پیشگیری اجتماعی از جرم و پیشگیری اجتماعی

دانلود پایان نامه

5- محله‌هایی که کنترل اجتماعی در درون آنها در هم شکسته شده، در برابر جرم آسیب پذیرتر هستند؛
6- ایفای نقش پلیس در حفط نظم، موجب بروز مجدد شیوه‌های غیر رسمی کنترل اجتماعی می‌شود؛
7- بیشتر مسائل از عملکرد تک تک افراد بی نظم ناشی نمی‌شود بلکه از گردآمدن شمار زیادی از افراد بی نظم حادث می‌شوند؛
8- محله‌های مختلف ظرفیت‌های متفاوتی برای مدیریت بی نظمی و جرم دارند.
این نظریه‌ی از قانون سال 1973 ایالت نیوجرسی با عنوان «قانون محله‌های پارک وامن» نشأت گرفته بود. در سالهای اول ظهور این نظریه ، انقلابی در اجرای قانون و فعال سازی محله‌ها در مبارزه با مظاهر جرم و بی نظمی ایجاد شد. صاحبان درها و پنجره‌های شکسته وادار می‌شدند که هر چه زودتر آنها را تعمیر کنند. تصاویر مستهجن سریعاً از روی دیوارها پاک می‌شدند و سپس با ترسیم کنندگان آنها با شدت عمل برخورد می‌شد. اتومبیل‌های اسقاطی از درون محله‌ها جمع‌آوری و به دور انداخته می‌شدند. افراد مست و متکدیان از خیابانها رانده می‌شدند و … .
این نظریه وجود محل‌های جاذب جرم را نیز توجیه می‌کند، بدین معنی که هنگامی که بزهکاران متوجه ضعف کنترل و بی نظمی در یک محله شوند، به سوی آن هجوم آورده و آنجا را محل مناسبی برای ارتکاب اعمال بزهکارانه خود قرار خواهند داد. یعنی در واقع، جرائم خرد و پیش پا افتاده زمینه را برای وقوع جرائم مهم و جدی، مهیا می‌کنند. بنابراین یکی از راه‌های جلوگیری از شیوع جرم در محله‌ها، مبارزه با جرائم خرد و اعاده نظم و برقراری مقررات در جامعه است. در این رویکرد پلیس بدنبال آن است که با ترمیم و اصلاح سریع ناهنجاری‌ها، محیط اجتماعی را از جرائم شدید بعدی محافظت کند.
4- رویکرد پلیس اطمینان بخش : (تجدید اعتماد)
پلیس مبتنی بر اطمینان آفرینی، الگویی از پلیس محله است که به دنبال اصلاح اعتماد عمومی به پلیس است. این رویکرد مستلزم شناسایی اولویت‌های مسائل جرم و بی نظمی در محله‌ها است تا پس از آن جامعه محلی به همراه پلیس و سایر ادارات و شرکاء مسائل جرم را مورد برخورد قرار دهد.
پلیس اطمینان بخش به دنبال پر کردن شکاف بین شاخصهای خطر بزه دیدگی جنایی و شاخص‌های اعتماد عمومی است. از طریق جهت گیری این الگو بر «جرائم هشدار دهنده» پلیس اطمینان بخش به دنبال پیشگیری از وقوع این دسته از جرائم است. اصلی‌ترین بخش از این رویکرد پیشگیرانه، بسیج مأموران پلیس و نیروهای کمکی در جامعه بمنظور ارزیابی علائم فیزیکی و اجتماعی جرم و شناسایی موانع و اقدام برای از بین بردن مشکل جرم و بی نظمی و بی اعتمادی نسبت به اقدامات پلیس در جامعه است.(فهیمی،1389: 100)
پس نتیجه می‌گیریم که سیاست‌ها و برنامه‌های پیشگیری باید از دل اجتماعات محلی بیرون بیاید و بررسی‌های انجام شده حاکی از آن است که کشورهایی که محور برنامه‌های پیشگیری خود را بر مشارکت اجتماعات محلی گذاشته‌اند و از رویکرد چند نهادی یا میان نهادی برای احیای ظرفیت‌های اجتماع کمک گرفته‌اند، موفقیت بیشتری داشته‌اند و بر اساس مطالعات صورت گرفته به این مسئله می‌رسیم که امکانات و نیروهای پلیسی محدود است و حضور پلیس در هر محل و خیایانی معقول به نظر نمی‌رسد و این مسئله می‌طلبد که جهت انجام خدمات و ضریب امنیت بالا، بتوان از مشارکت مردمی استفاده نمود که یک تحول مثبت، استفاده از نگهبان و یا پلیس محله است. حفاظت از اماکن خصوصی، مأموریت اصلی پلیس نیست که این مورد به عهده‌ی خود مردم گذاشته می‌شود. که اخیراً استفاده از پلیس محله گسترش یافته و منجر به کاهش بزهکاری گردیده است.
استقرار پلیس در اماکن عمومی، اختصاص تلفن‌های شبانه روزی جهت پاسخگویی به بزه دیدگان و گسترش کلانتری‌ها در مکان‌های پرجمعیت، پاسگاههای سیار و … مهمترین عوامل در جهت پیشگیری از جرم می‌باشند که یکی از اقدامات پلیس در سالهای گذشته، گسترش خدمات مرکز فوریت پلیس (110) است، که دسترسی بزه دیدگان به پلیس را در کوتاه ترین زمان در محل بزه دیدگی فراهم نمود است. لذا با گسترش و تعمیم پلیس محله و با آموزشهای لازم به این نوع از پلیس، شاهد پیشگیری از جرم به معنای واقعی و داشتن جامعه‌ایی دارای امنیت، با رویت پذیری پلیس محله
خواهیم بود .
نتیجه گیری :
در این پایان نامه سعی گردیده است تا با چشم اندازی به پیرامون بحث پلیس محلی و نقش آن در پیشگیری از وقوع جرم از منظر وضعی و اجتماعی، پرداخته شود. مهمترین دل نگرانی پلیس، علی الخصوص پلیس اجتماع محور، احساس ناامنی محله است که برجسته‌ترین مأموریت او، حفظ آرامش و نظم در محله‌هاست. همچنین مفهوم امنیت که در گذشته، صرفاً شیوه‌ایی برای رهایی بشر از جبر طبیعت و جامعه و رهایی از هرگونه استبداد و استعمار تلقی می‌شد تا در دوران مدرن بعنوان یک مسأله اجتماعی عمومیت یافته است. که تأمین آن مستلزم تعامل آگاهانه در قالب یک عمل اجتماعی و مشارکت آمیز است؛ و از طرفی جامعه محوری در پلیس، مقوله ی امنیت را در پیوند با محله قرار داده که مستلزم شناخت محله می‌باشد و از طرفی گرایش به دوستی اهالی محله با پلیس فیزیکی از دل مشغولی‌های پلیس محله می‌باشد. لذا پدیده نگهبان و یا پلیس محله که به شکلی جدید بازآفرینی شده است، معرف پیوند دوگانگی کنترل اجتماعی است. بر این اساس می‌توان گفت که محله گرایی در پلیس نوعی بازگشت پلیس به اجتماع جامعه‌ای است که مردم برای د خالت در سرنوشت خودآگاهانه حضور داشته‌اند. همچنین بسیاری از ناامنی‌های کلان، حوادث و جریانات خُرد پدید می‌آید که برای داشتن جامعه امن تنها برنامه‌ریزی‌های کلان کافی نیست و تعامل بین سطح خرد و کلان رمز ایمنی بخشی جامعه مدرن است. همچنین به این نتیجه رسیدیم که هدف از پیشگیری، کاهش احتمال وقوع جرم در آینده می‌باشد و منطقاً مقدم بر درمان می‌باشد به این دلیل که، در سالم سازی جامعه پیشگیری نقش سازنده‌ایی دارد و هزینه‌های آن به مراتب کمتر از درمان است و رویکردهای غیر کیفری بر جرم، بسیار کارآمدتر از سیاست‌های پیشگیرانه کیفری از جرم است که سیاست‌های پیشگیرانه غیر کیفری از جرم شامل پیشگیری وضعی و اجتماعی از جرم می‌باشد.
پس به طور کلی می‌توان نتیجه گرفت که:
1- پیشگیری از جرم منطقاً مقدم بر درمان است.
2- نمی‌توان سازمان یا نهاد خاص را متولی پیشگیری از جرم دانست و همه در آن نقش دارند هر چند که نقش برخی‌سازمانها و نهادها در آن محرزتر است.
3- پلیس بعنوان متولی اصلی حفظ نظم و امنیت جامعه، جهت پیشگیری از جرم باید هم در ارتباط با نهادهای دولتی باشد و هم در ارتباط با نهادهای مردمی، که در این راستا تأکید بر پلیس اجتماع محور می‌تواند در پیشگیری اجتماعی از جرم بسیار موثرتر و کارآمد باشد. باید به این نکته نیز توجه نمود که با تعیین چارچوب در پیشگیری، همه شهروندان سهیم باشند که این بدون آگاهی مردم از اهداف پیشگیری اجتماعی و بدون شرکت تمامی مردم، عملی نمی‌گردد.
در نهایت می‌توان گفت که اندیشه‌ی محله گرایی در مراحل جنینی خود به سر می‌برد و نیازمند استفاده از تجربیات می‌باشد که در نهایت با انجام مطالعات میدانی به تدوین استراتژی کامل در این خصوص می‌انجامد.
که در این صورت:
– حضور و مشارکت مردم در تأمین امنیت اجتماعی گریز ناپذیر است.
– جامعه محوری در پلیس مستلزم توجه به محله است.
– محله گرایی به دلیل روابط چهره به چهره، امکان سواری مجانی و سوء استفاده کاهش می‌یابد.
– نگهبان محله، نیازمند یک راهبرد جامع و مدون می‌باشد.