نظریه فشار ساختاری و انحرافات اجتماعی

دانلود پایان نامه

یک عنصر از ساخت اجتماعی، هدف‌ها با مقاصدی است که فرهنگ جامعه تعیین می‌کند و به صورت آرمان‌های اجتماعی در میاید،احساس مردم نسبت به آن‌ها و میزانی که برای هدف‌ها ارزش قائل می‌شوند یکسان نیست، برخی از این اهداف فرهنگی به سائق‌های اولیه وجود انسان بر می‌گردد، اما توسط آن‌ها تعیین نمی شود. عنصر دیگر ساخت اجتماعی راه هایی است که جامعه برای رسیدن به هدف‌ها و آرمان‌های فرهنگی توصیه می‌کند،هر گروه اجتماعی هدف هایش را با راه‌های مجاز و نهادی شده منطبق می‌سازد و بر اساس افراد هر جامعه را در دو دسته قرار می‌دهد.
1- افراد راست رفتار (یا کسانی که اهداف فرهنگی و ابزارهای نهادی شده را پذیرفته اند).
2- افراد کج رفتار (یا کسانی که نتوانسته‌اند بین دو عامل فوق همسازی ایجاد کنند).
کج رفتاری دسته دوم از نظر مرتن شامل چهار نوع است:
1-نو آوری
2- مناسک گرایی
3- واپس زنی
4- شورش و طغیان
ملاحظه می‌شود که مرتن، ساخت اجتماعی را در ایجاد جرم موثر میداند و این تأثیر گذاری ساخت را از دریچه اهدافی که در چنین ساختی نهادی شده می‌بیند. در حالی که امکان دستیابی همگان برای تیل به اهداف مورد نظر در این ساخت مقدور نیست. بر این اساس به طور مثال پول و پولدار شدن به عنوان یک هدف نهادی شده پذیرفته شود و نظام اجتماعی، قادر به ایجاد مشاغل یا راه هایی که بتواند افراد را به آن هدف برساند، نباشد،آنومی با نا- بسامانی و از هم گسیختگی اجتماعی ایجاد می‌شود که در آن صورت باید منتظر هنجار شکنی و انحراف بود، خاطر نشان می‌سازد،تبیین انحرافات اجتماعی در نظر یه مرتن بیش از آن‌ها متوجه تمامی افراد جامعه باشد.بیشتر معطوف به گروه‌های فقیر و محروم جامعه است (عبداللهی ،1381، 145). در عین حال راه‌های دیگری نیز هست که با هنجار‌ها و دستورات اخلاقی جامعه تضاد دارد، اما باز دهی آن‌ها سریع است بسیاری از این راه‌ها که رسیدن به هدف را آسان می‌سازد از نظر جامعه غیر اخلاقی است احتکار،دزدی و تقلب از جمله راههای سریع و فوری است که جامعه آن‌ها را منع کرده است.
هر چند هدف‌ها و راه‌های تیل به آن‌ها در ترکیب با هم عمل می‌کنند، به این معنی نیست که همیشه رابطه پایدار و ثابت با یکدیگر دارند.تاکید بر هدف‌ها ممکن است با تاکید بر وسا یل رسیدن به آن‌ها فرق داشته باشد.چنانچه رفتن از هر راهی برای رسیدن به باز باشد نشاندهنده آن است که جامعه دچار ناهماهنگی یا نا بسامانی است.
شکل دیگر از ناهمگویی فرهنگی هنگامی پدید می‌آیدکه وسایل لازم برای رسیدن به هدف‌های فرهنگی خود هدف اصلی فراموش شود،در این صورت حوزه انتخاب راه‌ها به شدت محدود می‌شود و گرچه ثبات جامعه تضمین می‌شود،ولی تغییر به سخره گرفته می‌شود. نمو نه این وضع ،جامعه مذهبی متکی به سنت است که در آن به نظر افراد هر گونه انحراف از راه‌های پذیرفته شده هراس انگیز می‌نماید. وسواس شغلی کارمند اداری نمونه‌ای از این وضع است و بالاخره وضعیتی در جامعه وجود دارددکه در آن‌ها بین هدف‌های فرهنگی و راه‌های نهادی شده میل به هدف‌ها توازن وجود دارد عناصر اینگونه جوامع هماهنگی بسیار دارند گروه‌ها نسبتا با ثبات هستند و راه تغییر بر نمی شدند.
تا زمانی که افراد با انتخاب هدف‌ها و پیروی از راه‌های نهادی شده توفیق حاصل کنند، توازن میان عناصر فرهنگی حفظ می‌شود. رضایت افراد دو جانبه است رضایت از رسیدن به هدف‌ها و رضایت از طی کردن راه‌های نهادی شده در نظام اجتماعی متوازن زیان هایی که فرد از این طریق متحمل می‌شود باید به نحوی که جامعه تعیین کرده است جبران شود.
توزیع نقش در پایگاه‌های اجتماعی باید به شکلی باشد که افراد در هر نقش و پایگاهی که هستند با پیروی از هدف و راه‌ها پاداش مناسب دریافت کنند،بنابراین هر جا که انحراف از هنجارها مشاهده شود نشانه ان است که اتحاد بینآرمانهای تعریف شده فرهنگی و راه‌های نهادی شده ،گسسته شده است.
هیچ جامعه‌ای نیست که هنجارهای تنظیم کننده رفتا ر نداشته باشد،آنچه جوامع را متفاوت می‌سازد ،میزان تأثیر رسمها ،عادات و نظارت‌های اجتماعی در رسیدن افراد به هدف‌های فرهنگی است. وقتی راه‌های نهادی شده رها می‌شوند،افراد ممکن است بین راه‌های جدید راهی را انتخاب کنند که سریعتر و راحت‌تر آن‌ها را به هدف می‌رساند.در چنین وضعیتی وحدت عناصر تشکیل دهنده ساخت سست می‌شود و حالت بی هنجارها (آنومی) پدید می‌آید هنگامی که میان هدف‌های فرهنگی وراههای نهادی شده هماهنگی وجود نداشته باشد،فریبکاری ،فساد و رشوه خواری و ارتکاب انواع جرم‌ها افزایش می‌یابد(مصواتی اذر ، ۱۳۷۴ ،85)
نظریه مرتون به رغم کاربرد فراوانش در بررسی و تحلیل مسائل اجتماعی و آسیب‌های اجتماعی، از مفهوم اتومی دورکیم دور است. اگر بخواهیم به درستی درباره این نظریه قضاوت کنیم ،باید بگوییم که نظریه مرتون یک نظریه عدم تعادل ساختاری است. این عدم تعادل ساختاری (بین اهداف فرهنگی وسایل دسترسی به انها) نوعی فشار را در سطح فردی ایجاد می‌کند، که فرد را به سوی یافتن راههای برای انطباق بهتر خودش با این شرایط سوق دهد. در واقع حق با طرفداران نظریه فشار ساختاری است که مرتون را واضع نوعی فشار ساختاری می‌داند (کوثری: ۹۲:۱۳۸۵).
۲-4-2-1-2- کلوارد و اهلین
ریچارد کلوارد و اهیلین در اثر خود با نام «بزهکاری و فرصت» نظریات مرتون و کوهن را در هم امیخته و بسط می‌دهند، کلوارد و اهلین معتقدند که مرتون تنها یک روی سکه را دیده است زیرا وی انحراف را برحسب ساختار فرصت قانونی تبیین کرده اما ساختار فرصت غیرقانونی را مورد ملاحظه قرار نداده است از این رو همان طور که فرصت‌های موفقیت ازاین طریق متفاوتند فرصت موفقیت از راههای غیر قانونی هم با یکدیگر فرق می‌کند.(صفوی،1370،70)
به بیان کلوارد و اهلین بزهکاری را باید در میان افراد پایین جستجو کرد (کوثری ،۱۳۸۲:۱۲). آن‌ها مدعی‌اند که فرض مرتون در مورد کمتر بودن فرصت‌های مشروعه طبقات محروم برای دستیابی به اهداف معقول اجتماعی درست است اما این فرض که این افراد در مواجه با نبود فرصت‌های مشروع به طور خودکار و موفقیت آمیزی کج روی می‌کنند درست نیست چون اعضاء طبقات فرودست پس از مواجه با فرصت‌های مشروع اقترافی هم مواجه می‌شوند. به بیان دیگر بسیاری از اعضاء طبقات محروم حتی در طبقه خود، فرصت کمتری از بقیه دارن که از طریق نابهنجار به موفقیت نائل شوند. بنابراین درست است که برخی اعضاء طبقه پایین برای ارتکاب کج رفتاری تحت فشارند، اما لزوما نمی توانند کج رفتاری کنند، چون از فرصت‌ها با ابزارهای نامشروعی که برای کج رفتاری لازم است بی بهره‌اند. (سروستانی 46:1386).
این دو، فرضیه خود را در این دو جمله خلاصه می‌کند « با هماهنگی بین آنچه به عنوان خواسته جامعه، جوانان را به سوی آن هدایت می‌کند و آنچه عملا در دسترس انهاست منشا اصلی ناکامی است. به نظر این دو فرصت‌های نامشروع از طریق عضویت در سه خرده فرهنگ 1. جنایی 2. تضاد 3. کناره گیری بدست می‌ایند. عضویت در خرده فرهنگ جنایی، جوانان طبقات محروم را با انواع سرقت که از طریق آن می‌توان به هدف رسید آشنا می‌کند و بسیاری از این جوانان عضو این خرده فرهنگ نیستند و از فرصت‌های نامشروع آن هم سهمی ندارند. عضویت در خرده فرهنگ تضادخاص جوانانی است که گردن کلفت و بزن بهادری داشته باشند. و بتوانند در گنگ بزهکاری جایگاهی برای خود دست وپا کنند و آنان که چنین ویژگی هایی ندارند خود به خود واجد شرایط عضویت نیستند به نظر کلوارد و اهلین عضویت در خرده فرهنگ کناره گیران، خاص کسانی است که به مصرف مواد مخدر علاقمند‌اند و چون نتوانسته‌اند به عضویت در خرده فرهنگ دیگر – جنایی و تضاد در ایند و جایگاه و توفیقی همچون در دنیای بزهکارانه و چه در جهان همنوایان نیافته‌اند دچار شکست مضائف شده‌اند خلاصه انکه کلوارد و اهلین هم مثل کوهن اصل فرض مرتن در مورد شکاف اهداف و ابزار و ارتباط ان با کج رفتاری را پذیر فته‌اند اما مدعی‌اند که این شکاف با دخالت متغییر « فرصت‌های نا مشروع افترافی » به کج رفتاری می‌انجامد.
2-4-2-1-3- نظریه بیسازمانی اجتماعی
این نظریه‌ها عمدتا بین رفتار انحراف و عواملی چون سن، تراکم جمعیت، مذهب، کار و فقر، رشد جمعیت و شهر نشینی همبستگی معنا داری قائلند و به دو شاخه اصلی تقسیم می‌شوند.