نظریه کنترل اجتماعی و گروه های اجتماعی

دانلود پایان نامه

تعیین مظروف و نوع ارتباط بستگی کامل با سن تماس گیرنده دارد. برای مثال افرادی که در سنین نوجوانانی به سر می برند نمی توانند وارد گروه های گانگستر شوند.
همچنین تعداد تماس، شدت تماس و نیت تماس نقش مهمی در عمل یادگیری دارد. هر چه تعداد تماس ها بیشتر باشد و ارتباطات از صمیمیت تراکم یافته تری برخوردار بوده و در فواصل زمانی طولانی حاصل شده باشد، فرد بیشتر در معرض یادگیری قرار می گیرد. با این وجود محیط اجتماعی سالم و محیط اجتماعی ناسالم ، سازنده عملی بوده که می تواند سالم و موافق با هنجارها و ارزش های عام باشد و یا این که می تواند انحرافی و مخالف با نگرش های مسلط در جامعه باشد. بنابراین نتایج ذیل از نظریه پیوند افتراقی ساترلند به دست می آید:
الف- قانون شکنی یاد گرفته می شود.
ب- بخش اصلی یادگیری در چارچوب گروه های صمیمی و شخصی صورت می گیرد. برای مثال: خانواده، گروه دوستان و گروه همسالان.
ج-بزهکاری در کنش متقابل با اشخاص دیگر و در فرایند ارتباط یاد گرفته می شود.
بر اساس تئوری معاشرت ترجیحی می توان نتیجه گرفت:
1-بین خانواده سالم باشد تا بزهکاری رابطه معکوس وجود دارد.
2- بین گروه دوستان سالم و شدت بزهکاری رابطه معکوس وجود دارد.
3- هر چه ارتباطات اعضای خانواده سالم از صمیمیت بیشتری برخوردار باشد امکان بروز رفتار انحرافی کمتر می شود.1.
د- رابطه بین زمان، شدت و تواتر تماس با انحراف معنی دار است. این بدان معناست که میزان معاشرت فرد با افراد بزهکار در مقابل افراد بهنجار اهمیت دارد. به طوری که معاشرت بیشتر با منحرفین نسبت به همنوایان با احتمال بیشتر منحرف شدن همراه است.
مدت زمان معاشرت بسیار مهم است. ارجحیت از این نظر اهمیت دارد که اگر رفتار موافق رعایت قوانین در کودکی آموخته شود فرد در وضعیتی متفاوت با کسی قرار دارد که از ابتدا به عدم رعایت قانون تشویق شده است. به عبارتی تأثیر تماس در کودکی با دوران بلوغ بیشتر است تا تأثیر آن در زمان بعدی.
عامل دیگر شدت تماس با دیگران است. به طوری که ” یک شخص در تماس با دوستان یا اعضای منحرف خانواده فرد احتمال بیشتری دارد که دچار انحراف شود2.”
گفتار سوم:
نظریه های کنترل،نظریه پیوند اجتماعی(تراویس هیرشی)
نظریه پردازان کنترل اجتماعی فرض می کنند که تمام انسان ها استعداد سرپیچی از قانون را دارند و اگر کنترل نشوند مرتکب بزهکاری می شوند. نظریه پردازان کنترل اجتماعی این سؤال را مطرح می کنند که چرا مردم از قواعد و قوانین جامعه پیروی می کنند؟ آنان استدلال می کنند که مردم به این دلیل از قانون اطاعت می کنند که رفتارها و ایده های آنان از طریق نیروهای بیرونی و درونی کنترل می شود.
” نظریه پردازان کنترل اجتماعی معتقدند که ممکن است افراد اعتقاد داشته باشند که پرداختن به بزهکاری موجب ایراد صدمه به والدینشان می شود یا شانس آن ها را برای ورود به دانشگاه به خطر خواهد انداخت یا شاید شغل خود را از دست بدهند. در واقع نظریه پردازان کنترل اجتماعی معتقدند که رفتار افراد از طریق وابستگی و تعهد به مردم، نهادها و فرایندهای مرسوم کنترل می شود، و اگر این تعهد و دلبستگی از بین برود آن ها در زیر پا گذاشتن قانون آزاد هستند. 1 ”
نظریه کنترل اجتماعی را با نظریات هیرشی می شناسند. هیرشی را ارایه اعتقاداتش بر مهمترین الزامات میان جرم و نظم اجتماعی متداول تکیه نموده است و در این باره به رفتار نهادهای رسمی چون خانواده، مدرسه و همتایان توجه نموده است. هیرشی همنوایی را حاصل وجود پیوند های اجتماعی بین افراد و جامعه و اعمال انواع کنترل از طرف جامعه به افراد دانسته و ناهمنوایی ( بزهکاری یا انحراف ) را ناشی از گسستن پیوندهای شخص با نظم قراردادی جامعه می داند. هیرشی موضوع پیوند زدن فرد و اجتماع را مطرح نموده ( پیوند اجتماعی ) و معتقد بود که هر چه افراد وابسته، متعهد و درگیر و معتقد باشند، پیوند آن ها با اجتماع محکم تر است و کمتر مرتکب جرم می شوند. ولی هر چه افراد میزان وابستگی، دلبستگی، تعهد و درگیری و اعتقاد کمتذی داشته باشند پیوند آن ها با جامعه سست تر است و احتمال بزهکاری آن ها بیشتر.به نظر وی ” وابستگی به همسالان تنها زمانی موجد بزهکاری است که آن ها به رفتار بزهکارانه بها دهند. ولی این یافته ها با آن دسته از نظریه های فرهنگی که به این فرض مبتنی هستند که انگیزه برای بزهکاری از طریق روابط صمیمی و شخصی انتقال می یابد ناسازگار است. هیرشی دریافت تنها وقتی که کنترل های اجتماعی ضعیف شده باشد حشر و نثر بایاران بزهکار می تواند رفتار بزهکارانه را افزایش دهد.”
هیرشی معتقد بود: ” افرادی که به گروه های اجتماعی مانند خانواده، مدرسه و همسالان سخت وابسته اند، احتمال کمتری هست که مرتکب اعمال بزهکارانه شوند1.”
هیرشی دریافت چهار عنصر به طور معنی دار الزاماتی را بین نوجوانان و جامعه ایجاد کرده، این چهار عناصر عبارتند از:
1-وابستگی و تعلق
2-تعهد
3-مشغولیت
4-اعتقاد
در زیر توضیحات مختصری در مورد این عناصر اربعه داده می شود.