نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو و سلسله مراتب نیازهای مازلو

دانلود پایان نامه
—————————–
ابعاد مشارکت – دکتر رهنمود – مجله مدیریت دولتی
آثار مثبت مشارکت کارکنان – تنهایی – مجله مدیریت دولتی
(( بروکز براین نکته تاکید دارد که تشکیل گروههای کاری نیمه مستقل که در زمینه مسائل استراتژیکی که در سطوح پائین مدیریت کارساز نیست ، باید از آن اجتناب کرد )) 1
د : گروههای کنترل کیفیت : این گروهها در تقسیم بندیهای کاری نیمه مستقل جای میگیرند ودر زمانی برای بررسی مشکلات ویا بهتر کردن انجام یک فرآیند در کنترل محصولات موسسه صورت میگیرد . این گروهها از سرپرستان قسمت خط تولید موسسه تشکیل گردیده ودر زمانیکه مشکل مورد نظر دفع ویا آنکه در پیشنهاد فرآیند بهتر ، توافقی صورت گیرد منحل میشوند .
ه : جلسات غیر رسمی : این مشارکت میتواند بطور منظم یا موردی برگزار گردد و هر سطح از مدیریت یا کارکنان را پوشش دهد . این جلسات معمولاً توسط مدیر برگذار میگردد و در زمانیکه هم مدیریت و هم کارکنان در جلسه حاضر باشند بسیار موثر است . مشارکت غیر رسمی اصطلاحی است برای توصیف درگیری غیر رسمی کارکنان در تصمیمات روزانه که برکار آنها تاثیر میگذارد )) 2
—————————-
ابعاد مشارکت دکتر فرج الله رهنمود ، مجله مدیریت دولتی
آثار مثبت مشارکت کارکنان – تنهایی – مجله مدیریت دولتی
این روش معلول سبک رهبری مدیریت ارشد سازمان است که برای پیشنهادها و انتقادهای زیردستان خود آمادگی داشته باشد و کارکنان را در تصمیم گیری دخالت دهد .
درجات مشارکت کارکنان در سازمانهای گوناگون و رابطه آن با سلسله مراتب نیازها :
یکی از تقسیم بندیهای اساسی که باعث گردیده تا بیشتر به نوع رفتارای انسان در سازمانها توجه گردد نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو بوده است که آن را در سال 1943 مطرح ساخته ، بنظر مازلو سلسله مراتب نیازهای انسان به پنج بخش تقسیم میشود که انگیزه ایجاد شده در او وابستگی به ارضاء هرکدام از نیازهای مذکور دارد . این نیازها بدین قرارند :
نیاز فیزیولوژیکی ، ایمنی ، اجتماعی ، احترام و خودیابی بنظر او تمامی نیازهای بشر در این چند طبقه دسته بندی میشود و بعد از ارضاء یک نیاز ، نیاز دیگر مجال ظهور می یابد .
حال سوال اینجاست که نیاز کارکنان در سازمان :
اولاً : تا چه حدی از این سلسله مراتب ارضاء شده
ثانیاً : با توجه به نوع و درجه نیازها کارکنان در چه درجه ای از مشارکت فعالیت مینمایند ویا آنکه آیا یک رابطه مستقیم بین سلسله مراتب نیازها ودرجات مشارکت وجود دارد ؟
پاسخ به این سوال را با توجه به نظریه رهبری وضعی ، هرسی و بلانچارد بیان میکنیم . در بین سبکهای رهبری و سلسله مراتب نیازها تقریباً یک رابطه مستقیم وجود دارد .
در مدل هنجاری سبک مشارکتی کارها با افرادی مناسب است که دارای نیازهای غالب خودیابی هستند . اما برای کار با افرادی که نیازهای اولیه برانگیخته میشود سبکهای دستوری و تشویقی بیشتر کاربرد دارند . یکی دیگر از مباحثی که باید در مورد درجه مشارکت افراد به آن توجه شود آن است که خیلی از افراد نمیخواهند بخاطر مشارکت در اموری مورد آزار و اذیت قرار بگیرند . و این پرسش قابل مطرح شدن است که آیا علیرغم خواسته افراد و نقطه به این دلیل که فرک میکنیم مشارکت برای آنها خوب است آیا باید آنها را به سمت مشارکت رهنمون شویم ؟
برای پاسخ به این سوال به دو پدیده مهم در مشارکت سازمان برمی خوریم (( کم مشارکتی )) و ((‌بیش مشارکتی )) برطبق عقاید دیویس و نیوااسترادام بعضی از افراد مشارکت بیشتری را در مقایسه با دیگران طلب میکنند که آنهم بستگی به سطح نیازهای بروز داده شده شان برمیگردد .1

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   صنعت بیمه

(( بطورکلی براساس نظریات نویسندگان و صاحب نظران مدیریت مشارکتی : افراد با نیازهای اولیه به درجات پائین مشارکت بهتر پاسخ میدهند و افراد با نیازهای غالب ثانویه به درجات بالای مشارکت .
دیگر اینکه مشارکت تنها تحت شرایط خاص است که میتواند برای موسسه سودمند باشد ویا آنکه مورد توجه قرار گیرد (( لاک ، شویجر ، لاکام )).
یک تقسیم بندی دیگر که از درجه مشارکت وجود دارد که به آن میپردازیم :
1) حق اظهار :