازماندهی و اجرای یک سلسله کارهای مورد نیاز برای رسیدن به انواع تعیین شدهی عملکردها اشاره دارد (بندورا، 1986؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391). بندورا معتقد است که خودکارآمدی به شدت تحت تأثیر انتخابهای فرد، تلاشهای وی و مدت زمانی که فرد در مواجهه با چالشها مقاومت میکند، قرار دارد (رجبپور، فرمانی و امانی، 1391).
4. خودناتوانسازی: تعللورزان ممکن است که احساس کنند که اعمالشان موقعیت آنها را تغییر نمیدهد و بنابراین به جای مدیریت موقعیت، بر واکنش احساسیشان نسبت به موقعیت متمرکز میشوند، در نتیجه این افراد برای مقابله با مسائل گرایش دارند از یک سبک احساسی به جای یک سبک مسئلهمدار استفاده کنند (رجبپور، فرمانی و امانی، 1391). خودناتوانسازی همچنین با سبک هویتی سردرگم برزونسکی مرتبط است (استیل، 2007؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391).
5. افسردگی: افسردگی، کم انرژی بودن، درماندگی آموخته شده و بدبینی، رابطهی نزدیکی با روانرنجورخویی، باورهای غیر منطقی، خودکارآمدی و عزتنفس پایین دارد. یکی از نتایج عقاید غیرمنطقی، افسردگی است. افراد افسرده نمیتوانند از فعالیتهای زندگی خود لذت ببرند و در تمرکز بر تکالیف خود مشکل دارند؛ لذا افسردگی میتواند از علل تعللورزی باشد (استیل، 2007؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391).
6. برونگرایی: برونگرایی یکی از دلایل جالب تعللورزی است، اما همچنین یکی از پیچیدهترین آنها نیز است. برونگرایی عمدتاً به عنوان خوشمشربی، خوشبین بودن، پر انرژی بودن، رک بودن و تکانشی بودن معرفی شده است (براند و گیلفورد، 1977؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391). دقت داشته باشید که معنای تکانشی بودن و ساختار آن تا حدودی مبهم است، بطور معمول تکانشی بودن، خودانگیختگی آنی و عمل براساس عواطف و امیال را نشان میدهد.
7. انگیزش پیشرفت: یکی از دلایل عمدهای که افراد از انجام وظایف خود طفره میروند، این است که فاقد انگیزهی لازم برای کنترل اهداف، و حتی زندگی روزمرهی خود هستند. تعیین هدف و کنترل درونی، برای ایجاد انگیزه و غلبه بر تعللورزی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. آنهایی که انگیزهی بالایی دارند، اهداف دشوارتری برای خود انتخاب میکنند و اغلب از انجام اعمالشان لذت میبرند (کوستا و مککرا، 1992؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391).
8. بیزاری از تکلیف: یکی از دلایل اصلی تعللورزی، بیزاری از تکلیف است که از فقدان انرژی و ناخوشایندی تکلیف ناشی میشود (سولومون و راثبلوم، 1988؛ نقل در شیرزادی، 1389). افراد همیشه در پی اجتناب از محرکهای بیزارکننده و بیش از آن موقعیتهای بیزارکننده هستند (استیل، 2007؛ نقل در شیرزادی، 1389).
9. ترس از شکست: از عوامل اصلی تعلل و مسامحهکاری محسوب میشود که در واقع ریشهی روانی دارد. افراد تعللورز یا از نداشتن اعتماد به نفس رنج میبرند و یا اینکه در کار خود وسواس بیش از حد داشته و میخواهند هر کاری را به نحو احسن انجام دهند (هلیر، رابینسون و شروود، بیتا: ترجمهی اشرفالعقلایی، 1387؛ نقل در شیرزادی، 1389). این افراد اغلب ترس غیرمنطقی از موفقیت یا شکست نشان میدهند که ممکن است به اجتناب از انجام تکلیف منجر شود (رجبپور، فرمانی و امانی، 1391). همچنین راثبلوم (1984؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391) اضافه میکند که افراد تعللورز ممکن است مضطرب، غرق در اندیشهها و افکار و هیجانی باشند. نیاز کمی به پیچیدگی دارند و اغلب موقعیت خود را به عوامل بیرونی و ناپایدار اسناد میدهند (اوسایا، 2010؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391).
10. فقدان مهارت مدیریت زمان: افراد تعللورز در مدیریت صحیح زمان ناتوان هستند، که به معنای عدم اطمینان از اولویتها، اهداف و مقاصد فرد با توجه به زمان است. فرد انجام دادن تکلیف ضروری را به تعویق میاندازد در حالی که بر کارهای بینتیجه و کمتر ضروری متمرکز شده است (اوسایا، 2010؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391).
11. خودتنظیمی: افرادی که مهارتهای خودتنظیمی دارند، از نظر تعللورزی در سطوح پایینی قرار میگیرند. پژوهشهای متعددی نشان دادهاند که بین تعللورزی و خودتنظیمی رابطهی معکوس وجود دارد. تعللورزی بر خلاف خودتنظیمی به سطوح پایینی از انگیزه و نداشتن رویکرد برنامهدار به یادگیری اشاره دارد. نداشتن مهارتهای خودتنظیمی، از قبیل خودتنظیمی شناختی و انگیزشی از عوامل مهمی است که موجب تعللورزی میشود (کلاسن، راجانی و کراچانک، 2008).
12. کمالگرایی: افراد تعللورز باور دارند که به سبب انتظارات بالایی که برای تکمیل کردن یک تکلیف خاص دارند و آنچه که دیگران در موردشان میگویند باید از خود بسیار انتقاد کنند (اوسایا، 2010؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391). کمالگرایی تحت تأثیر انتظارات و انتقادات خانواده و اطرافیان نیز قرار دارد که موجب تعللورزی میشود (فراری و همکاران، 1993؛ نقل در رجبپور، فرمانی و امانی، 1391).
2-6-1-2 علل محیطی گرایش به تعللورزی
عمدهی پژوهشهای انجام شده در زمینهی تعللورزی بر این فرض استوارند که تعللورزی یک ویژگی شخصیتی ثابت است، ولی این واقعیت نادیده گرفته شده که علاوه بر عوامل فردی، عوامل محیطی نیز در ایجاد انگیزه نسبت به تکلیف و اجتناب از تعللورزی مؤثرند. از جملهی این عوامل میتوان به عوامل اجتماعی و خانوادگی، وظایف خارج از توان و ویژگیهای تکلیف اشاره کرد (شیرزادی، 1389). در زیر هریک از این عوامل به اختصار توضیح داده میشود.
1. عوامل اجتماعی و خانوادگی: انتظارات اطرافیان از فرد، میزان تحصیلات والدین و تعداد فرزندان خانواده در تعللورزی فرد نقش دارند. براساس نتایج پژوهشها هرچه جمعیت خانواده بیشتر باشد، سطح تحصیلات والدین و انتظار اطرافیان از فرد کمتر باشد، فرد تمایل کمتری به انجام تکلیف یا مسؤلیت دارد و بیشتر تعلل میورزد (رجبپور، فرمانی و امانی، 1391).
2. وظایف خارج از توان: گاهی فرد یک تکلیف را به دلیل بار سنگینی که دارد به تعویق میاندازد. برای کنترل و غلبه بر کار یا وظیفهی خارج از توان باید آن را به بخشهای کوچکتر تقسیم نموده و به صورت مرحله به مرحله انجام داد (هلیر، رابینسون و شروود، بیتا: ترجمهی اشرفالعقلایی، 1387؛ نقل در شیرزادی، 1389).
3. ویژگیهای تکلیف: ویژگیهای تکلیف شامل اهمیت، جاذبه و سطح دشواری در بروز تعللورزی نقش دارد (شیرزادی، 1389). هرچه تکلیف غیرجذابتر باشد فرد تمایل کمتری برای انجامش دارد و دست به تعللورزی میزند. تکالیفی که فراتر از تواناییهای فرد باشد نیز منجر به تعللورزی میگردد (رجبپور، فرمانی و امانی، 1391). با مشخص کردن ویژگیهای مؤثر تکلیف در تعللورزی، مربیان میتوانند تکالیف درسی را به گونهای که کاهشدهندهی تعللورزی و افزایشدهندهی عملکرد و پیشرفت فراگیران باشد، تنظیم و طراحی کنند (شیرزادی، 1389).
7-1-2 پیامدهای تعللورزی
هرچند تعللورزی گذرا و موقتی نتایج مثبتی مانند کاهش فشار روانی زمان انجام کار و پیشگیری از بیماریهای جسمانی دارد، اما تعللورزی مداوم به نتایج و پیامدهای رفتاری همچون ارائهی دیر هنگام تکالیف، یادگیری شتابزده، اضطراب امتحان، هراس اجتماعی، استفاده از استراتژی خود پیشگویی نتیجه (کنترل توهمی)، ترس از شکست و پیشرفت تحصیلی پایین منجر شده و در بلندمدت به آسیبهای روانی همچون افسردگی و اضطراب منتهی میشود (دوایت و شونبرگ، 2002؛ نقل در بدری گرگری و حسینی اصل، 1384).
همچنین میتوان به دو نوع پیامد درونی و بیرونی که با تعللورزی مرتبط است اشاره کرد. پیامدهای درونی دامنهای از آزردگی و ندامت تا خودسرزنشی و ناامیدی شدید را شامل میشود. تعللورزی ممکن است فقط به پیامدهای درونی منجر نشود بلکه میتواند پیامدهای بیرونی را هم به دنبال داشته باشد، برخی از این پیامدها خفیف هستند مثل جریمههای کم برای تأخیر در تکالیف، اما برخی افراد تعللورز شکستهای بزرگی را در کار، دانشگاه، خانه یا در روابط اجتماعی تجربه میکنند (شکفته، 1393).
8-1-2 لزوم غلبه بر تعلل و درمان تعللورزی
انجام دادن کارها در دقایق آخر، تقریباً توانایی فرد را برای انجام درست آن کار کاهش میدهد. تعللورزان هیچگاه کار مطلوب یا ضروری را انجام نمیدهند (آنها آنقدر منتظر یا معطل میکنند که دیر میشود). تعللورزی موجب افزایش استرس و کاهش بهزیستی و اعتماد بهنفس است و تأخیرهای روزانه در کارهای مطلوب یا ضروری منجر به نگرانیهای مزمن میشود. در حالی که غلبه بر تعللورزی مزایایی دارد و موجب بروز حالتهایی در فرد میشود که وی را برای ادامهی کار و فعالیت برمیانگیزد. برخی از این حالتها عبارتند از: آسودگی خیال، احساس خوشایند قدرت و کنترل اوضاع در فرد (فرد از اینکه بالاخره از پس کار برمیآید به خود میبالد)، احساس رها شدن و آزادگی، احساس سبکبالی و پایان یافتن استرسها (فیاضی و کاوه، 1388).
تعللورزی مجموعهی وسیعی از عناوین و اولویتهای تحقیقاتی را به خود اختصاص داده، رابطهی آن با انواع اختلالات شخصیتی به تأیید رسیده است به طوری که پیشرفت تعللورزی در کارها در درجات بالا جنبهی مرضی و بیمارگونه به خود گرفته است که نه تنها سلامت جسم و روان فرد را تهدید میکند، بلکه صدمات جبرانناپذیر اقتصادی و اجتماعی را ایجاد مینماید (آقاتهرانی، 1385). تعللورزی زمانی به یک مسئله تبدیل میشود که مانع رسیدن به اهداف و فعالیتهای مهم زندگی گردد و متعاقب آن منجر به افزایش استرس و پیامدهای منفی در زندگی شخصی و شغلی افراد شود. بر این اساس شناسایی علل و استفاده مؤثر از راهبردها برای غلبه بر تعللورزی ضروری است (رجبپور، فرمانی و امانی، 1391).
از آنجا که علل تعللورزی برای هر فرد میتواند متفاوت باشد، روانشناسان از زوایای مختلف (شناختی، رفتاری) شیوههای درمانی و تکنیکهایی را برای غلبه بر تعللورزی ارائه دادهاند که در بحث درمان میتوان به شیوههایی چون: تلاش برای ایجاد انگیزه و پرهیز از تنبلی و بیحالی، پرهیز از توجیه، تلقین درمانی، تنبیه و شرطی شدن اجتنابی، تغییر محیط، ایجاد عشق و علاقه، یافتن دوست منضبط، بازی با احتمالات، خودتنظیمی و یادآورها، استفاده از شیوههای همپیمانی، عدم انتظار پیشرفت سریع، روش هیجانی غلبه بر تعللورزی اشاره کرد (استیل، 2007؛ نقل در آقاتهرانی، 1385).
برای غلبه بر تعللورزی چهار مرحلهی اساسی مطرح شده است: 1) آگاهی شخص از رفتارهای تعللورزانه. 2) ایجاد رفتارهای هدفمدار برای انجام تکالیفی که از آنها اجتناب شده است. 3) تعهد به تحمل ناراحتیهای کوتاهمدت به منظور رسیدن به دستاوردهای بلندمدت. و 4) مداومت در حفظ نگرش ضد تعللورزانه (فیاضی و کاوه، 1388).