ناصرالدین شاه قاجار و ارزش های اسلامی

دانلود پایان نامه

(( لقیط هرگاه در قلمرو اسلامی یافت شود و نسب او معلوم نگردد محکوم به اسلام است یعنی مسلمان محسوب می شود)).
(( لقیط سرزمین غیر مسلمان که احتمال تولد او از مسلمان نباشد، غیر مسلمان خواهد بود)).
اگر لقیط همراه خود مالی داشته باشد ملقط می تواند از آن برای هزینه نگهداری و تربیت لقیط استفاده کند و اگر خود قدرت مالی نداشته باشد می تواند از مراجع عمومی کمک بگیرد.
گفتار دوم : حمایت از کودکان بی سرپرست قبل از انقلاب
از چگونگی شکل گیری و تاسیس مراکز پرورشی کودکان بی سرپرست به صورت دولتی سابقه مدونی وجود ندارد.
بر اساس مدارک تاریخی موجود تا سال 1280 هجری شمسی این گونه مراکز در ایران ساخته نشده بود. به نظر می رسد فکر تاسیس پرورشگاه از فرنگ به ایران سرایت کرده و به دوره ناصرالدین شاه قاجار می رسد.
در سال 1282 هجری شمسی اولین پیشنهاد ساخت پرورشگاه رسمی در مجلس شورای اسلامی ارائه شد تا این تاریخ موسسه های کوچک خیریه خصوصی وجو داشتند. نهاد دیگری که وظیفه سرپرستی اطفال را به عهده داشت (( جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران)) که در سال 1296 هجری شمسی تاسیس شد. پس از آن با شکل گیری شهرداری ها وظیفه حمایت از اطفال سر راهی و بی سرپرست بر عهده شهرداری هم گذاشته شد.
اولین دارالایتام در دروازه قزوین و اولین دارالرضاعه که همان شیرخوارگاه است در دروازه دولت در سال 1298 تاسیس شد. در سال 1324 هجری شمسی پرورشگاه دروازه دولت تغییر نام داد و بنگاه مستقل پرورشگاه کودکان نامیده شد. در سال 1338 هجری شمسی بنگاه پرورش کودک به تفکیک دختران از پسران پرداخت. این بنگاه در سال 1341 هجری شمسی با دارالایتام دروازه قزوین ادغام شد. در سال 1332 خانم پروین دولت آبادی 54 نفر از کودکان بی سرپرست پرورشگاه شهرداری را به باغی در ورامین برد و محلی به نام بنگاه پرورش کودک ایجاد کرد.
در دوره گذشته، سیاست های رژیم در جهت بسط و گسترش پرورشگاه ها استوار بود و با عدم توجه به ارزش های اسلامی و بسیاری نیازمندی ها، فقر، محرومیت برخی خانواده ها و سایر زمینه هایی که موجب آسیب در جامعه می شد با تبلیغ رژیم گذشته به امور کودکان بی سرپرست که باعث شد روند روبه رشدی در ایجاد مراکز نگهداری از کودکان بی سرپرست باشد را شاهد باشیم. همچنین تعداد بسیاری از کودکان با بریدن از خانواده های خود در حالی که دارای خانواده بودند به مراکز نگهداری و حمایت از کودکان پناه می آوردند و از طرفی خانواده هایی که از سر نداری و فقر درمانده بودند، اطفال خود را به این مرکز می سپردند بطوری که با مقایسه آمار این پرورشگاه ها در سال اول تاسیس و سال پنجم، می توان به سرعت وحشتناک روبه رشد جذب این اطفال پی برد.
گفتار سوم : حمایت از کودکان بی سرپرست پس از انقلاب
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و استقرار جمهوری اسلامی بر پایه آموزه های تعالیم دینی، سیاست های دولتی تغییر کرد. از نظر اسلام، هیچ محیطی برای اطفال، مناسب تر از محیط طبیعی انها یعنی خانواده نیست. محیط پرورشگاه ها تحت تاثیر فرهنگ دوره قبل از انقلاب و بی بند و باری آسیب پذیر شده بود. فرزندانی که در این محیط ها رشد می کردند از ضعف هایی برخوردار بودند که آثار مخرب آن، در شخصیت آنها تاثیر می گذاشت. سیستم گسترش پرورشگاه که اختراعی غربی است و مورد توجه اسلام نبوده، در صورتی که مسلمانان از سرپرستی اطفال غفلت نمایند، جهت فسادی که از بی سرپرستی اطفال به جامعه می رسد آن را تجویز می نماید. به همین جهت سیاست های دولت شروع به ادغام و جمع آوری تشکیلات گسترده حمایت از کودکان بی سرپرست، در قبل از انقلاب نمود و حمایت از این اطفال را در کانون های خانواده و شبه خانواده مورد توجه قرار داد.
با توجه به سیاست های کلی دولت، پرورشگاه ها در سال های پس از انقلاب برچیده شد و بعضی از آنها مخل و مابقی درهم ادغام گشتند. بطوری که هم اکنون چند واحد کوچک در غالب شاخه خدماتی حمایتی سازمان بهزیستی کشور باقی می ماند.با توجه به وظایف قانونی دولت، در حمایت از کودکان بی سرپرست، که حضانت این گونه اطفال را بر عهده دارد، وجود این گونه مراکز را اعلام می نمایاند. از این رو پرورشگاه ها، بطور کامل جمع آوری نشده است و بطور محدود وجود دارد. وجود اطفال بی سرپرست واقعیتی انکار ناپذیر است و جمع آوری مراکز نگهداری این اطفال، موجب برچیده شدن معضلات نخواهد شد. برای حل این مشکل، تنها برچیدن زمینه های نگهداری از اطفال کافی نیست و روش های جایگزینی از جمله نگهداری از کودکان در کانون خانواده و تحت حمایت دولت و قوانین نام برد، که فرزند خواندگی یکی از این روش ها است. البته غیر از فرزند خواندگی، مکانیسم دیگری، از قبیل شبه خانواده و ایستگاه موقت فرزندان و … هم وجود دارند. شبه خانواده به خانواده هایی گفته می شود که بصورت موقت، پذیرای کودکانند، و علاوه بر نگهداری کودکان خود، مراقبت و پرورش یک تا چند کودک را می پذیرند. کودکان مشمول این طرح، در چارچوب کودکان واجد شرایط فرزندخواندگی نیستند و علاوه بر کودکان بی سرپرست شامل کودکان بد سرپرست می شوند.
گفتار چهارم : ماهیت حقوقی فرزند خواندگی
وقتی از ماهیت حق.قی بحث می شود منظور ذات تشکیل دهنده آن موضوع می باشد، اینکه عمل حقوقی عقد است یا ایقاع و یا واقعه حقوقی است؟ یا نهادی مستقل است که به منظور حمایت از کودکان تاسیس شده است؟
ماده 1 قانون حمایت از کودکان بی سرپرست مقرر داشته است: هر زن و شوهر مقیم ایران می توانند، با توافق یکدیگر طفلی را با تصویب دادگاه طبق مقررات این قانون سرپرستی نمایند. طبق این ماده زن و شوهر با توافق و تمایل یکدیگر طفلی را می پذیرند. پس قبول سرپرستی نه تحمیل از سوی قانونگذار است و یا نه امری طبیعی و خارج از اراده است تا آن را واقعه حقوقی بدانیم.
برخی فرزندخواندگی را سازمان ویژه ای دانسته اند که، هیچگونه اثر حقوقی برای توافق زن و شوهر پذیرنده با خانواده یا طفل قائل نشده و فقط رای دادگاه را منشاء اثر حقوقی تلقی نموده اند. همچنین با توجه به مواد قانون حمایت از کودکان بی سرپرست رضایت فرزند خوانده شرط برقراری این رابطه نیست و فرزند نمی تواند قصد انشا کند یا از اراده ی کامل برخوردار نیست فرض عقد و قراردادی بودن آن نیز منتفی به نظر می رسد. همچنین فرض ایقاع بودن نیز قابل دفاع نمی باشد زیرا ایقاع برای گسیختن و قطع رابطه است نه ایجاد رابطه. بنابراین، این نتیجه بدست می آید که رابطه ایجاد شده، نه عقد است و نه ایقاع، بلکه تاسیس و نهادی است که شزایطی برای تامین منافع مادی و معنوی طفل تحت سرپرستی ایجاد شده و متقاضیان می توانند تقاضای خود را مطرح و دادگاه پس از بررسی صلاحیت مالی و اخلاقی آنها و مصلحت طفل نیز ایجاب نماید، حکم سرپرستی طفل را مناد به پیروی از نظر دکتر امامی باید گفت قبول فرزندخواندگی تقبل تعهدی است که دادگاه می تواندبا توجه به موقعیت خاص این نهاد، تقاضا را تائید یا رد کند. به نظر می رسد فرزندخواندگی در ایران نوعی قرارداد است که یک طرف دادگاه از طرف طفل بدون سرپرست و طرف دیگر متقاضیان سرپرستی می باشد.
مبحث چهارم : قانون حاکم بر فرزند خواندگی
دانستیم که فرزندخواندگی در دسته ارتباطی احوال شخصیه در حقوق ایران می باشد و از این طریق می توان قوانین حاکم بر فرزندخواندگی را مشخص کرد که ما در دو گفتار مورد بررسی قرار می دهیم:
گفتار اول : قوانین حاکم بر فرزندخواندگی ایرانیان شیعه
گفتار دوم : قوانین حاکم بر فرزندخواندگی ایرانیان غیر شیعه
گفتار اول : قوانین حاکم بر فرزندخواندگی ایرانیان شیعه
همانطور که در مباحث گذشته بیان نمودیم، در حقوق اسلام فرزندخواندگی به رسمیت شناخته نشده است. در بین مسلمانان این تاسیس با شرایط و آثاری دیگر تحت عنوان سرپرستی مورد قبول قرار گرفته است.