پایان نامه سقوط قيمت سهام،عدم تقارن اطلاعاتی و سهام

عدم تقارن اطلاعاتی

عدم تقارن اطلاعات، پديده اي منفي است كه به طور معمول در بازار هاي اوراق بهادار رخ می‌دهد و باعث ايجاد تفاوت بين ارزش ذاتي يك سهام و ارزش برآورد شده آن سهام به وسیله‌ی سرمايه گذاران می‌شود و از اين مجرا به اتخاذ تصمیم‌های نامناسب اقتصادي توسط سرمايه گذاران منجر می‌شود.

عدم تقارن اطلاعاتي زماني به وجود می‌آید كه يك طرف قرارداد يا معامله از اطلاعات بیش‌تری آگاهي داشته باشد و هنگام برقراري ارتباط با طرف ديگر، به صورت مؤثر از اين اطلاعات استفاده كند (ابودي و همكاران، 2000، 2760).

اين آگاهي بیش‌تر، باعث ايجاد منافع اقتصادي براي طرف برخوردار از اطلاعات اضافي می‌شود، به طوري كه اين منافع بابت برخورداري از اطلاعات بیش‌تر است. پدیده‌ی عدم تقارن اطلاعاتي از آن جا ناشي می‌شود كه سرمايه­گذاران تصمیم‌های مالي خود را بر اساس اطلاعاتي می‌گیرند كه به وسیله‌ی مديريت شركت تهيه شده است. در واقع بين استفاده كنندگان اطلاعات با تهيه­كنندگان اطلاعات، تضاد منافع وجود دارد. بنابراين، می‌توان بيان كرد كه عدم تقارن اطلاعاتي، بين مديران و سرمايه گذاران موضوعي بنيادي براي سرمايه گذاران و ناظران بازار محسوب می‌شود. عدم تقارن اطلاعاتي به طور مستقيم بر عملكرد بازار هاي اوراق بهادار تأثير می‌گذارد، به گونه اي كه افزايش آن باعث كاهش كارايي بازار می‌شود (آجينكيا و همكاران، 2005، 352).

عدم تقارن اطلاعاتي بين مديران و سرمايه گذاران، تابع مجموعه اي از عوامل به شرح زير است:

  1. انحصاري بودن بازار محصولات شركت: اقتصاددانان معتقدند كه انحصاري بودن بازار محصولات شركت، مسائل و مشكلات نمايندگي آن را افزايش می‌دهد. از اين رو، شرکت‌هایی كه در بازارها و صنايع انحصاري فعاليت می‌کنند، محيط اطلاعاتي مبهم‌تری دارند و در نتيجه عدم تقارن اطلاعاتي بين مديران و سرمایه‌گذاران در این‌گونه شرکت‌ها بیش‌تر است. در چنين شرايطي سرمايه گذاران قادر نخواهند بود عملكرد شركت را به آساني مورد ارزيابي قرار دهند (داليوال و همكاران، 2008، 26).
  2. عدم حضور سرمايه گذاران نهادي در تركيب سهام داران شركت: سهام داران نهادي، داراي توان بالقوه تأثيرگذاري بر فعالیت‌های مديران به طور مستقيم از طريق مالكيت و به طور غيرمستقيم از طريق مبادله سهام خود هستند. يكي از نقش‌های با اهميت سهام داران نهادي، فراهم نمودن مكانيسمي براي انتقال اطلاعات به بازار هاي سرمايه يا به عبارت ديگر به ساير سهام داران است. سهام داران نهادي می‌توانند اطلاعات محرمانه اي را كه از مديران شركت كسب می‌کنند، به ساير سهام داران منتقل كنند. بر اساس نتايج مطالعه‌ی آجينكيا و همكاران (2005)، هر ميزان سطح مالكيت نهادي در شرکت‌ها افزايش يابد، عدم تقارن اطلاعاتي بين مديران شركت و ساير اشخاص ذينفع كاهش خواهد يافت.
  3. کم‌تر از 50 درصد بودن مديران غير موظف در تركيب هيئت مديره ي شركت: اثر بخشي حضور مديران غير موظف در تركيب هيئت مديره از آن جا نشأت می‌گیرد، كه مديران غيرموظف به دليل منافعشان حاضر به تباني با مديران اجرايي نيستند. علت اين موضوع آن است كه مديران غيرموظف، در ساير شرکت‌ها داراي سمت‌های اجرايي مديريت يا تصميم گيري هستند و به اين دليل از انگیزه‌ی بالايي براي كسب شهرت به عنوان متخصص امر تصميم گيري و برخورداري از فرصت‌های شغلي بهتر در آينده برخوردار هستند. عدم هم سويي انگيزه هاي مديران موظف و غيرموظف، باعث بهبود نظارت بر مديريت شركت، بهبود عملكرد شركت و هم چنين كاهش هزينه هاي نمايندگي می‌شود. از اين رو، حضور اعضاي غيرموظف در تركيب هيئت مديره، عدم تقارن اطلاعاتي بين اركان داخلي و خارجي شركت را كاهش می‌دهد كه اين موضوع به نوبه‌ی خود، منجر به افزايش كيفيت افشاي اطلاعات می‌شود (آجينكيا و همكاران، 2005، 354).

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

عدم اطمینان اطلاعاتی و كاهش خطر سقوط قيمت سهام

Author: 92