ج. نوامبر 22nd, 2019

نظریات جرم شناسان معاصر//پایان نامه بزهکاری زنان

1 دقیقه خوانده شده

نظریات جرم شناسان معاصر

متناسب با تغییر تحولات مختلفی که در عرصه های گوناگون در دهه های اخیر شکل گرفته است توجه به مساله بزهکاری به ویژه بزهکاری زنان پیش از گذشته مورد توجه جرم شناسان قرار گرفت. در این جا مورد توجه قرار دادن 3 نظریه مهم که مختص بزهکاری زنان براساس مطالعات جرم شناسی است بزهکاری زنان را با دقت و تامل بیشتری مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. نظریه ملاحظه کاری اتو پلاک نظریه کنترل و قدرت جان هاگان و نظریه­ی عمومی فشار رابرت آتینو از جمله دیدگاه های معاصر بزه کاری زنان هستند.

بند اول: اتو پلاک و ملاحظه کاری اجتماعی

یکی از جرم شناسانی که بزهکاری زنان و مردان را مورد مطالعه قرار داد. اتو پلاک[1] بود او مطالعات بسیاری را در مورد زنان بزهکار انجام داد. موردی را که مورد توجه قرار داد اختلاف بزهکاری زنان و مردان بود. از جنبه های مختلف این مورد را کنکاش قرار داد. براساس آمار رسمی از نرخ بزهکاری زنان و مردان بود. از جنبه های مختلف این مورد را کنکاش قرار داد. براساس آمار رسمی نرخ بزهکاری زنان کمتر از مردان بود. در وهله اول از عوامل بیولوژیکی و روانی زنان را در این باره موثر می دانست[2].(به طوری که معتقد بود جرایم زنان در واقع کمتر از مردان نیست بلکه زنان به خاطر همین خصوصیات خودشان مانند: حیله گری،تزویر و اغواگری باعث پنهان ماندن بزهکاری خود می شوند.) به همین دلیل رقم سیاه بزهکاری زنان بیشتر از مردان است. از سوی دیگر به خاطر ضعف توانایی جسمانی زنان آنان معمولاً قربانیان و بزهکاران خود را از میان افرادی انتخاب می کنند که توانایی گسترده ای دارند. جرایمی مانند بچه کشی اساس نظریه های پلاک این بود که علل پایین بودن بزهکاری زنان را باید رد ملاحظه کاری اجتماعی نسبیت به زنان بزهکار جستجو کرد. از یک سو وقتی زنی مرتکب جرم می شود اطرافیان او کمتر تمایل دارند تا بزهکاری او را گزارش کنند. از سوی دیگر حضور زنان در جرایمی که نیاز به توانایی جسمانی بالا دارد کمتر ولی در جرایم آپارتمانی که نیاز به مخفی کاری دارند بیشتر است. اگر به نقشهای اجتماعی که زنان سپرده می شود توجه کنیم می بینیم اکثراً نقشهایی به زنان داده می شود که در محیط بسته تحقق می یابد. به همین دلیل رویت و کشف جرم آنان به دشواری صورت می گیرد[3] .(ملاحظه کاری اصلی در رابطه با زنان بزهکار توسط دستگاه حاکم بر عدالت کیفری صورت می پذیرد. یعنی رویکرد اجتماعی همیشه با تسامح و جوانمردی با این قبیل زنان برخورد نموده است.

این تسامح در 3 مرحله صورت می گیرد: 1-مرحله کشف و افشا جرم: جرایم زنان به خاطر ماهیتی که دارند کمتر کشف می شوند. افشا جرم به همین صورت است. چرا که برخی به خاطر مسائل حیثیتی و شغلی از اعلام جرم علیه زنان خودداری می کنند.

2-مرحله تعقیب و تحقیق. در این مرحله تا جایی که ممکن است دستگاه عدالت کیفری سمی به ختم رسیدگی و اغماض بزهکاری زنان دارد.

3-مرحله محاکمه و صدور حکم: قضاوت معمولاً با گذشت بسیار با زنان برخورد می کنند و اگر ناگریز از مجازات باشند سعی به اعمال خفیف ترین نوع ان می کند. بنابراین ملاحظه می شود که پولاک علت اصلی پایین بودن بزهکاری زنان را بیشتر در نوع برخورد سازوکارهای کیفر با بزهکاری زنان جستجو می کند تا عوامل دیگر.

[1]Otto pollak

[2]-معظمی. شهلا- بزهکاری کودکان و نوجوانان. ص207

[3]-وظیفه.علیرضا- جنسیت و بزهکاری. ص89

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

ارتباط بزه دیدگی با بزهکاری زنان