ویژگی های اجتماعی و مشاهده مشارکتی

دانلود پایان نامه

3- سومین اصل به تعریف یک فرد دریک موقعیت اجتماعی می پردازد وبه انسان فعال تاکید دارد:
اگر انسان در یک موقعیت اجتماعی قرار نگیرد در معرض کنش متقابل نیست و در نتیجه بحث نماد و نمادسازی و یادگیری و استفاده از نمادها و معانی را نمی تواند بیاموزد و استفاده کند، عملاً در یک ارتباط صفر است، پس این مکتب به انسان فعالی توجه دارد که اولاً: مختار است در انجام عمل و عکس العمل
دوماً: کنشگر را متاثر از حال می داند به جای گذشته.یعنی کنش و واکنش را که فرد انجام می دهد در پی کنش و واکنشی است که در زمان حال بر او وارد می شود نه در زمان گذشته یا آینده.
4- چهارمین اصل اساساً به اجتماعی شدن و شخصیت اجتماعی پیدا کردن و فرهنگ پذیری تاکید دارد.
جامعه شناسی انسان را در سطح جامعه که با استفاده از نمادهای مشترک به برقراری ارتباط اجتماعی و ایجاد روابط 2 سویه می پردازد مورد بررسی قرار می دهد، به انسان منزوی کاری ندارد، بحث اجتماعی شدن و شخصیت اجتماعی پیدا کردن یعنی مهارت زندگی کردن در جامعه اجتماعی است! فرهنگ پذیری برگرفته از جامعه ای که نسل های گذشته در آن زندگی می کردند و نسل های جدید از دل آن نسل قدیم به مرحله ظهور رسیده و باید نحوه اجتماعی شدن و فرهنگ پذیری را یاد بگیرد.
5- اصل پنجم دیگری تعمیم یافته پیدا کردن یا شخصیت اجتماعی از ویژگی های اصلی این مکتب است.دیگری تعمیم یافته
شخصیتی است که دیگران از ما در ذهن خودشان دارند، آن چیزی که از خودمان فکر می‌کنیم با چیزی که دیگران از ما برداشت می کنند می تواند متفاوت باشد.دیگری که از شخصیت ما در ذهن دیگران ساخته می شود به نوع تفسیری که دیگران از شخصیت ما دارند بر می گردد.که این شخصیت برگرفته از کنش های متقابلی است که در طول مدت زمان آشنایی می تواند باعث ایجاد شکل گیری یک شخصیت در ذهن مخاطب شود و دیگری تعمیم یافته همین شخصیت در ذهن دیگری است! در بحث نماد و نمادسازی همین موضوع است.یعنی ما برای برقراری ارتباط یک نمادی در کنش متقابل داریم، اما نوع تفسیر ما از این نماد می تواند در واکنش ما نسبت به اعمال این نماد برای برقراری روابط مؤثر باشد.
6- این مکتب در پارا دایم دوم یا تعریف اجتماعی قرار می گیرد! بحث خلاقیت و قدرت تفکر قایل شدن برای انسان است.
7-روش محققین این مکتب کیفی و بحث مشاهده مشارکتی است.
2-5-4-3 صاحبنظران مکتب کنش متقابل نمادین:
جورج هربرت مید
اساس بحث نقش اجتماعی است.تفاوت بین ویژگی های اجتماعی رفتار و غیر اجتماعی! عمل مشترک را واحد سازنده جامعه می داند! عمل مشترک در استفاده از نمادهای مشترک است برای رسیدن به یک ارتباط ناب مورد بررسی قرار می دهد! اشتراک در معنای استفاده از نمادها در شرکت کننده ها است.که ما را به ارتباط گسترده می رساند! هرچه میزان استفاده از نمادهای مشترک و فهم متقابل یکسان بیشتر به همان میزان سازمان بزرگتر و گسترده تر است.از زبان به عنوان یک نماد نام می برد در یک ارتباط گسترده تر هرچه از نمادهایی  با معنای مشترک بیشتر استفاده کنیم ارتباط ناب تر است.
ذهن: ذهن یک پدیده مادی نیست به عنوان یک فراگرد اجتماعی نگاه می کند! ذهنیت یک انسان تنها با کسی که در یک جامعه بزرگ انسانی در حال زندگی است متفاوت است.اگر ذهن در مقابل کنش متقابل قرار نگیرد به پویایی نمی رسد! برهمین اساس ذهن را یک فراگرد اجتماعی می داند نه یک پدیده مادی.
در هر جریان ذهنی سه ساختار را مطرح می کنند:
هوش:  مهم ترین فرایند حاکم بر هوش تعریف معنی است مبتنی بر قوه استدلال و تجزیه وتحلیل پیرامونی ست لازمه هوشمندی انجام کنش با تأخیر است علت آن هم پاسخ سریع برگرفته از رفتار غریزی است زیرا انسان هوشمند ابتدا به تجزیه و تحلیل کنش می پردازد وسپس جواب می دهد پس این تأخیر ایجاد شده هوشمندی است.
تفکر: زبان عنصر اصلی تفکر است بوسیله زبان به تفسیر نماد می پردازیم و با تفسیر نماد با انجام تفکر اگر با استفاده از یک نماد ابتدا طرف اول کنش انجام دهد و ارتباطی صورت گیرد نفر دوم نماد دریافت می کند ودر ذهن خودش تجزیه و تحلیل و بوسیله زبان تفسیر می کند.عمل تفکر در این جا صورت می گیرد.این فاصله زمانی عمل تفکر همان تأخیر است یاهوشمندی
پویایی در عکس العمل های متقابل از ارگانیسم اول به دوم و برعکس
زبان: انسان دارای رفتار پنهان است برخلاف حیوان انسان به عنوان یک موجود خلاق و نماد ساز می تواند بوسیله زبان به تفسیر نماد بپردازد و بوسیله زبان انسان ها با تعامل همدیگر می توانند بپردازند برخلاف حیوانات پس در نتیجه تحلیل و تفسیر نماد، انسان به عنوان موجود خلاق و متمایز از سایر حیوانات در نظر گرفته می شود.
خود: مید معتقد است همان طور که انسان با استفاده از کنش متقابل می تواند با دیگران ارتباط برقرار کند.این ارتباط را هم با خودش می تواند برقرار سازد! به درون خودش رجوع کند و خودش را تشویق کند.تأیید یا رد بنماید.خود یک شناسنه عینی نیست بلکه یک  فراگرد آگاهانه در ابعاد مختلف است.
ابعاد مختلف خود:
1- توانایی کنش در مقابل خود همانند کنش در مقابل دیگران: بسیار پیش آمده با خودمان خلوت کنیم صحبت کنیم، نقد کنیم و خودمان در مقابل خودمان قرار دهیم، در زمانی که انسان خودش با خودش ارتباط برقرار کند یکی از تقسیم بندی های خود مید است.همان طور که انسان با یکدیگر می تواند کنشی انجام دهد با خودش هم می تواند این عمل را انجام دهد.
2- توانایی کنش در مقابل خود همانند دیگری تعمیم یافته: دیگری تعمیم یافته شخصیتی است که دیگران از ما در ذهن خودشان می سازند! مید معتقد است ما این توانایی را داریم که خود را به مانند دیگری تعمیم یافته نسبت به آن واکنش نشان دهیم.