نظریه کنش متقابل نمادین و جورج هربرت مید

دانلود پایان نامه

در مقابل مکتب شیکاگو گرایش دیگری توسعه پیدا کرد که به مکتب آیوا معروف است که دیدگاههای روش شناختی مکتب شیکاگو را قبول نداشته است.از صاحبنظران این مکتب می توان از مانفرد کان نام برد.گروه دیگری هم هستند در حد وسط مکتب شیکاگو و آیوا  قرار می گیرند و از جمله آنان می توان  از آرنولد رز نام برد.
2-5-4 نظریه کنش متقابل نمادین:
کنش متقابل نمادین مطالعه ای از نوع جامعه شناسی خرد است و در مقابل جامعه شناسی کلان و مطالعات پهن دامنه جامعه شناسی همچون نظریه ساختاری قرار می گیرد.
کنش متقابل نمادین نظریه ای است که بر اهمیت ارتباطات نمادین یعنی ژست ها و مهمتر از همه زبان در رشد فرد – گروه و جامعه تأکید می کند.این نظریه بیان میکند که رفتار اجتماعی ما به نقش ها و پایگاه هایی که مورد پذیرش ماست، بستگی دارد.همچنین رفتار اجتماعی ما بنابر گروهی که بدان تعلق داریم و نهادهایی که در آن ایفای وظیفه می کنیم شکل می گیرد.این مکتب بر این باور است که کنش اجتماعی میان انسانها ناشی از وجود نمادهای مشترک است.در نظریه کنش متقابل نمادین فرض بر این است که انسانها در فراگرد کنش متقابل اجتماعی به گونه ای نمادین، معناهایی را به دیگران انتقال می دهند و دیگران این نمادهای معنادار را تفسیر می کنند و بر پایه تفسیرشان از این نمادها واکنش نشان می دهند.بنابراین تفسیرهای ذهنی ما از جهان تا حدود زیادی تعیین کننده رفتار ما هستند.هسته اصلی مورد علاقه نظریه پردازان کنش متقابل نمادین تأثیر معانی و نمادها بر کنش و کنش متقابل است.
نظریه پردازان کنش متقابل نمادی به این قضیه می پردازند که انسانها چگونه طی کنش متقابل به گونه ای عام و در جریان اجتماعی شدن به گونه ای خاص این معانی و نمادها را یاد می گیرند.نماد(symbol) یک معنی یا واقعه ای است که معنایش را از ماهیت چیزی که بدان متصل است نمی گیرد بلکه معنای نماد توسط توافق مردمی که در ارتباطات خود از آن استفاده می کنند حاصل می شود.
طرفداران نظریه کنش متقابل نمادین استدلال می کنند که عملاً همه کنش های متقابل میان افراد انسانی متضمن تبادل نمادها ست.
هنگامی که ما در کنش متقابل با دیگران قرار می گیریم دائما در جستجوی سرنخ هایی هستیم برای اینکه چه نوع رفتاری در آن زمینه مناسب است و این که چگونه آنچه را منظور دیگران است تعبیر کنیم.کنش متقابل نمادین توجه ما را به جزییات کنش متقابل بین افراد جلب می کند و این که چگونه از آن جزییات برای فهمیدن آنچه دیگران می گویند و انجام می دهند استفاده می شود.یکی دیگر از کاربردهای نظریه کنش متقابل در تحلیل وضعیت های چهره به چهره است.این نظریه همچنین می تواند نشان دهد که چگونه شیوه های مختلف کنش متقابل نمادین بر انتظارات مردم اثر می گذارد.
کنش متقابل نمادین چهارچوبی نظری است که جامعه را محصول کنش متقابل افراد و گروههای جامعه می داند.طبق این چهارچوب افراد برای برآوردن نیازهای خود در کنار و در ارتباط یکدیگر فرض می شوند. به طور خلاصه کنش متقابل نمادین بر اهمیت ارتباط نمادین یعنی انواع اداها –اطوارها – نمادها و مهمتر از همه زبان تاکید می کند و زبان را نظام گسترده ای از نمادها می دانند ومعتقدند این ارتباطات نمادین در واقع در رشد فرد و جامعه نقشی کلیدی دارند.
کنش متقابل نمادین از مکاتب اخیر جامعه شناسی که مباحث بسیار مهم و متنوعی دارد و حول محور ارتباطات و بحث کنش و کنشگران در اجتماع بحث می کند، از متقدمان این مکتب می توانیم از جان دیویی و کولی نام برد ولی  نظریه پردازان عمده و اصلی این مکتب جورج هربرت مید و هربرت بلومر هستند.
کنش متقابل نمادین بر چند نکته اصلی تاکید دارد:
1- تاکید بر کنش متقابل میان کنگشر و جهان: کنش رفتاری هدفمند و با قصد و نیت است کنگشری که با قصد و نیت با جهان روبروی خودش کنشی را به صورت متقابل انجام می‌دهد این کنش متقابل یک ارتباط دوسویه است که می تواند عمل و عکس العمل داشته باشد و در همین عمل و عکس العمل است که از حالت ایستا به حالت پویا تبدیل می شود.بحث ما در اینجا انسان های کنشگر است که می توانند با قصد و نیت قبلی و تعیین هدف کنشی را به صورت متقابل با جهان و پیرامون خودشان انجام بدهند.
2- در نظر گرفتن کنشگر  و جهان به عنوان یک فراگرد پویا نه یک ساختار ایستا: این مکتب فراگرد ارتباطی را به عنوان یک عمل هدفمند و دارای نیت در نظر می گیرد، پویایی در عمل و عکس العمل است و در هر عمل و عکس العمل، تصمیم جدید، هدف و انگیزه جدیدی را برایش لحاظ می کنیم و کنش را انجام می دهیم.و این به عنوان یک ساختار ایستا نمی‌تواند- باشد.
3- اهمیت اساسی قایل شدن بر توانایی تفسیر جهان اجتماعی از سوی کنشگر:
در این جا انسان به عنوان موجودی خلاق، که دارای  قدرت تفکر است، پس می تواند به تفسیر موقعیت اطراف خودش و تفسیر جهان اجتماعی بپردازد.تفسیرهای مختلف براساس برداشت های مختلف که برگرفته ازگذشته آنها، تجارب، دانش و مهارت های آن هاست که می تواند روی تفسیرهای آن ها تأثیر بگذارد.
2-5-4-1 ریشه های فکری مکتب کنش متقابل نمادین
1- عمل گرایی جان دیویی: که حقیقت یا واقعیت به گونه ای آماده در جهان واقعی در نظر نمی گیرد به نظر ژان دیویی، این واقعیت باید به گونه ای فعالانه ساخته و پرداخته شود.
2- رفتارگرایی اسکینر- واتسون: بررسی رفتارگرایان از عمل و رفتارهای یک فرد به عنوان یک کنشگر نیست بلکه به عنوان رفتار کننده است بنابراین به بحث نیت و هدف و انگیزه توجه نمی کنند- مید به جنبه های پنهان رفتار توجه دارد، پس بحث انگیزه و علت بوجود آمدن رفتار را مورد بررسی قرار می دهد.
2-5-4-2 اصول مکتب کنش متقابل نمادین
1- کنش متقابل نمادین بر ماهیت کنش متقابل اجتماعی که میان افراد است متمرکز است:
به کنش های متقابل که در سطح جامعه انجام می شود توجه می کند، اما نه براساس ظاهر آن بلکه بدنبال ماهیت درونی آن است و علل وعوامل آن را بررسی می کند، در این جا حضور فعال انسان مدنظر است زیرا چنانچه انسان فعال نباشد، عملاً کنشی انجام نمی‌گیرد،( یک نفر با خودش کنشی را انجام نمی دهد)
2- انسان تنها موجودی است که می تواند به نمادونمادسازی بپردازد:
انسان خلاق است و دارای قدرت تفکر، تفاوت انسان با حیوان، قوه ناطقه وخلاقیت است.انسان تنها موجودی است که از یک ذهنیت می تواند عینیتی را بسازد.نمادسازی یکی از این موارد می باشد، یعنی برای برقراری ارتباط و هم معنی شدن و ایجاد تفاهم ورسیدن به یک وجه اشتراک ذهنی به خلق نمادهای مختلفی از جمله یا نمادهای دیگری بپردازد و در نتیجۀ استفاده از نمادها به ارتباطاتی بپردازد.