پیامدهای افزایش یا کاهش رضایت شغلی درسازمان و پیامدهای رضایت و عدم رضایت شغلی

دانلود پایان نامه

1-ترک سازمان:کارمنددرصدبرمی آیدکه سازمان راترک نمایدازاین رو استعفا می دهد و درپی شغل جدیدی برمی آید.
2-اعتراض: بصورتی فعال وبا اقداماتی سازنده درصدّبهبودشرایط برمی آید.مثل پیشنهادهای سازنده یا اقدامات دسته جمعی.
3-وفاداری: کارمند اگر چه برای بهبود وضع سازمان اقدامی نمی کند ولی خوشبینانه در انتظار بهبود شرایط می نشیند.در برابرانتقادهای خارجی،به نفع سازمان جبهه می گیرد،واعتماد راسخ داردکه مدیریت دلسوزسازمان از هیچ کوششی فروگذارنمی کندوبراین باوراست که مدیریت”راه درست”می رود.
4-اقدام منفی: عضو سازمان با اقدامات منفی خود موجب بدتر شدن شرایط می شود. با غیبتهای
طولانی و تأخیرهای زیاد ، کم کاریها،باعث بدتر شدن وضع سازمان می گردد(پارساییان،اعرابی،1378).
نمودار2-1: واکنش کارکنان ناراضی

2-2-8 پیامدهای افزایش یا کاهش رضایت شغلی درسازمان
رضایت شغلی باعث می شودبهره وری فردافزایش یابد،فردنسبت به سازمان متعهد شود،سلامت فیزیکی وذهنی فردتضمین شود،روحیه فردافزایش یابد،اززندگی راضی باشد مهارتهای جدید شغلی را به سرعت فرا گیرد. تحقیقات نشان می دهدوقتی اعضای سازمان ازکاررضایت پیدامی کنند،میزان غیبت یا تأخیردرکاروحتی ترک خدمت کاهش می یاد. به اعتقادصاحب نظران رضایت ازعوامل مهم سازگاری بوده ودربهبودکارایی وعملکرد مؤثراست.شواهدعینی دیگری وجودداردکه رضایت شغلی برسلامت جسمانی وطول عمر کارکنان اثرمی گذارد.وعدم رضایت شغلی می تواند،علائم جسمانی خستگی،تنگی نفس ، سردردوتهوع به دنبال داشته باشد.بطورجدی تراین نارضایتی می تواندمنجربه امراضی نظیر سکته های مغزی وقلبی گردد.همچنین نارضایتی شغلی منجربه مواردی چون اضطراب،افسردگی،تنش،روابط فردی آسیب دیده،فراموشی،ناتوانی درتصمیم گیری وعدم تمرکزحواس گردد(میردریکوندی،1379).
نمودار2-2: پیامدهای رضایت و عدم رضایت شغلی (میر دریکوندی،1379)
2-3 – فرسودگی شغلی
2-3-1 منشاء تاریخی فرسودگی شغلی
فرسودگی شغلی ابتدا به عنوان مشکل اجتماعی مطرح شد نه به عنوان ساختار علمی بنابراین مفهوم اولیه فرسودگی شغلی به وسیله واقع‌گرایی شکل گرفت تا مفاهیم علمی در این مرحله مقدماتی شکل گیری مفهوم، تمرکز بر روی توصیفهای بالینی فرسودگی بود و بعد از آن، مرحله تجربی که در آن تأکید برتحقیقات سیستماتیک بر روی فرسودگی شغلی به خصوص ارزیابی این پدیده بود، شکل گرفت. از طریق این دو مرحله بود که تئوری‌ های رشد یافته و مفهوم گسترده فرسودگی شغلی و چهار چوب‌ های فرضی دیگر، یکپارچه شدند (مسلش و شافلی ، 1984 به نقل از بدری گرگری، 1374).
مسلش و همکاران (2001) معتقدند پژوهشهای مربوط به فرسودگی شغلی در دو مرحله جداگانه توسعه یافته‌اند: 1) مرحله مقدماتی: در این مرحله ماهیت کار مورد بررسی قرار گرفت و هدف آن ایجاد اصطلاح فرسودگی و توصیف این پدیده بود. اولین نوشتارها در این مورد در اواسط دهه 1970 میلادی در ایالت متحده به رشته تحریر در آمدند و به توصیف این پدیده پرداختند. 2) مرحله تجربی: در دهه 1980 میلادی تحقیق در مورد فرسودگی به سوی پژوهشهای تجربی منظم تغییر جهت داد(عابدی، 1381).
2-3-2 مفهوم فرسودگی شغلی
استفاده فنی و تخصصی از واژه فرسودگی کاری در اصل به فرویدنبرگر، یعنی کسی که اولین مطالب را در سال 1974 در باب این مفهوم به رشته تحریر درآورد، برمی‌گردد. فرسودگی کاری اساساً ناشی از استرس شغلی است. فشارهای عصبی و روانی که به اصطلاح استرس نامیده می‌شوند در زندگی روزانه ما به وفور مشاهده می‌شوند. بطور کلی تعاریف متعددی از استرس به عمل آمده است.
وقتی فرد در شرایط و اوضاع احوالی قرار گیرد که تحت فشار واقع شود، یا احساس ناراحت کننده‌ای به او دست دهد، عصبی باشد، احساس ناکامی و تنش کند یا در تعارض و بلاتکلیفی باشد، می‌گوییم تحت فشار روانی است(ساعتچی 1370).
استرس یا فشار روانی واقعه یا رویدادی است که از نظر روانشناسی دارای خصوصیات تهاجمی است و می تواند پیامدهای عضوی به دنبال داشته باشد (ملک‌پور 1376) فرسودگی کاری عبارت است از یک فرآیند روانشناختی که تحت شرایط استرس شغلی شدید حادث می‌شود و خود را بصورت فرسودگی عاطفی- مسخ شخصیت و کاهش انگیزه،‌ پیشرفت و ترقی نشان می‌دهد (“لیبسون، ایوان سوئیچ، دانلی، 1994”).
افرادی که از این عارضه رنج می‌برند، اصولاً دارای انرژی کم و دارای احساس خستگی بیش از حد هستند. به علاوه اینکه مبتلایان برخی از نشانه‌ های فشار بدنی نظیر سر درد، تهوع، کم خوابی و تغییراتی در عادات غذایی را بطور فراوان گزارش می‌دهند. دومین زیان فرسودگی شغلی این است که افراد مبتلا به فرسودگی عاطفی را نیز تجربه می‌کنند.
افسردگی ، احساس درماندگی، احساس عدم کارایی در شغل خود و مواردی از این قبیل، همگی نمونه‌ هایی از فرسودگی شغلی هستند.
وجود نگرشهای منفی نسبت به خود، شغل، سازمان و بطور کلی نسبت به زندگی نشانگر فرسودگی‌ های نگرشی هستند و نهایتاً اینکه اغلب مبتلایان احساس پایین بودن پیشرفت شخصی را گزارش می‌دهند.
در مجموع، فرسودگی شغلی را می‌توان به عنوان یک سندرم فرسودگی عاطفی، فیزیکی و ذهنی که توأم با احساس پایین بودن عزت نفس، احساس پایین بودن خود ارزشمندی و ناشی از حضور استرسهای شدید و طولانی مدت تعریف کرد (بارون و گیرین برگ، 1990).
2-3-3 تعاریف فرسودگی شغلی
فرسودگی شغلی اصطلاحی است که برای Burnout، staff Burnout، work Burnout، career Burnout و job Burnout پیشنهاد شده است (عابدی، 1381). فرسودگی شغلی واکنشی نسبت به استرس وابسته به شغل است که ماهیتاً از نظر شدت و مدت با استرس متفاوت است (اسکید مور و همکاران، 1991، به نقل از عابدی،‌ 1381).
فرسودگی شغلی یک پاسخ طولانی مدت به استرس‌ های میان فردی و هیجانی شدید در کار است و این اصطلاح با سه بعد خستگی عاطفی، مسخ شخصیت و احساس اثر بخش نبودن تعریف شده است. همچنین فرسودگی شغلی به عنوان یک مشکل اجتماعی است که در حرفه‌ های خدمات انسانی وجود دارد (مسلش و چریسینتا ،‌ 2003). مسلش (2001) در یک مقاله جامع در سالنامه (مرور مطالب روانشناختی ) فرسودگی شغلی را چنین تعریف می‌کند: یک نشانگان روانشناختی که در پاسخ به فشارهای بین فردی مزمن در شغل بوجود می‌آید(مسلش، 2001، به نقل از صادقی، 1382).
فرسودگی شغلی اصطلاحی است که از دیگر معادلهای پیشنهادی آن می‌توان بی‌رمقی، از توان افتادگی، زدگی از کار، تحلیل رفتگی، سقوط شغل، خستگی مفرط‌کاری، وازدگی، تهی شدگی و فرسایش
روانی را نام برد(رأس ، آلتایمر ، 1994).