پایان نامه گزارشگری مالی/عدم تقارن اطلاعاتی و تقسیم سود

مدل نابرابري اطلاعاتي[1](عدم تقارن اطلاعاتی) :

وجود اطلاعات نابرابر ميان مديران و مالكان در بازار، پايه و اساس تلاش هاي سه گانه و مجزا براي تشريح سياست  تقسیم سود است مدل نابرابري اطلاعاتي به سه دسته تقسيم مي شود:

الف: مدل علامت دهي يا انعكاس[2]

ب: هزينه نمايندگي [3]

ج: فرض جريان نقدي آزاد

الف: مدل علامت دهي یا انعكاس : در آغاز دهه 1985 مقاله اي با عنوان «اثرات علامت دهي تقسيم سود روي قيمت سهام» [4] منتشر شد. برخي مؤلفين عقيده داشتند و بطور تجربي نشان دادند زماني كه سودهاي تقسيمي شركت بطور غيرقابل انتظار افزايش يابد، قيمت سهام بالا خواهد رفت و زماني كه سودهاي تقسيمي قطع شود، قيمت سهام پايين خواهد رفت. طبق اين واقعيت شركت ها فقط زماني سودشان را بالا خواهند برد كه انتظار برود شركت در آينده بهتر عمل نمايد.

مديران اغلب اطلاعات بيشتري درباره ارزش شركت نسبت به سرمايه‌گذاران دارند. زيرا آنها بيشتر وقت خود را روي تحليل محصولات، بازار، استراتژي و فرصت هاي سرمايه گذاري شركت صرف مي كنند. و اطلاعات به روزتري درباره عملكرد عادي شركت و دسترسي بهتري به اطلاعات خاص شركت كه در پيش بيني سود مفيد است دارند. سرمايه گذاران استنباطي از اين اعلاميه دربارة سود دهي فرصت هاي سرمايه گذاري شركت خواهند داشت و متعاقب آن قيمت سهام را تعديل مي كنند.

مديران سودهاي پرداختي را زماني افزايش مي دهند كه انتظار دارند سود در آينده افزايش يابد و افزايش سود سهام اطلاعات خوبي درباره عملكرد جاري و آتي شركت دارد. لذا تغييرات سود سهام حاوي اطلاعات است و به همين دليل اثر «علامت دهي یا اثر محتواي اطلاعاتي»[5] نيز ناميده مي شود.

آمباريش، جان و ويليامز، يار يوسف و هافمن، با تاچارتا، كيل و كومز، ماكميچا و تامسون، ميلر و راك و تعدادي از محققين، مدل علامت دهي سياست سود سهام را پيشنهاد مي كنند. طرفداران تئوري علامت دهي معتقدند كه سياست تقسيم سود شركت وسيله اي براي رساندن كيفيت است و هزينه به اين مفهوم است كه رويكرد علامت دهي جايگزين كاملي نمي باشد (اسكويت مولینز[6]، 1986).

 

ب) هزينه نمايندگي: شناسايي هزينه هاي بالقوه نمايندگي، مربوط به جداسازي مديريت و مالكيت موضوعي است كه سابقه آن به سه قرن پيش بر مي گردد. آدام اسميت[7] بر اين باور بود كه مديران شركت هایي كه اخيراً تركيب شده اند در بيشتر فعاليت‌هايشان سهل انگارند. مشكلات نمايندگي در نتيجه نابرابري اطلاعات، انتقال ثروت بالقوه از دارندگان اوراق قرضه به سهامداران با قبول پروژه‌هاي با ارزش بالا و مصارف متفرقه بالاتر از آنچه كه بر مدير محافظ كار مصرف مي كنند، بوجود مي آيند. در كنار اين واقعيت كه سود سهام اطلاعاتي دربارة پيشرفت آتي شركت دارد و هزينه معاملاتي را كاهش مي دهد، استدلال زيادي براي تقسيم سود وجود دارد. ميلرو موديلياني بازار كاملي را فرض كردند كه در آن مديران، نمايندگان تمام سرمايه گذاران هستند و در جهت منافع  آنان گام بر مي دارند. در واقع هزينه نمايندگي زماني بوجود مي آيد كه مديران بخشي از سهام نگه داشته شده خود را به سرمايه گذاراني كه هيچ سهمي در مديريت ندارند مي فروشند. در واقع مديران تصميمي نمي‌گيرند كه براي سرمايه گذاران بهترين منافع را داشته باشد.

ج: فرض جريان نقدي آزاد: مدير محافظه كاري كه در جهت افزايش منافع سهامداران تلاش مي‌كند، بايد در تمام فرصت هاي سودآور سرمايه گذاري كند،  اما جدايي مالك و مديران اين امكان را مي دهد كه مبالغ (وجوه) مازاد را به طريقي ديگر خرج نمايند. استفاده ناكارآمد از وجوه مازاد براي فرصت هاي سرمايه گذاري سودآور توسط مديريت اولين بار توسط برل و مينز(1932) مطرح شد.

فرضيه جريان نقدي آزاد توسط جنسون (1986) اين ادعا را به روزآوري كرد و اين به روزآوري از طريق تركيب نابرابري اطلاعات بازار با تئوري نمايندگي صورت گرفته است. وجوه باقي مانده پس از تأمين مالي تمام پروژه هاي داراي NPV مثبت باعث بوجود آمدن تضاد ميان مديران و سهامداران مي‌شود. پرداخت هاي بهره بدهي و تقسيم سود و سرمايه گذاري در پروژه‌هاي با ارزش مورد انتظار مثبت توسط مديران، از مصرف وجوه مازاد دراموري كه در راستاي اهداف شركت نيست مي كاهد.

[1] Model of information ASymmetries

[2] Signalling models

6-Agency cost

[4] The free cash flow Hypo thesis

[5] Information content effect

[6] Asquith,mulins

[7] Adam Smit

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

نقش کیفیت گزارشگری مالی در کاهش آثار محدود کننده سیاست تقسیم سود بر روی تصمیمات سرمایه گذاری

Author: 92