هدف از تشکیل خانواده و کودکان و نوجوانان

دانلود پایان نامه

گفتار پنجم : انتقاد از مصوبه 53
مبحث چهارم :‌آسیب های روانشناختی 60
گفتار اول : در هم ریختن بنیان خانواده 60
گفتار دوم : در هم ریختن هویت 61
گفتار سوم : مغایرت با خواسته های اساسی بشر 62
گفتار چهارم : ناهنجاری های اجتماعی 62
گفتار پنجم : روش های دفع ضرر احتمالی 63
نتیجه گیری : 66
پیوست ها : 69
ح
ح
چکیده
تبصره ذیل ماده 26 قانون حمایت ازکودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست مجوز نکاح فرزند پذیر با فرزند خوانده را بیان می دارد.اعمال این تبصره موجب تضییع حقوق فرزند خوانده خواهد شد چرا که در سنین پایین حق انتخاب همسر که یکی از مهمترین حقوق او است، متزلزل خواهد شد و باید از سوء استفاده قرار گرفتن از سوی سرپرستان جلوگیری شود.لذا هدف ما در صدد علت یابی بیان نص صریح قانون گذار از وضع این تبصره می باشد که چه خلایی موجب تدوین این امر شد.بایستی ذکر نموداگر این ازدواج واقع نشود آسیب های اجتماعی و روانی،تهدید ساختار خانواده و همچنین قبیح شمردن این قبیل نکاح ها در دید عرف می باشد.
نگارنده از طریق مطالعات کتابخانه ای به تدوین این پژوهش پرداخته است.
واژگان کلیدی : فرزند خوانده، فرزند پذیر، نکاح، طفل، بی سر پرست، بد سرپرست.
مقدمه:
افزایش جمعیت ،صنعتی شدن جوامع ،بحران افزایش آمار طلاق و کاهش متوسط سن مطلقه ها و کمرنگ شدن روابط عاطفی خانواده ها و نیز حوادث و بلایای طبیعی نظیر سیل و زلزله در سالهای اخیر موجب افزایش آمار کودکان بدون سرپرست و بد سرپرست در جوامع شده است. جامعه شناسان جهان معتقدند بهترین محیط برای پرورش روح کودکان و تلطیف عواطف آنان محیط خانواده است. در نهایت پیدایش نهادی در تمام جوامع لازم گردید تا به بهبود زندگانی کودکان و نوجوانان و تامین سعادت آنان منجر شود.این نهاد فرزند خواندگی نام گرفت.
در دین مبین اسلام فرزند خواندگی به مفهوم متداول امروزی به رسمیت شناخته نشده بود و آنچه قبل از اسلام مرسوم بود منسوخ گردید، اما این امر را نباید به معنای عدم توجه دین اسلام به وضعیت کودکان بی سرپرست و بد سرپرست تلقی نمود،چرا که دین اسلام نیز، تاکید بسیار دارد که اینگونه اطفال در خانواده ها رشد کنند و با آنها به محبت رفتار شود.
در شریعت اسلام، پیوند “علقه” خانوادگی از سه راه امکان پذیر است: نسبی ، سببی و رضاعی.
از دیدگاه مشهور فقهی، پیوند “فرزندخواندگی”، در هیچکدام از پیوندهای سه گانه فوق قرار نمی گیرد. زیرا در متون اسلامی، حکم مستقل و ویژه ای در این مورد وجود ندارد. بنابر این، فرزندخوانده مَحرم نیست، و ازدواج با وی نیز حرمتی ندارد. متدینین غالبا به دنبال راه حلی بوده اند تا برای آسان کردن معاشرت با فرزندخواندگان، به شکلی مَحرمیت ایجاد شود.
پر واضح است که هدف از تشکیل خانواده ،در هر جامعه ای صرفا برآورده کردن نیازهای جسمانی و نفسانی نبوده است ، بلکه، به دنبال توالد و تناسل و بقای نسل نیز بوده اند.چرا که وجود یک یا چند فرزند در هر خانواده ای موجب دلگرمی و علاقه طرفین به زندگی و همبستگی بین زوجین می شود.وجود افرادی که علی رغم میل باطنی به دلایل پزشکی و غیره نتوانسته اند صاحب فرزندی شوند ،اینگونه افراد را واداشت، تا به دنبال به عهده گرفتن سرپرستی فرزندان دیگری باشند. حال اگر قرار باشد این طفلی که به آغوش سرپرستان پناه می آورد روزی به عنوان همسر سرپرست باشد ،دیگر علاقه، آرامش و امنیتی بین زوج ها و همچنین طفل فرزند خوانده باقی نمی ماند و موجب ترس، عدم اطمینان، اختلالات روانی و تشویش اذهان عمومی می شود.
اجازه ازدواج با فرزندخوانده، هرچند منطبق با ظاهر متون فقهی می باشد ولی با محتوای فقه و با سایر قواعد فقهی و اجتماعی ناسازگار است.