پایان نامه اضطراب اجتماعی//دیدگاه ساختار گرایی درباره بدن

جهانی شدن و مخاطره: به اعتقاد گیدنز جهانی شدن روی زندگی روزمره ی افراد تأثیر می گذارد. نه تنها این فرآیند سیمای ظاهری جهان دگرگون می کند، بلکه نحوی نگریستن ما به جهان را نیز دگرگون می کند (گیدنز،1385). علاوه بر این از به ارتباط گریزناپزیری بین جهانی شدن و مخاطره قائل است (ریتزر، 1390). او ویژگی های دنیای مُدرن را مخاطره می داند و معتقد است که انسان مُدرن دیگر آن امنیت سابق را ندارد. رشد سریع  و مداوم تکنولوژی و آثار و حاصل از آن، رویارویی با خطرهای واقعی را به بخشی از واقعیت زندگی روزمره تبدیل کرده است. رابطه ی این ویژگی با بدن جسمانی را می توان اینگونه تبیین کرد که از یکسو بدن برای انسان مُدرن به مهمترین مقر و جایگاه کسب هویت تبدیل شده است که با مدیریت آن، به گونه ای دلخواه می توان به هویت خود استمرار بخشید و بدین وسبیله احساس امنیت و قطعیت را تأمین کند و از سوی دیگر کسب هویت مستقل بدنی با روش های مختلف از رویه های لاغری گرفته تا انواع و اقسام جراحی های زیبایی و مصنوعات آرایشی با مخاطرات و ریسک هایی همراه است که انسان مُدرن با آگاهی از اینها با عاملیت بیش از چیش دست به انتخاب می زند و با انتخاب خود به باز تولید مجدد الگوهای جامعه ی مصرفی و بدنی می پردازد.

2-2٠ دیدگاه های ساختار گرایی درباره ی بدن:

این دیدگاه با تلقی بدن به مثابه ی یک متن فرهنگی آنرا رسانه ای می داند که روابط قدرت و سرکوب را در خود مستتر دارد و در تعامل مستقیم و مستتر با بدن اجتماعی قرار دارد (ذکایی، 1387).

2-2٠-1 مری داگلاس [1]: او بدن را به مثابه ی یک متن فرهنگی، اشتغالات و اضطرابات یک فرهنگ خاص، تجلی عینی نیز به آن می بخشد. داگلاس (1970) در اثر کلاسیک خود موسوم به “خطر و خلوص” به تشریح شیوه هایی می پردازد که بدن همچون نمادی از جامعه عمل می کند و چنین استدلال می کند که بدن همچون مُدلی است که می تواند بیانگر هر گونه نظام اجتماعی باشد. داگلاس نوعی مبادله ی مستمر در معانی بین بدن جسمانی و بدن اجتماعی تشخیص می دهد و معتقد است که هر یک دیگری را تقویت می کند. گاهی این دو بدن آنچنان به هم نزدیک می شوند که تقریباً یکی می شوند و گاهی نیز بسیار فاصله دارند. تنش بین این دو مکان امکان تشریح معانی را فراهم می سازد. بنابراین تأکید داگلاس بر این است که بدن در یک فرهنگ خاص چگونه بازنمایی می گردد و چگونه به مکانی برای شیوه های رفتاری و اعمال دلالت کننده ی جامعه تبدیل می شود (ذکایی، 1387).

2-20-2 بوردیو[2]: وی سرمایه ی بدنی را به عنوان یکی از انواع سرمایه ی فرهنگی می داند که در بدن سرمایه گذاری شده است (بوردیو، 1986، به نقل از ذکایی 1387). تولید سرمایه ی جسمانی به شکل دهی اجتماعی بدن ها توسط افراد از طریق ورزش، فراغت و دیگر فعالیت ها اشاره دارد که خود ریشه در عادت واره های افراد دارد. این شکل دهی به گونه ای است که منطق یا جایگاه طبقاتی افراد است و ارزش منزلتی ویژه ای به آن می بخشد (بوردیو، 1986، به نقل از ذکایی 1387).

به اعتقاد او مصرف انسان هویت طبقاتی انسان را تعیین می کند. نوع مصرف نه تنها اندازه، شکل و وزن بدن بلکه حالات، اشارات، نحوه ی راه رفتن، خوردن، آشامیدن و حتی میزان فضای اجتماعی را که به بدن خود اختصاص می دهد تعیین می کند (جواهری، 1387، به نقل از محمودآبادی). بعبارت دیگر بوردیو هدف مدیریت بدن را اکتساب منزلت، پایگاه و تمایز می داند. وی در تحلیل خود از بدن به کالایی شدن آن در جوامع مُدرن اشاره دارد که به صورت سرمایه ی فیزیکی ظاهر می گردد (محمودآبادی، 1390).

[1].Mary Douglas

[2].Bourdieu

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مقایسه اضطراب اجتماعی، تصور بدنی و اُمید به زندگی در زنان و مردان متقاضی جراحی زیبایی با افراد عادی

Author: 92