پیشگیری اجتماعی از جرم و پیشگیری جامعه مدار

دانلود پایان نامه

برنامه‌های توسعه اجتماعی، انجام برنامه‌هایی است که با قصد بهبود شرایط اقتصادی، اجتماعی صورت می گیرد که در افزایش خطر، یک فرد به مجرم دائمی تبدیل شود،بعبارت دیگر برنامه‌هایی به شکل خاصی تلاش در کاهش مسایل اقتصادی و اجتماعی دارد که می‌توانند منجر به خطر رفتار مجرمانه شوند. رویکرد CPSD متوجه کسانی است که در پیشگیری از جرم دارای مسئولیت هستند
، زیرا یک سیاست فعالانه و بلند مدت است که توسط عوامل اقتصادی و اجتماعی که با رفتارهای مجرمانه ارتباط دارند، هدایت می‌شود. هدف این رویکرد این است که در وهله اول جرمی اتفاق نیفتد و خود یک رویکرد پیشگیرانه بلند مدت است که به شکل جداناشدنی به زندگی آنهایی که در خطر هستند پیوند خورده است زیرا هدفش بهبود کیفیت زندگی آنان است. رویکرد پیشگیرانه بلند مدت بمعنی سرمایه گذاری در راه حل‌هایی است که در جلوگیری از مسایل قبل از حادث شدن آنها نقش دارند و CPSD یکی از رویکردهای بلند مدت در پیشگیری از جرم است. این رویکرد جایگزین دیگر برنامه‌های پیشگیری از جرم نخواهد شد، بلکه می‌تواند مکمل آنها باشد.
پیشگیری اجتماعی شامل مجموعه اقدامات پیشگیرانه‌ایی است که هدف انها کاهش و از بین بردن عواملی هست که در تکوین جرم موثر بوده‌اند با تأکید آن بر محیط اجتماعی و انگیزه‌های مجرمین و نیز بر فزایندهای اجتماعی بلند مدت یا کوتاه مدتی بوده که طی آن و شاید در واکنش بزهکاری ظهور می‌یابد. از استراتژی‌های پنهان این روش به طرح‌هایی نظیر کلوپ‌های جوانان میتوان اشاره نمود. بنظر برایت که یکی از نظریه پردازان پیشگیری است، هدف این نوع پیشگیری تقویت بنیادی است که قابلیت و توان اجتماعی کردن را بمنظور تأثیر گذاری بر گروههایی که بیشتر در معرض خطر هستند دارد.
در پیشگیری اجتماعی تلاش می‌شود که با انجام برنامه‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، رفاهی، …. و درمان نارسایی‌های اجتماعی و بالا بردن ارزشهای اجتماعی و اخلاقی، شرایط یک منطقه وضعیت مجرمان بالقوه اعتلا یافته و این روند به کاهش میزان جرم بیانجامد. ( میر محمد صادقی، 1382: 31)
ناهنجاری‌های خانوادگی، بزهکاری اعضاء خانواده، اعتیاد، طلاق و … از جمله عواملی هستند که تأثیر بسزایی در افزایش بزهکاری افراد دارد(میرخلیلی، 1378: 50)
نکته اساسی در این نوع از پیشگیری تخصص و اندیشه‌و تلاش مضاعف است زیرا به جهت گستردگی و پیچیدگی موضوع، ممکن است علی رغم سرمایه‌گذاری‌های هنگفت و کلان، نتیجه مورد نظر در کاهش جرم حاصل نیاید.
جلوگیری از شرایط اجتماعی جرم‌زا، کنترل بزهکاری، که همکاری کلیه نهادهایی را می‌طلبد که مرتبط با بزهکاری و جرم است، تأمین امکانات رفاهی و بهداشتی، بالا بردن سطح فرهنگی و بینش اعتقادی و مذهبی مردم، تهیه مسکن ارزان، از بین بردن بیکاری، جلوگیری از مهاجرت از مهمترین برنامه‌ها و مؤلفه‌هایی است که در پیشگیری اجتماعی از جرم و انحراف برای اینکه بیشتر اثرگذار باشد باید در جهت رفع نیازهایی بکوشد که برای سالهای طولانی در زندگی افراد وجود دارد.
برای پیشگیری اجتماعی از بزهکاری با توجه به یک یا چند هدف معین مانند تکرار جرم یا سازگار کردن اجتماعی محکوم، باید کارآیی هر تدبیر مورد بررسی قرار گیردتا با حداقل هزینه بهترین نتایج بدست آید که باید به نکات زیر توجه نمود:
1- محدود کردن نقش قانون بدون به خطر انداختن نظم و امنیت اجتماعی در مبارزه با بعضی از جرائم مانند ولگردی، تجربه نشان داده در این مورد پیشگیری اجتماعی می‌تواند موثرتر از مداخله قانون باشد.
2- هماهنگ کردن بخش‌های عمومی و خصوصی که در زمینه پیشگیری از انحراف فعالیت می‌کنند مانند دادگستری، نیروی انتظامی، آموزش و پرورش و … که برای عملی ساختن این هماهنگی باید کمیته‌های علمی یا محلی پیشگیری بوجود آورد.
3- با تعیین چارچوب پیشگیری به همه شهروندان، در پیشگیری از جرم سهیم باشند، یعنی بدون آگاهی مردم از اهداف پیشگیری و بدون شرکت تمامی مردم، پیشگیری اجتماعی عملی نمی‌گردد.
4- پلیس و شهروندان نیاز به اعتماد متقابل در زمینه اقدام مشترک علیه خود جرم را دارند که با تهدید نظر در روش‌ها، این حس متقابل ایجاد می‌گردد.
5- دولت‌ها می‌توانند تدابیر ویژه امنیتی برای موسسات و مراکزی که در معرض خطر قرار دارند، اتخاذ نمایند.
6- وظیفه جرم شناسان این است که با رد این ادعا که «بزهکاری یک امر محکوم است» مسئولان دولتی را متقاعد کنند تا در استراتژیهای معمول خود تجدید نظر کنند.
در پیشگیری اجتماعی بدنبال هماهنگ سازی اعضای جامعه با قواعد اجتماعی هستیم. محور اقدامات در پیشگیری اجتماعی، فرد است. در این پیشگیری از طریق آموزش، تربیت و ترغیب و تنبیه درصدد هستیم تا معیار شناخت اعمال خوب و بد را به افراد القاء کرده و قدرت ارزیابی و ارزشیابی عملکرد خویش را به او بدهیم. پیشگیری اجتماعی از اقداماتی تشکیل می‌شود که بر انواع محیط‌های پیرامون فرد تأثیر می‌گذارد و کلیه این محیط‌ها در فرآیند جامعه پذیری و اجتماع پذیری یک فرد نقش داشته و دارای کارکرد اجتماعی هستند. هر یک از محیط‌های خانه، مدرسه، دانشگاه، … در یک مقطع خاص زمانی عمل کرده و فرآیند جامعه پذیری را تسهیل می‌کند. مثلاً مدرسه دارای دو کارکرد آموزشی و تربیتی می‌باشد. کارکرد نخست دانشگاه آموزش فنون و علوم است و حال آنکه کارکرد جنبی آن آموزش نحوه معاشرت با جامعه است. خانواده علاوه بر اینکه موظف به تأمین تغذیه و بهداشت اطفال است. می‌بایست پرورش و تعلیم و تربیت آنها را نیز بر عهده بگیرد: بنابراین هرگاه هر یک از این محیط‌ها، رسالت تربیتی و پرورشی و سازگارسازی خویش را به انجام نرسانند اولین خلل در زمینه جامعه پذیری فرد ایجاد شده و در واقع زمینه ارتکاب جرم فراهم می‌شود.
برنامه‌های پیشگیری از جرم مجموعه وسیعی از برنامه‌ها و فعالیت‌ها را در بخش‌های مختلف جامعه در برمی‌گیرد و هیچ نهاد خاصی نمی‌تواند متولی آن در همه ابعاد باشد و بر این اساس نوعی هارمونی و هماهنگی بین نهادهای رسمی جامعه از یک سو و مشارکت نهادهای مردمی از سوی دیگر ضروری بنظر می‌رسد. در برنامه‌های اجتماعی پیشگیری از جرم نقش پلیس و نیروی انتظامی در ارتباط با سایر نهادها اعم از دولتی و غیردولتی معنا پیدا می‌کند و پلیس بدون هماهنگی با سایر نهادها قادر به تأمین نظم و امنیت اجتماعی که هدف کلی پیشگیری از جرم است، نمی‌باشد در این راستا باید بر پلیس جامعه محور و نه تهدید محور تأکید و توجه داشت که خود عبارت است از: راهبرد و خط مشی، با هدف دست‌یابی به کنترل کارآمد جرائم، کاهش ترس از جنایت، توسعه کیفیت زندگی، گسترش خدمات پلیس و مشروعیت کار پلیس از طریق تکیه بر نام جامعه که در صدد تغییر شرایط جرم خیز هستند، این امر مستلزم مسئولیت پذیری بیشتر پلیس، سهیم شدن فعال تر و بیشتر جامعه در فرآیند تصمیم‌گیری و توجه بیشتر به حقوق و آزادی‌های مردم است. پلیس اجتماع محور وظایفی مانند کاستن از احساس ناامنی، کاهش تعداد شکایت علیه خود، افزایش اطلاعات عمومی در خصوص شیوه های پیشگیری از جرم از طریق جلب مشارکت شهروندان بر عهده دارد که موجب افزایش رضایت مردم از پلیس و ارتقا میزان اعتماد عمومی به پلیس و در نهایت ایجاد احساس امنیت خواهد شد.
گفتار دوّم : انواع پیشگیری اجتماعی
پیشگیری اجتماعی به 2 نوع جامعه مدار و رشد مدار تقسیم می‌شود:
الف) پیشگیری اجتماعی جامعه مدار: منظور آن است که اگر در محیط، عوامل جرم زا وجود داشت آنها را خنثی می‌سازیم.
ب) پیشگیری اجتماعی رشد مدار: منظور آن است که اگر طفل به دلیلی از خود مظاهر بزهکاری نشان داد، با مداخله‌ی زودرس بر روی وی و محیط پیرامون وی، جلوی مزمن شدن بزهکاری را در آینده بگیریم.
پیشگیری رشد مدار به دلیل اهمیت دوران رشد طفل و نقش محیط در پیشگیری بزهکاری، از ارزش زیادی برخوردار است و نشان می‌دهد که مداخله‌ی به هنگام و بموقع درباره کسانی که بخاطر وضعیت خانوادگی در معرض ارتکاب جرم هستند، می‌تواند جلوی بزهکاری و استمرار تمایلات مجرمانه را در آنها بگیرد که این نوع از پیشگیری دارای دو خصیصه می‌باشد:
1- مداخله زودرس نسبت به طفل، خانواده، مدرسه.
2- این نوع پیشگیری جنبه تربیتی دارد که در آن اختلالات رفتار و درونی طفل هدف قرار می‌گیرد و آنچه که ملاک است، آموزش مهارت‌های اجتماعی به طفل و والدین اوست.
در بحث پیشگیری جامعه مدار به چند مدل می توان اشاره کرد : یک مدل ” بوم شناسی جنایی ” است . تحقیقات مکتب شیکاگو نشان می دهد که جرایم در یک محله خاص ، در یک شهر ، بیشتر از سایر محله ها می باشد و علّت آن ، زیادی ساکنان محله نیست ، زیرا که این ساکنان روز به روز عوض می شوند ، هر چند وقت یکبار تغییر می کنند ، امّا افراد در مدت زمانی که در این محله زندگی می کنند نرخ بزهکاری آنان تا زمانی که در آن محله هستند ، بالا است ولی به محض تغییر محل سکونت نرخ بزهکاری همین افراد پایین می آید ، به عبارت دیگر در محله های دیگر مرتکب جرم نمی شوند . این محله ها دارای یک ویژگی هایی هستند که این ویژگی ها افراد را به سمت ارتکاب جرم تشویق و ترغیب می کند . باید این محله ها را مورد بازسازی قرار داد و ساز وکار مجددی برای آنها اندیشید تا این خاصیّت جرم زایی آنها گرفته شود مثلاً تحقیقات شیکاگو نشان داد که آن محله جرم زا در مجاورت مرکز تجاری اداری شهر قرار دارد ، این محله در حال رشد و توسعه است ، از طرفی هم به دریاچه ختم می شود ، لذا برای توسعه منطقه تجاری ، منطقه های مورد نظر نیز مورد تجاوز قرار می گیرد ، مالکین محله ها هم نسبت به بقای این محله ها توجهی ندارند ، شهرداری هم می داند که این محله ، محکوم به فنا است و از این رو سرمایه گذاری انجام نمی دهند ، اداره برق هم در ارسال برق کوتاهی می کند و آموزش و پرورش از تأسیسات مدارس و تدابیر جدید خودداری می کند . میزان کنترل در این محله کم است و یک نوع ناهنجاری در محله حاکم است . برای مثال در محله خاک سفید تهران که منطقه ای بسیار جرم زا بود ، نیروی انتظامی با اتخاذ یک راه حلّ ، دست به تخریب آن محله زد .