نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری و مجموعه فرصت‌های سرمایه‌گذاری

دانلود پایان نامه

ایراد روش MBA در محاسبه IOS :
وقتی شرکت دارایی بلندمدت دارد، از آنجائیکه این داراییها بر مبنای بهای تمام‌شده تاریخی است زیاد قابل اتکا نیست. این برای شرکتهای ژاپنی که در شرایط تورمی و نوسان خیلی زیاد قیمت‌ها به سر می‌برند مناسب نیست. از طرف دیگر برای شرکت‌های کوچک که طبعاًً ارزش دفتری داراییهای آنها کمتر است ولی ممکن است فرصت‌های رشد بهتری داشته باشند نیز معیار مناسبی به شمار نمی‌رود. ولی با همه این تفاسیر هنوز یکی از پر‌کاربردترین روشهاست (مدنی،1391).
کالاپور و همکاران طی تحقیقاتی در دوره 3 تا 5 ساله این مسئله را که فرصت‌های سرمایه‌گذاری به طور متوسط منجر به سرمایه‌گذاری واقعی و طبعاً ایجاد و تحقق فرصتهای رشد می‌شوند پرداختند. یافته‌های آنها چنین بود:
نتایج نشان داد که متغیرهایی که شامل نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار می‌شوند بهطور منفی(معکوس) با رشد تحقق یافته رابطه دارند متغیرهایی که حاصل استفاده از مخارج سرمایه‌ای هستند بهطور مستقیم و مثبت با رشد در ارتباطند و همچنین متغیرهای حاوی مخارج RandD هیچ رابطه قوی و محکمی با رشد ندارند و در نهایت E/P گاهاً و نه همواره با رشد در ارتباط است. تجزیه و تحلیل‌های بیشتری نشان دادند که سیاست‌های توزیع، ممکن است اطلاعات اضافی را در خصوص چشم انداز رشد شرکت که مربوط به معیارهای نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، است را بهدست دهد.
در همه دیدگاه‌هایی که مجموعه فرصت‌های سرمایه‌گذاری را تبیین می‌کنند، فرصت‌های رشد به صورت گونه‌هایی از اختیار خرید که ارزش آنها به ارزش سرمایه‌گذاریهای آتی شرکت بستگی دارد تعریف شده است. مطابق نظریات واتز و اسمیت ما نیز به این نتیجه دست یافتهایم که متغیر معمول مورد استفاده که همان نسبت ارزش دفتری به ارزش روز است (B/M) بیشترین ضریب همبستگی را با فرصت‌های رشد داراست. این نتایج برای همه فرمولهایی که در آنها به نوعی از این نسبت استفاده شده است مثل MBA و MBE و Q Tobin’s و صادق است.
اما با پیدا کردن رابطه‌ای بین رشد تحقق‌یافته و نسبت E/P ، آنچنان موفق نبودیم. مخارج سرمایه‌ای با رشد رابطه دارند ولی شدت مخارج RandD با رشد رابطهای ندارند. بنابراین متغیر RandD احتمالاً نمیتواند یک متغیر خوب برای تخمین فرصتهای سرمایه‌گذاری آن هم در ایران باشد، آنطور که نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری در توصیف یافته‌ها موفق است. یافته‌ها البته حاکی از این واقعیت است که نداشتن همبستگی احتمالاً دلیلی است بر معرفی این متغیر بهعنوان یک متغیر ضعیف جهت اندازه‌گیری فرصتهای سرمایه‌گذاری.
در تحقیق دیگری فرصتهای سرمایه‌گذاری بهعنوان جریان ورودی وجه نقد در آینده از محل داراییهایی که در مالکیت شرکت است و شرکت به وسیله آنها اختیارهایی را در آینده جهت خرید و به خدمتگیری داراییها بدست می‌آورد، تعریف شده است. ارزش بازار شرکت حاصل جمع ارزش داراییهای ترازنامه‌ای و فرصت‌های سرمایه‌گذاری آتی شرکت است. در این تحقیق برای اندازهگیری جریانات نقد ناشی از دارایی‌های ترازنامه‌ای از مدل CAPM و از مدل OPM برای اندازه‌گیری ارزش فرصت‌های رشد استفاده شد. شرکت میانیگن موزون داراییها و فرصت‌های رشد است. فرصت‌های رشد، دارایی نامشهودند. برای اندازه‌گیری آنها مجبوریم بدانیم که فرصت‌های سرمایه‌گذاری چگونه برای شرکت ایجاد و در دسترس قرار می‌گیرند. فرصتهای رشد به عواملی از قبیل سودآوری آتی سرمایهگذاریها، کمیت(تعداد) سرمایه‌گذاریهای آتی و انحراف معیار بازده آتی شرکت، بستگی دارد.
از اینرو در تحقیق خود با استفاده از مفروضات زیر مدلهای CAPM و OPM را مورد استفاده قرار دادند:
هر فردی دارای ابزارهای تحلیلی مناسبی است.
در هر نقطه از آینده و در هر زمانی، سرمایه‌گذاران عقاید، باورها و انتظارات همگنی از ارزش دارایی‌ها دارند.
بازار سرمایه قوی است و مالیات صفر است.
نرخ بازده بدون ریسک است.
توزیع ارزش دارایی در پایان هر دوره تقریباً نرمال است.
انحراف معیار نرخ بازده همه داراییها ثابت است.
در این مقاله مجموع مدل CAPM+OPM کل ارزش شرکت را تشکیل میدهند. در این تحقیق نشان داده شد که تفاوت میان شرکت و دارایی‌های ثابت مشهود، عملکردی است که حاصل سرمایه‌گذاریهای آتی شرکت است همچنین نسبت بهای جایگزینی و انحراف معیار بازده داراییها نیز حاصل اختلاف کل شرکت با داراییها است(مدنی، 1391).
می‌یرز در مقاله‌ای به تبیین مدلی همگانی و قابل فهم برای فرصت‌های سرمایه‌گذاری پرداخت. در این مقاله دو هدف دنبال شد : 1- ارائه مدل برای فرصتهای رشد . 2- تأیید‌پذیری و قابلیت اتکای مدل.
2-2-2) مدل عمومی فرصت‌های رشد
مدل رایج و قابل آزمون برای فرصتهای رشد ناشی از مزایا و محدودیتهای شرکت است. همانطور که در نمودار نشان داده می شود: مدل به ما می‌گوید که فرصتهای رشد به عنوان معیاری از IOS بهطور مثبت با مزایای شرکت از قبیل شهرت تجاری، چند ملیتی بودن، اندازه و قابلیت سودآوری و بهطور منفی با معایب و محدودیتهای شرکت از قبیل اهرم و ریسک سیستماتیک در ارتباط است.
مدل تحقیق:
2-2-3) مزیت شهرت
شهرت تجاری یک زنگ خطر جهت اثربخشی شرکتهاست، که در اکثر تصمیمات مهم از قبیل تخصیص منابع و انتخاب تنوع محصولات اهمیت دارد. برای کسب شهرت لازم است ویژگی‌ها و عوامل خود را در جهت حداکثر کردن منافع عمومی بکار گرفت. در حقیقت مخاطبین شرکت مشتاقند تا شهرت از طریق مبانی حسابداری– اطلاعات بازار و یا عملکرد شرکت افزایش یابد. ایجاد و تداوم شهرت ذینفعان شرکت را متأثر می‌سازد. شهرت خوب مزیت رقابتی ایجاد می‌کند (مدنی، 1391). در صنعت، شهرت مورد انتظار شرایطی را میطلبد که عبارتند از: 1- کسب بازده اضافی در صنعت 2- قابلیت تحمیل قیمت زیاد به مشتری 3- ایجاد تصویر ذهنی خوب در بازار سرمایه جهت سرمایهگذاران.
2-2-4) متغیرهای شهرت