نظریات جامعه پذیری و مدیریت افکار عمومی

دانلود پایان نامه
4- رسانه‌های ارتباط جمعی:
به وسایل انتقال پیام ها از فرستنده یا فرستندگان به مخاطب یا مخاطبان گفته می‌شود؛ که شامل روزنامه، کتاب، رادیو، تلویزیون، ماهواره، تکنولوژی‌های نوین ارتباطات و اطلاعات و اینترنت و…است.این وسایل دارای ویژگی‌هایی مانند پیام‌گیران ناآشنا، سرعت عمل زیاد و تکثیر پیام هستند .(دادگران،1384)
رسانه‌های جمعی مانند تلویزیون، فیلم، کتاب و …نقش بسیار مهمی در القای ارزش‌های جامعه به افراد دارند.نگرش‌ها و الگوهای رفتاری ما از اطلاعات داده شده و شیوه‌های ارایه شده توسط این رسانه‌ها تاثیر می‌پذیرد .(رابرتسون، 1377)
رسانه‌های همگانی به عنوان یکی از عوامل بسیار مهم اجتماعی کردن مطرح هستند.روزنامه ها، نشریات ادواری، مجلات و به ویژه تلویزیون و رسانه‌های نوین ماهواره‌ای و الکترونیکی و دیجیتالی، هر روزه مورد استفاده وسیع گروه‌های مختلف اجتماعی و از جمله نسل های کودکان، نوجوانان و جوانان قرار می گیرد و نگرش و عقاید آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.تحقیقات فراوانی انجام شده است که تأثیر برنامه های رسانه‌یی را بر نگرش‌های کودکان و بزرگسالان تحلیل کرده‌اند.اگر چه هنوز بیشتر این تحقیقات از نظر استنباط قطعی نیستند.اما نمی‌توان انکار کرد که رسانه‌های جمعی انواع گوناگونی از اطلاعات و محتوا(به ویژه هنجارها و ارزش‌ها) را انتقال می‌دهند.(گیدنز ،1377)
رسانه‌ها به عنوان فراهم کننده چارچوب‌های تجربه برای مخاطبان، نگرش‌های کلی فرهنگی‌ای برای تفسیر اطلاعات توسط افراد جامعه در جوامع امروزی ایجاد می‌کنند.رسانه‌ها شیوه‌هایی را که افراد زندگی اجتماعی را تفسیر کرده، نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند را با کمک نظم دادن به تجربه ما از زندگی اجتماعی، قالب ریزی می کنند(همان، 479).بنابراین در جریان جامعه پذیری کودکان و نوجوانان و جوانان، رسانه‌ها نقشی اساسی ایفا می‌کنند، بدین معنی که ارزش‌ها و هنجارهای خانوادگی و اجتماعی را به نسل جدید انتقال می‌دهند و آن را درونی می‌کنند.
رسانه‌ها، کارکرد‌ها و نقش های متعددی در جامعه برعهده دارند.”دنیس مک کوئیل” McQuail در کتاب “مقدمه‌ای بر نظریه‌ی رسانه‌های جمعی”، ارتباط جمعی را فرآیندی جامعه‌گستر و رسانه‌ها را میانجی روابط اجتماعی می‌داند.وی معتقد است، همانطور که از واژه media یا رسانه برمی‌آید، رسانه‌های جمعی از چند لحاظ میانجی هستند: یکی اینکه غالباً میان ما به عنوان دریافت کننده و آن بخش از تجربه بالقوه‌ای که خارج از ادراک یا تماس مستقیم ما است، قرار می‌گیرند؛ دوم ممکن است، میان ما و سایر نهادهایی که با آن سر و کار داریم(قانون، صنعت، دولت و غیره) قرار گیرند؛ سوم امکان دارد پیوندی میان این نهاد‌های گوناگون ایجاد کنند؛ چهارم رسانه‌ها، مجراهایی هستند که توسط آنها دیگران با ما و ما با دیگران ارتباط برقرار می کنیم و پنجم اینکه غالباً رسانه‌ها با فراهم آوردن اسباب و لوازم، به ادراک ما از سایر گروه‌ها، سازمان‌ها و رویدادها شکل می دهند( مک کوئیل، 1382). به نظر مک کوئیل، “نهاد رسانه به کار تولید، بازتولید وتوزیع معرفت به معنای وسیع آن، یعنی نمادهایی یا مرجع‌هایی معنی دار و قابل تجربه در جهان اجتماعی اشتغال دارد.این معرفت ما را توانا می سازد تا به تجربه خود معنا ببخشیم، به دریافت های ما از این تجربه نظم و نسق می دهد و ما را یاری می کند تا معرفت های گذشته را محفوظ نگهداریم و به درک امروزین خود استمرار بخشیم”(همان، ص 81 – 82).رسانه‌ها وظیفه انتشار انواع معرفت را برعهده دارند، پس به جای دیگر نهادهای معرفتی(آموزش و پرورش و دانشگاه و…) هم عمل می‌کنند.رسانه‌ها در یک فضای عمومی فعالیت می کنند، یعنی علی الاصول در دسترس همه اعضای جامعه به صورت باز، داوطلبانه و کم هزینه قرار دارند.رسانه‌ها در مقایسه با سایر نهادهای اجتماعی، بر تعداد بیشتری اثر می‌‌گذارد و زمان بیشتری را به خود اختصاص می‌دهد. “هارولد لاسول” Lasswell و “چارلز رایت” Raite از جمله پژوهشگرانی هستند که به طور جدی به نقش و کارکرد رسانه‌ها در جامعه توجه کرده‌اند.آنها معتقدند که رسانه‌ها دارای کارکردهای نظارت بر محیط، ایجاد همبستگی اجتماعی در واکنش به محیط و انتقال میراث فرهنگی و سرگرمی و پرکردن اوقات فراغت است(همان، 108).این دو نظریه پرداز ارتباطات بر این باورند که در کارکرد نخستین، وظیفه رسانه‌ها نظارت، مراقبت، تهیه و رساندن خبر درباره‌ی محیط پیرامونی است.دومین کارکرد رسانه، انتخاب و تفسیر اطلاعات در محیط است.رسانه اغلب شامل انتقادات و تجویزهایی برای چگونگی و منش افراد به حوادث است.دراین نقش رسانه‌ها به تقویت ارزش‌های اجتماعی، اجماع و افشای انحرافات، رجوع به پایگاه رهبران افکار، ممانعت از تهدید ثبات اجتماعی و وحشت عمومی، مدیریت افکار عمومی و نظارت بر حکومت و حفاظت می‌پردازند.یکی دیگر از کارکردهای رسانه، انتقال فرهنگ، افزایش انسجام اجتماعی و تعمیق تجربه‌ی مشترک، کاستن از نابهنجاری‌های اجتماعی و احساس از خود بیگانگی، استمرار اجتماعی شدن پیش و پس از آموزش رسمی و کمک به یک‌دست سازی و انسجام است.
از نظر “هارولد لاسول” Lasswell جامعه شناس و نظریه‌پرداز ارتباطی امریکایی، رسانه‌ها در حکم انتقال‌دهنده فرهنگ، برای انتقال اطلاعات، ارزش‌ها و هنجارها از یک نسل به نسل دیگر و از افراد جامعه به تازه واردها، کاربرد دارند.آنها از این راه با گسترش بنیان تجربه‌ی مشترک، انسجام اجتماعی را افزایش می‌دهند.رسانه‌ها با استمرار اجتماعی شدن پس از اتمام اموزش رسمی و نیز با شروع آن در طول سالیان پیش از مدرسه، به جذب افراد در جامعه کمک می‌کنند.گفته شده است که رسانه‌ها با نمایش و عرضه‌ی جامعه‌ای که فرد خود را با آن هم هویت ساخته و معرفی کرده است، می‌توانند احساس از خود بیگانگی یا احساس بی‌ریشه بودن او را کاهش دهند (سورین و تانکارد، 1381). از نظر مک کوئیل نیز، مخاطبان از رسانه‌ها برای کسب تأیید ارزش‌های شخصی، جذب الگوهای رفتاری، هم‌ذات‌پنداری با دیگران و پیدا کردن بینش راجع به خود استفاده می‌کنند (مک کونیل، 1382).
2-3- هدف های جامعه پذیری:
علی رغم تفاوت های محیطی و فرهنگی، جامعه پذیری دارای هدف ها و مقاصد مشترکی است که در زیر آورده شده است:
1- یکی از مقاصد جامعه پذیری آموزش قواعد و نظامات اساسی، از آداب و عادات و رفتار روزمره گرفته تا روش های علمی به افراد است.
فرد در خانواده با نظم و مقررات آشنا می شود، هنگام خوابیدن، غذا خوردن، بازی کردن و …را از والدین می آموزد و در مدرسه این روند ادامه پیدا می کند و فرد با نظم و انضباط خاصی رشد می کند و در صورت عدم رعایت آن ها با کنترل اجتماعی روبرو می شود.
2- فراگرد جامعه پذیری به همان میزان که عادات و رفتار فرد را مطابق با هنجارهای اجتماعی تحت نظم و انضباط در می آورد، به او امید و آرزو می دهد.
انضباط، وقتی بدون پاداش باشد غیر قابل تحمل می شود اما اگر در قبال آن به فرد وعده ی پاداش داده شود، در واقع او امید به ادامه ی رفتار را داشته باشد، به مرور زمان رعایت انضباط برای فرد به صورت یک عادت در آمده و جزئی از شخصیت فرد می گردد.
3- فراگرد جامعه پذیری از طریق برآوردن خواست ها، آرزوها، امیدهای فردی یا ممانعت از دستیابی به آن ها، برای فرد هویت می آفریند.
در جامعه صنعتی، احساس هویت فردی، نه تحت تاثیر گذشته فرد، بلکه بعدا طی زندگی حاصل می شود.افراد جامعه از آزادی عمل و اختیار بیشتری برخوردارند و فراگرد اجتماعی شدن به عواملی نظر جنسیت، وابستگی قومی و پایگاه خانوادگی بستگی چندانی ندارد.
4- فراگرد جامعه پزیری، نقش های اجتماعی و نگرش ها، انتظارات و گرایش های مربوط به آن نقش ها را به فرد می آموزد.
مشاغل نوعی هویت شخصی و در واقع یک نقش اجتماعی است.مثلا در جامعه معلم از احترام و مسئولیت معنوی خاصی برخوردار است، پس شخصی که می خواهد معلم شود باید فراخور نقش و مقام اجتماعی معلم باشد، از طرز نگرش، گفتار و کردار با هویت معلمی خود همخوانی داشته باشد.
5- هدف دیگر از فراگرد جامعه پذیری، آموختن مهارت ها است.
افراد زمانی در جامعه منشاء اثر واقع می شوند که مهارت ها را کسب کرده باشند.امروزه یادگیری مهارت های انتزاعی خواندن و نوشتن و مهارت های دشوار دیگر، از راه آموزش و پرورش رسمی، مهم ترین وظیفه اجتماعی کردن است.در واقع فردی که فاقد مهارت های لازم و مورد نیاز جامعه است از لحاظ اقتصادی، غیرمولد و از لحاظ اجتماعی، بیگانه و حاشیه نشین محسوب می شود.به عبارتی دیگر آموزش و پرورش رسمی، شرط لازم جامعه پذیری موثر در نظام اجتماعی امروز است.(علاقه بند،1390)
2-4-نظریات جامعه پذیری
تقریبا همه متفکران اجتماعی از زمان افلاطون و ارسطو، آموزش و پرورش را در بطن نظریه های اجتماعی خود مورد توجه قرار داده اند.همچنین روان شناسان با جستجوی برخی شباهت های اساسی در ساختار کل شخصیت های آدمی، این شباهت ها را ناشی از فراگردهای تربیتی مشابهی که شخصیت ها را شکل می دهند، تلقی کردند.
کوشش برای مطالعه ی آموزش و پرورش به عنوان یک پدیده ی اجتماعی، همزمان با گسترش و رواج تفکر علمی و پیدایی جامعه شناسی اهمیت پیدا کرده است.