نقاط مرجع استراتژیک و سیستم های اطلاعاتی

دانلود پایان نامه

عامل مهم دوم در مدیریت فناوری اطلاعات، اقدامات و تحقیقاتی است که اهمیت و تاثیر استراتژیک بر سازمان‌ها خواهد گذاشت؛ اما در برخی از سازمان‌ها، پروژه‌های توسعه برنامه‌ها و سیستم‌های اطلاعاتی کاربردی هستند اما استراتژیک نیستند.
مک فارلان و مک کنی (1982) چهار دسته از سازمان‌ها را شناسایی کرده‌اند که فناوری اطلاعات تاثیرات متفاوتی بر روی آنها می‌گذارد.
نمودار 2-16 این تقسیم بندی را براساس دو معیار یا طیف، تاثیر فناوری اطلاعات بر عملیات سازمان و تاثیر آن بر استراتژی سازمان، در یک جدول دو در دو نشان می‌دهد.

نمودار 2-16- شبکه استراتژیک

مک فارلن و مک کنی 1982
استراتژیک: سازمان‌هایی که در خانه شماره 1 قرار می‌گیرند، سازمان‌هایی هستند که هم‌اکنون و در آینده به فناوری اطلاعات برای عملکرد خود نیاز مبرم دارند، مانند بانک‌ها، در این نوع از سازمان‌ها همبستگی بالایی بین موفقیت سازمان و به‌کارگیری فناوری اطلاعات و سیستم‌های اطلاعاتی وجود دارد.
کارخانه : خانه شماره 2، سازمان‌هایی هستند که برای انجام عملیات روزمره خود به فناوری اطلاعات وابسته هستند، اما به‌کارگیری فناوری اطلاعات برای آنها مزیت رقابتی ایجاد نمی‌کند. این سازمان‌ها خواهان سیستم‌های اطلاعاتی قابل اطمینان و به سرعت در دسترس هستند. نظیر برخی از سازمان‌های تولیدی یا فروشگاه‌های زنجیره‌ای.
چرخشی : خانه شماره 3، این سازمان‌ها در حال حاضر به فناوری اطلاعات خیلی وابسته نیستند، ولی ممکن است که در آینده برای تقویت موقعیت رقابتی خود در بازار از آن بهره‌گیرند مانند برخی از شرکت‌های بیمه و شرکت‌های مشاوره‌ای.
پشتیبانی: خانه شماره 4، در اینگونه از سازمان‌ها، فناوری اطلاعات و سیستم‌های اطلاعاتی نه در وضع کنونی و نه در آینده نقش تحول آفرین و یا تسهیل کننده‌ای را ایفا نمی‌کند. در این سازمان‌ها به فناوری اطلاعات تنها از منظر نوعی هزینه و بدون توجیه اقتصادی مستقیم نگریسته می‌شود.
مک فارلن و مک‌کنی با بررسی تاثیر فناوری اطلاعات بر روی شرکت‌ها، دریافتند که فناوری اطلاعات تاثیرات متفاوتی بر روی شرکت‌ها و صنایع می‌گذارد. همانطور که پیشتر هم گفته شد مک‌فارلن و مک کنی در ابتدا تنها قصدشان بیان تفاوت شرکت‌ها و صنایع در برخورد و سرمایه‌گذاری بر فناوری اطلاعات و یا به قول خودشان ارائه «رویکردی اقتضایی به کاربرد و مدیریت فناوری اطلاعات» بود. اما در اینجا از این الگوی برای شناسایی نقاط مرجع استراتژیک در فناوری اطلاعات از آن استفاده می‌شود.
در این چارچوب دو عامل بسیار مهم برای مدیریت فناوری اطلاعات در یک سازمان تلقی می‌شود. عامل نخست تاثیر فناوری اطلاعات بر عملیات روزمره کسب وکار سازمان است. برخی از سازمان‌ها که فرآیندهای کسب وکار آنها با زیرساخت‌های فناوری و سیستم‌های اطلاعاتی گره خورده است این مورد قابل درک است. به طور نمونه برخی از شرکت‌ها اگر تنها برای چند ثانیه سیستم‌های اطلاعاتی و یا زیرساخت‌های فناوری آنها دچار وقفه شود، در ارائه خدمات و تولید محصول تاثیر جبران ناپذیری بر سازمان خواهد گذاشت. در چنین سازمان‌هایی قابلیت اطمینان زیرساخت‌های فناوری و سیستم‌های اطلاعاتی باید نزدیک به 100% باشد، و تحمل خطا در چنین سازمان‌هایی بسیار پائین است. به اصطلاح کیفیت عملیات فناوری اطلاعات در چنین سازمان‌هایی خطا-صفر باید باشد. امروزه بانک‌ها نمونه‌ای از چنین سازمان‌هایی هستند.
از طرفی دیگر سازمان‌هایی هم یافت می‌شوند که در صورت بروز اشکال و وقفه در عملیات فناوری اطلاعات آنها، حتی برای مدتی طولانی تاثیر جبران ناپذیری بر فرآیند و عملیات کسب وکار آنان نخواهد گذاشت و کسب وکار به عملیات خود به طرق دیگری ادامه می‌دهد.
عامل مهم دوم در مدیریت فناوری اطلاعات، اقدامات و تحقیقاتی است که اهمیت و تاثیر استراتژیک بر آینده و استراتژی سازمان‌ها خواهد گذاشت. اما در برخی از سازمان‌ها، پروژه‌های توسعه برنامه‌ها و سیستم‌های اطلاعاتی کاربردی هستند اما استراتژیک نیستند. به بیانی دیگر الگوی شبکه استراتژیک در اصل به بررسی تاثیر فناوری اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی بر حال و آینده کسب‌وکار می‌پردازد.
شکل 6-9 این تقسیم‌‌بندی را براساس دو معیار یا طیف، تاثیر فناوری اطلاعات بر عملیات سازمان و تاثیر آن بر استراتژی سازمان، در یک جدول دو در دو نشان می‌دهد.
شکل 9-6- شبکه استراتژیک
مک فارلن، مک کنی و اپل‌گیت (2006)
بنابراین در الگوی شبکه استراتژیک به مدیران سازمان‌ها توصیه می‌شود که به دو نقطه مرجع استراتژیک توجه کنند. نقطه مرجع استراتژیک نخست میزان تاثیر فناوری اطلاعات بر فعالیت‌های آینده، استراتژی و بازاریابی سازمان است؛ این نقطه مرجع با توجه به تمرکز خود بر آینده و استراتژی (محیط) همخوانی زیادی با نقطه مرجع هال یعنی میزان توجه مدیران به درون و یا بیرون سازمان دارد و نقطه مرجع دیگر یعنی میزان وابستگی و تاثیر فناوری اطلاعات بر عملیات روزمره را می‌توان همخوان با میزان قوت و ضعف عوامل داخلی در جدول سوات دانست.