نظریه عدم تقارن اطلاعاتی و نظریه عدم تقارن اطلاعات

دانلود پایان نامه

لی و مک لاو (1993) نیز با بهره گیری از اطلاعات بین روزی سطح عدم تقارن اطلاعاتی بیشتری را در دوره قبل از اعلان سود گزارش نموده اند.ایزلی و اوهارو (1992) نیز دریافتند به تناسب افزایش عدم تقارن اطلاعاتی حجم مبادلات نیز افزایش پیدا نموده است،البته آنها نیز این امر را در دوره قبل از اعلان سود مشاهد نموده اند.
یان (1998) نیز دریافت ،واکنش بازار سهام نسبت به بازده غیر عادی رابطه مثبتی با عدم تقارن اطلاعاتی در دوره قبل از اعلان سود دارد.لیبی (2003) با بررسی شرکت های مستقر در بورس تورنتو وجود عدم تقارن ازاطلاعاتی را در دوره قبل از اعلان سود گزارش نمود.ویل (2004) نیز با بررسی شرکتهای فعال در یورونکست پاریس سطح عدم تقارن اطلاعاتی بیشتری را قبل از اعلان سود مشاهده نمود.اطلاعات بیشتر در فصل 2 آمده است.
4-1 اهمیت و ضرورت تحقیق
یکی از نکات مهمی که همواره در مورد بازار های سرمایه خصوصاً بورس های اوراق بهادار مطرح می گردد ،بحث کارایی بازار می باشد که بر طبق آن تمامی اطلاعات موجود در بازار ،اثرات خود را بر روی قیمت سهام منعکس می نماید .شاید بتوان از دیدگاه فرضیه بازار کارا،دلیل وجودی حسابداری را عدم تقارن اطلاعاتی بیان نمود که در آن یکی از طرفین مبادله اطلاعات بیشتری را نسبت به طرف مقابل در اختیار دارد .این امر به علت ورود معاملات و اطلاعات درونی بوجود می آید.
حتی اگر قیمت بازار اوراق بهادار کاملاً منعکس کننده اطلاعات باشد باز هم این احتمال وجود دارد که افراد درون سازمان بیش از افراد برون سازمان در مورد وضعیت کیفی شرکت اطلاعات بیشتری در اختیار داشته باشد و بتواند به واسطه این مزیت اطلاعاتی در جهت کسب منافع بیشتر اقدام نماید.در این جاست که یکی از زیر شاخه های بحث عدم تقارن اطلاعاتی موسوم به “گزینش (انتخاب)متغیر “نمایان می شود.
گزینش مغایر به وضعیتی اطلاق می شود که در آن فروشندگان اطلاعات مربوطی در اختیار دارند که خریدارن از آن بی اطلاع می باشند و (بالعکس)،که این امر دقیقاً قبل از وقوع معامله به وجود می آید. زمانی که معامله گران در بازار از وجود افراد غیر مطلع آگاه شوند مسئله گزینش مغایر افزایش می یابد. در این حالت افزایش سطح عدم تقارن اطلاعاتی از طریق گسترش تقارن دامنه پیشنهادی قیمت خرید و فروش سهام نشان داده می شوند و بازار گردان ها از افزایش این تفاوت برای جبران و سبک گزینش مغایر بهره می گیرند.به عبارت دیگر حضور افراد نا آگاه در بازار سرمایه این امکان را فراهم می سازد تا سرما یه گذاران حرفه ای نرخ بازده بالاتری به دست آورند.
معمولاً زمانی که اطلاعات تازه ای از وضعیت شرکت ها در بازار منتشر می شود ،این اطلاعات توسط تحلیل گران ،سرمایه گذاران و سایر استفاده کنندگان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و بر مبنای آن ،تصمیم گیر ی نسبت به خرید یا فروش سهام صورت می پذیرد.
این اطلاعات و نحوه واکنش آن ها و رفتار استفاده کنندگان به خصوص سهامداران بالفعل و بالقوه تاثیر گذاشته و باعث افزایش و یا کاهش قیمت و حجم مبادلات سهام می گردد.زیرا نحوه برخورد افراد با این اطلاعات جدید نوسانات قیمت ها را شکل می دهد.بنایراین ،در صورت انتشار محرمانه و نا همگون اطلاعات واکنش های متفاوتی را از سوی سرمایه گذاران به واسطه ورود عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه شاهد می باشیم که این امر تحلیل های نادرست و گمراه کننده ای را از وضعیت جاری بازار به همراه خواهد داشت.
مطالب فوق می تواند بیانگر اهمیت موضوع عدم تقارن اطلاعاتی و تاثیر غیر قابل انکار آن بر روی تصمیم گیری های اقتصادی افراد باشد.
5-1چارچوب نظری تحقیق
در دهه 1970 میلادی سه دانشمند به نام های مایکل اسپنس ،جرج اکرلوف و جوزف استیلیتز (برندگان جایزه نوبل اقتصاد در سال 2001) در زمینه اقتصاد اطلاعات ،نظریه ای را پایه گذاری کردند که به نظریه عدم تقارن اطلاعاتی موسوم شد.در آن زمان محافل مالی و اقتصادی دنیا همواره سوال هایی به شرح ذیل مطرح بود:
چرا کسانی که قصد خرید اتومبیل دست دوم دارند ترجیح می دهند به واسطه مراجعه کنند تا به فروشنده؟
چرا موسسه ها با وجود اطلاع از وضع مالیات بر سود سهام، بین سهامداران خود سود تقسیم می کنند؟
چرا نرخ بهره در کشورهای جهان سوم اغلب بیش ا زحد بالاست؟
مساله اطلاعات نا متقارن در جایی اتفاق می افتد که یک فرد اطلاعاتی در ارتباط با رویداد های اقتصادی داشته باشد و فرد یا افراد دیگر فاقد آن باشند.تا کنون ما تصور می کردیم که کیفیت کالاهای مورد معامله همیشه برای همه طرفهای مشارکت کننده در یک معامله مشخص است .مثالهای بی شماری وجود دارد که این فرض و تصور درست نیست .معمولاً یک طرف معامله نسبت به طرف دیگر اطلاعات بیشتری در اختیار دارد .
با توجه به اینکه میزان اطلاعاتی که در اختیار یک طرف معامله قرار دارد ،توسط دادگاه یا سایر مراجع قابل تشخیص نیست بنابراین نمی توان برای برابری نمودن اطلاعات قرارداد تنظیم نمود.
برندگان جایزه نوبل ،پاسخ مشترکی برای سوالات مطرح شده ارائه دادند و با استفاده از فرضیه واقع بینانه عدم تقارن اطلاعاتی به بسط نظریه خود پرداختند و برای سوالات فوق پاسخ هایی به شرح ذیل ارائه نمودند:
فروشندگان اطلاعات بیشتری نسبت به خریداران درباره کیفیت اتومبیل دارند.
مدیران شرکت ،بیش از سهامداران از وضعیت سودآوری موسسه مطلع می باشند.
وام گیرندگان بهتر از وام دهندگان درباره توانایی شان جهت باز پرداخت اقساط در آینده اطلاع دارند.
به طور مشخص ،اکرلوف نشان داد که عدم تقارن اطلاعاتی می تواند موجب افزایش گزینش مغایر در بازار ها شود که این امر قبل از وقوع معامله برای افراد بوجود می آید .اسپنس خاطر نشان کرد که در شرایط خاص ،واسطه های مطلع می توانند با انتقال اطلاعات محرمانه خود به واسطه های کم اطلاع، درآمد بازار خود را بیشتر کنند.به این ترتیب مدیر شرکت با صرف مخارج اضافی برای مالیات سود سهام ،خبر از بالا بردن سود می دهد.
مقاله اکرلوف (1970) با عنوان “بازار نابسامان “اولین تحلیل رسمی از بازار هایی را که با مشکل گزینش مغایر رو به رویند،معرفی می نماید .اکرلوف نوعی بازار را به تصویر می کشد که در آن به اصطلاح رایج ،فروشنده نسبت به خریدار اطلاعات بیشتری را در اختیار دارد.البته حسابداران برای کاهش مشکل گزینش مغایر ،سیاست افشای کامل را پذیرفته اند تا میزان اطلاعات در اختیار عموم افزایش یابد.
شرکتهایی که بر اساس اطلاعات نهایی از سودآوری بالای خود مطلع می باشند،سود سهام پرداخت می کنند و بازار آن را علامتی برای خبر خوب تلقی می کند و قیمت بالاتری برای سهام آن شرکت قائل می شود. و از این طریق با بالا رفتن قیمت سهام مالیات پرداختی بر روی سود سهام را جبران می کنند. )جلیلی،1378، ص 208)2.
6-1 اهداف تحقیق
هدف اصلی در این تحقیق ،تعیین تاثیر اعلان سود بر کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در بین سرمایه گذاران می باشد.
7-1- فرضیات تحقیق
در این تحقیق ،تفاوت موجود بین قیمتهای پیشنهادی خرید و فروش سهام و رابطه آن با حجم مبادلات و قیمتهای سهام در زمان اعلان سود مورد بررسی قرار میگیرد تا در یابیم: