پایان نامه با واژه های کلیدی ضمیر، برخی، ترکیبی

دانلود پایان نامه

نگوییم که خبر محذوف”مستحق للعباده” باشد و در این هنگام معنی آیه این می شود که هیچ معبود شایسته عبادت به غیر از خداوند تعالی نیست و این معنی با آنچه که صاحب کشاف اختیار کرده بود یکی است و معنی حصر در استحقاق عبادت در خداوند متعال است.372
مولف در این جا با توجه به قواعد ادبیات عرب حصر استحقاق عبادت و الوهیت خداوند متعال و در یک کلام توحید را از آیه برداشت کرده است که از نکات مهم آیه است و فهم این معنا از آیه پاسخی است به کفار که معتقد به عبودیت غیر الله هستند.
گاهی نیز چند وجه اعراب ذکر می کند و هیچ کدام از آنها را نپذیرفته و خود وجه اعرابی دیگری را بیان می کند به عنوان نمونه ذیل آیات شریفه (الم*ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقینَ)373 “الف، لام، میم*این است کتابى که در [حقانیت‏] آن هیچ تردیدى نیست [و] مایه هدایت تقواپیشگان است” سه احتمال ترکیبی برای آیه ذکر می کند اول این که (الم) مبتدا، (ذلِکَ)مبتدای دوم و (الْکِتابُ) خبر باشد. دوم این که (الم) خبر برای مبتدای محذوف باشد و (ذلِکَ) خبر دوم یا بدل و (الْکِتابُ) صفت برای (الم) باشد و (لا رَیْبَ) اسم لای نفی جنس و مبنی و محلا منصوب باشد سومین وجه اعرابی که ملا فتح الله برای آیه ذکر می کند این است که (ذلِکَ) مبتدا و (الْکِتابُ) خبر یا صفت برای (ذلِکَ) باشد و مابعد آن نیز جمله خبریه باشد. مفسّر پس از بیان این احتمالات ترکیبی هیچ یک را انتخاب نمی کند و خود یک وجه ترکیبی دیگر برای آیه ذکر می کند و می گوید بهتر آن است که آیه چهار جمله مستانفه374 و عطف بر یکدیگر باشد و حرف عطف بین آن ها قرار نگرفته است ملا فتح الله در ادامه وجه ارتباط این جمله ها را با یکدیگر بیان می کند. 375
ملا فتح الله در اکثر موارد نکات ادبی را با توجه به تفسیر الکشاف بیان می کند و در بیشتر این موارد نیز اشاره ای به منبع مورد استفاده خود نمی کند. وی در آیه فوق دقیقآ آنچه را زمخشری در الکشاف آورده، بیان می کند و به نام او نیز هیچ اشاره ای نمی کند. وی در برخی جاها نیز که در اعراب آیه نظری غیر از آنچه زمخشری ذکر کرده، می آورد در نهایت می گوید که با توجه به آنچه ما بیان کردیم، همان چیزی که صاحب کشاف اراده کرده بود حاصل می شود376. گویا وی نظرات زمخشری در مباحث ادبی را فصل الخطاب پنداشته است.
در هر حال مفسّر در آیه با توجه به علم نحو از قواعد ادبیات عرب یک وجه اعرابی برای آیه ذکر می کند و با معطوف دانستن جملات به یکدیگر نکات در خور توجهی از آیه برداشت کرده است.
مفسّر گاهی در بیان اعراب آیات به استشهادات و اقوال برخی صحابه از قبیل ابن عباس و تابعان مانند حسن بصری، قتاده و ضحاک و نیز اقوال نحویین و ادیبان عرب همچون سیبویه، فرّاء، زجّاج، اخفش، مبرّد، خلیل، ابو عبیده اشاره می کند. به عنوان نمونه در تفسیر(فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیًّا)377 “پس، از زیر [پاى‏] او [فرشته‏] وى را ندا داد که: غم مدار، پروردگارت زیر [پاى‏] تو چشمه آبى پدید آورده است.” در مورد مرجع ضمیر در (تَحْتِهَا) به روایتی از قتاده، و روایتی از مجاهد، حسن، وهب و سعید بن جبیر اشاره می کند و می گوید که با توجه به این روایت ضمیر در (تَحْتِهَا) به (نخله) در آیه قبل برمی گردد. اما ملا فتح الله مرجع ضمیر را خود حضرت مریم7می داند و آیه را بر اساس آن تفسیر می کند. یعنی جبرئیل یا فرشته دیگر یا حضرت عیسی7که هر کدام می تواند مرجع ضمیر در (فَنَادَاهَا) باشد، مریم7را از زیر قدم هایش فرا خواند.378
به نظر می رسد با توجه به این که اکثر مفسّران مرجع ضمیر در (فَنَادَاهَا) را با توجه به وضعیت فرزند نسبت به مادر به حضرت عیسی7بر می گردانند، ضمیر در (تَحْتِهَا) نیز به خود مریم7برگردد. از طرف دیگر برگشت ضمیر به مرجعی که به ضمیر نزدیک تر باشد طبق قواعد ادبیات عرب بهتر و صحیح تر است. پس می توان نتیجه گرفت که ملا فتح الله در انتخاب مرجع ضمیر درست عمل کرده است و با وجود تصریح به احتمالات دیگر در مرجع ضمیر احتمال ارجح را برگزیده است.
و در بیان اعراب (وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا)379 “و [رحمتى‏] دیگر که آن را دوست دارید” قول زجاج380 و در (ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن کُلِّ شِیعَهٍ أَیُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَنِ عِتِیًّا)381 “آن گاه از هر دسته‏اى، کسانى از آنان را که بر [خداى‏] رحمان سرکش‏تر بوده‏اند، بیرون خواهیم کشید.” قول سیبویه382 را نیز آورده است.
در برخی موارد که در ترکیب آیه دو یا چند احتمال مطرح بوده است برای ترجیح یک احتمال به آیات دیگر قرآن استناد کرده است؛ به عنوان نمونه در تفسیر آیه (إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَأَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا)383 “وقتى به همراه خود مى‏گفت: “اندوه مدار که خدا با ماست.” پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد، و او را با سپاهیانى که آنها را نمى‏دیدید تأیید کرد.” گفته است برخی ضمیر در (عَلَیْهِ) را راجع به (صَاحِبِهِ) یعنی ابوبکر می دانند و حال آن که ضمیر در آن به پیامبر9بر می گردد چرا که همه ضمایر قبل از آن به پیامبر9برمی گردد وی در ادامه برای تایید این گفته خود به آیه (ثُمَّ أَنَزلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ)384 “آن گاه خدا آرامش خود را بر فرستاده خود فرود آورد.” و آیه ای دیگر385 در این باره استناد می کند. چنانچه مشخص است خداوند در این آیات از نزول سکینه بر پیامبر9خبر می دهد. گاه نیز بر
ای ترجیح یک ترکیب به شعر عرب تمسک جسته است به طور مثال در تفسیر آیه (قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ)386 “یکى از آن دو [دختر] گفت: “اى پدر، او را استخدام کن، چرا که بهترین کسى است که استخدام مى‏کنى: هم نیرومند [و هم‏] درخور اعتماد است.”” گفته است که جهت مبالغه در این جا (خَیْرَ مَنِ) اسم برای (إِنَّ) است نه خبر در حالی که باید خبر واقع می شد387 وی در ادامه برای صحت خبر واقع شدن خیر به شعری از اشعار عرب388 که نظیر چنین ترکیبی را دارد، استناد می کند.
ملا فتح الله در مواردی نیز تنها به اجتهاد شخصی خود در نکات نحوی و صرفی بسنده کرده است. به عنوان نمونه در ذیل آیه شریفه(فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا کانا فیه …)389 “پس شیطان هر دو را از آن بلغزانید و از آنچه در آن بودند ایشان را به درآورد…” ملا فتح الله مرجع ضمیر عنها را به شجره برگردانده است که در آیه قبل ذکر شده است و می گوید:
“(عَنْها) از آن درخت یعنى از جهه آن شجره و وسیله آن اصدار ذلت ایشان نمود به سبب آن حامل ایشان شد بر ذلت یا آنکه ضمیر عنها راجع به جنت باشد یعنى ازلال و اذهاب ایشان نمود از بهشت.”390
موارد استفاده ملا فتح الله از مباحث نحوی و صرفی و استمداد و استنتاج وى از قواعد ادبیات عرب در تبیین معناى آیات و فهم مراد و مقصود آن ها، زیاد است که جهت رعایت اختصار از ذکر آن ها خودداری می کنیم خواننده محترم می تواند برای اطلاع بیشتر به تفسیر منهج الصادقین مراجعه نماید.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه با واژه های کلیدینزول قرآن

3- نقد و بررسی روش ملا فتح الله کاشانی در توجه به قواعد ادبیات عرب
3-1- امتیازات
با توجه به آنچه مفسّر در مقدمه تفسیر خویش391 آورده است، مشخص می شود که روش وی در بیان اعراب روش میانه است و به دلیل آنکه مخاطب وی عموم مردم هستند از بحث های ادبی غیر ضروری خودداری کرده است و این یکی از نقاط قوت روش تفسیری وی است به علاوه ذکر وجوه مختلف اعرابی برای برخی آیات، استشهاد و اشاره به اقوال صحابه و تابعان و ادبیان عرب و همچنین استناد به آیات قرآن و اشعار و امثال عرب در بیان نکات ادبی از ویژگیهای مثبت و نقاط قوت روش تفسیری ملا فتح الله است، اما با این وجود در روش تفسیری وی در زمینه توجه به قواعد ادبی، کاستی هایی نیز به چشم می خورد که به آن ها اشاره می شود.
3-2- کاستی ها
3-2-1- ذکر احتمالات در ترکیب آیات بدون تعیین و ترجیح
وجود احتمالات ترکیبی مختلف در ساختار جمله ها و آیات قرآن سبب برداشت های مختلفی از قرآن می شود، از این جهت مفسّر باید در هنگام تفسیر علاوه بر این که احتمالات ترکیبی آیه را بیان می کند، از میان این آن ها، احتمال ارجح را انتخاب و تفسیر آیه را بر اساس آن استوار نماید. در تفسیر منهج الصادقین مفسّر در برخی موارد به این نکته توجه نکرده و تنها به ذکر احتمالات بدون ترجیح و تبیین احتمال ارجح، پرداخته است؛ به عنوان نمونه در تفسیر آیه (وَمِنَ الَّذِینَ هِادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِینَ لَمْ یَأْتُوکَ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ)392 ” [چه‏] از آنان که با زبان خود گفتند: “ایمان آوردیم”، و حال آنکه دلهایشان ایمان نیاورده بود، و [چه‏] از یهودیان: [آنان‏] که [به سخنان تو] گوش مى‏سپارند [تا بهانه‏اى‏] براى تکذیب [تو بیابند]، و براى گروهى دیگر که [خود] نزد تو نیامده‏اند، خبرچینى [جاسوسى‏] مى‏کنند، کلمات را از جاهاى خود دگرگون مى‏کنند.”، برای جمله(یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ) چند وجه اعرابی ذکر کرده است و می گوید این جمله یا صفت دوم برای قوم است یا صفت برای سماعون یا حال برای ضمیر سماعون یا این که استیناف است و محلی از اعراب ندارد و یا این که در محل رفع است بنا بر این که خبر برای مبتدای محذوف باشد یعنی (هم یحرفون…) وی در نهایت هیچ کدام را بر دیگری ترجیح نداده و از آن گذشته است.393
و یا در تفسیر (ثُمَّ أَنزَلَ عَلَیْکُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَهً نُّعَاسًا یَغْشَى طَآئِفَهً مِّنکُمْ وَطَآئِفَهٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ یَظُنُّونَ بِاللّهِ غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِیَّهِ)394 “سپس [خداوند] بعد از آن اندوه، آرامشى [به صورت‏] خواب سبکى، بر شما فرو فرستاد، که گروهى از شما را فرا گرفت، و گروهى [تنها] در فکر جان خود بودند و درباره خدا، گمانهاى ناروا، همچون گمانهاى [دوران‏] جاهلیت مى‏بردند.”، گفته است:”(یَظُنُّونَ بِاللَّهِ‏) صفت ثانیه طایفه است یا حال یعنى طایفه که گمان می بردند بخدایا در حالتى که گمان می بردند و یا استیناف است براى بیان ما قبل یعنى ایشان گمان می بردند.”395 و در این که کدام متعین یا راجح است، بیانی ندارد.
3-2-2- عدم ذکر برخی نکات ادبی
در این که ملا فتح الله تفسیر منهج الصادقین را برای عموم مردم تالیف کرده است و پرداختن به مباحث غیر ضروری ادبی کاری عبث و بیهوده است، بحثی نیست، اما بیان نکات ادبی در فهم مراد و مقصود آیه تاثیر بسزایی دارد به طوریکه اگر مفسّر به آن ها اشاره نکند، نخواهد توانست نکات موجود در آیات را به خوبی بفهمد در نتیجه پرداختن به این موضوع در حد ممکن لازم و ضروری است. مفسّر منهج الصادقین در برخی موارد به این موضوع توجه نداشته و برخی نکات ادبی را که در فهم آیه موثر بوده، بیان نکرده است و این یکی از نقاط ضعف روش تفسیری وی در این زمینه است.
به عنوان نمونه در تفسیر آیه
(إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ …)396 “خدا مى‏خواهد آلودگى رافقط از شما خاندان [پیامبر9] بزداید” در بیان این که لام در (لِیُذْهِبَ) چه لامى است؛ سخنى ندارد و حال آن که در این لام‏ احتمالات و اقوالى وجود دارد 397 و تعیین آن در روشن شدن معناى آیه مؤثر است.
همچنین در تفسیر(قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهَادهً قُلِ اللّهِ شَهِیدٌ بِیْنِی وَبَیْنَکُمْ)398 “بگو: “گواهى چه کسى از همه برتر است؟” بگو: “خدا میان من و شما گواه است. ” اصلا بحث ادبی نیاورده است در حالی که اگر وی نقش واژگان از نظر صرفی و موقعیت آنها را از نظر نحوی مشخص می کرد معنا و مقصود آیه بهتر فهمیده می شد. در این آیه خداوند به پیامبر9دستور می دهد که از مشرکان بپرسد چه چیزی از هر چیز در مسأله شهادت بزرگتر است و چون پاسخ سوال روشن است در آیه متعرض جواب مشرکان نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید