چهارمحال و بختیاری و ساختارهای اجتماعی

دانلود پایان نامه
موافقان وضع موجود + + همنوایی
قشرهای پائین اجتماع + _ بدعت و نوآوری
افرادی که کورکورانه اطاعت می کنند. _ + مراسم گرایی
افراد نفوذی – – انزواطلبی (انصراف )
افراد انقلابی شورش و طغیان
(مرتن 1975 ، 140)
علامت + به معنای پذیرش ، علامت – به معنای عدم پذیرش و علامت به معنای نفی ارزشهای حاکم و جانشینی ارزشهای نوبجای آنهاست .
دیدگاههای جامعه شناسی شیوه نگرش محققان را به مسائل اجتماعی تعیین و روشها یاراه های شناخت آنها را مشخص می سازد. به تعبیر دورکیم (جامعه شناس فرانسوی) مسائل اجتماعی ، ریشه اجتماعی دارند، از این رو علم مربوط به آن بایستی آن را تفسیر و تبیین نمایند. این بدان معنا نیست که تبیین های دیگر ارزش علمی ندارند بلکه بایستی گفت جامعه شناسی بهتر می تواند آنها را تبیین کند، چون اسباب و لوازم شناخت هرچه بهتر دراین علم شکل گرفته است. کیفیت جامعه به کجرویها شکل می دهد … یعنی بدلیل قوانین و کارکردهای نظامهای »اجتماعی، رفتارهایی درمردم بوجود می آید که بعضی از آنها صحیح و پاره ای غلط بوده وجنبه کجروی بخود می گیرند» از مهمترین تبیینهای جامعه شناختی درباره کجرویها، تأکید برتعامل میان همنوایی وکجروی درزمینه های مختلف اجتماعی است. جوامع امروزی، دارای خرده فرهنگ‌های متفاوت‌اند و هرکدام هنجارهای خاص خود را مراعات می کنند. در این بحث به چند نظریه مهم و برجسته اشاره می کنیم.
در نظریه فشارهاى ساختارى رفتارهای انحرافی را نتیجه فشارهای اجتماع می دانند که بعضی مردم را وادار به کجروی می کند تعبیر ساده این نظریه ضرب المثل (فقر باعث جرم می شود) است. به موجب این ضرب المثل وجود فراوان فقر در یک ساختار اجتماعی فشارهایی برای انواع خاص کجروی از جمله نزاع و ستیزه جویی فراهم می کنند .
نظریه نوین فشارهای ساختاری مفهوم بی هنجاری را بوسیله دورکیم وارد جامعه شناسی کرد دورکیم مفهوم بی هنجاری را جهت روحیه مردم جامعه شهری ابداع کرد. بطورکلی، بی هنجاری به وضعیت آشفته ای در جامعه گفته می شود که هنجارها از بین رفته یا در تضاد قرارگرفته باشند، جامعه ای که در آن بطورگسترده هنجاری وجود داشته باشد، درخطر متلاشی شدن قرار می‌گیرد، زیرا اعضای آن جامعه برای نیل به مقاصد مشترک خطوط راهنمایی را دراختیار ندارند و اغلب اوقات احساس نگرانی و بی جهتی می کنند.
در تقابل با مکتب تحققی که عوامل زیستی یا روانی را موجب آسیب دیدگی رفتاری فرد می داند عده ای به جرم به عنوان مظهر آسیب شناسی اجتماعی، نگاه می کنند و عوامل روانی را ناشی از جامعه می دانند. مدافعین این نظریه، پیام مکتب جامعه شناسی را تحت عنوان نظریه فشارمی‌دانند که به بررسی خرده فرهنگ ها و راه های که از طریق آنها رفتار منحرفانه و مجرمانه در تعادل با دیگران آموخته می شود و همچنین عواملی می پردازند که مرتبط با اجتماع بوده و باعث بروز رفتار های جنایی می گردد در این نظریه جرم فرایند آسیب های اجتماعی است.
افرادی قربانی فشارها ی مرتبط با فرصت های ساختاری و فرایند های فرهنگی که امکان دست یابی به اهداف خاص را به آنها نمی دهد مرتکب جرم می شوند. در واقع می توان گفت نظریه فشار انعکاس دیدگاه های جامعه شناسی کیفری در مورد پدیده بزهکاری است. به عبارت دیگر بحث در مورد نقش مهاجرت،انقلاب، جنگ فرهنگ و خرده فرهنگ ها فقر بیکاری… که از محورهای مهم نظریه فشار تلقی می شود تبلور دیدگاه اندیشمندان جامعه شناسی کیفری و جرم شناسی است.برخلاف سایر نظریه ها ، نظریه ی فشار به جای پرداختن به دو بعد روان شناسی فردی یا خصیصه زیستی مدعی است که موجبات شکل گیری جرم را باید در درون اجتماع پیدا نمود بدین ترتیب درنگاه این نظریه یک مجرم یا کجرو محصول نوعی نظم خاص اجتماعی است به بیان دیگر نظریه ی فشار مدعی است اعمال و ارزش های مجرمان را اصولا نیرو ها و عوامل فراگیر موجود در سطح جامعه تعین می بخشد.هم چنین اینکه این دسته افراد چندان مجالی برای صورت دادن گزینش هایی آگاهانه درباره ی گزینه ی اجتماعی در دسترس خود ندارند. (وایت راب هینزفیونا 1386، 142) نظریه ی فشار عمدتا با تکیه بر مفاهیم متعارف به تعریف جرم می پردازد اما این پدیده را صرفا به چشم رفتاری نمی نگرد که نقض رسمی به حساب می آید بلکه دو مفهوم جرم وکجروی را در ابعاد فراگیرتر مورد توجه قرار می دهد به تعبیر دقیق تر این نظریه هر گونه سرپیچی از وفاق عمومی موجود درباره ی ارزش ها و هنجارها ی جامعه را جرم می داند افزون براین ادعا می کند که با تکیه بر تعریف یاد شده و با توجه به بالا بودن شمار اعمالی که نظام جزائی رسمی از کشف آنها ناتوان است آنچه از اهمیت برخوردار می شود آن است که با توسل به شیوه های جایگزین از جمله بررسی های پیمایشی بزه دیدگان و هم چنین مطالعات خود گزارشی به سنجش پدیده ی جرم طبیعی بپردازیم درخصوص علت جرم سخن اصلی نظریه ی فشار آن است که باید این پدیده را ناشی از گسست اجتماعی یا فرآیندهای اجتماعی به حساب آورد که نشان دهنده ی وجود نوعی فشار اجتماعی در درون جامعه است .این دیدگاه هم چنین برآن است که فشارها یا سر چشمه های تنش ، طبیعتی اجتماعی دارد نه فردی نکته ای بدین معنا که علت جرم را باید در درون آن دسته از ساختارهای اجتماعی و یا نظام های ارزشی دیدکه از لحاظ اجتماعی وضعیتی آسیبی دارد سرانجام نظریه پردازان فشار برآنند که این آسیب اجتماعی فراگیر بهترین تبیین را درباره ی جرم به عنوان یک مسأله ی اجتماعی به دست می دهد.( پیشین، 142)
کانون عمده ی تحلیل در نظریه های فشار بر فشارهایی متمرکز است که با فرصت های ساختاری و فرآیندهای فرهنگی پیوند دارد.
گاه از نظریه ی فشار با نام نظریه ی فرصت اشاره می شود نظریه ای با این ادعا که وجود فرصت های محدود شده یا فرو بسته می تواند سبب شود تا برخی افراد برای دست یافتن به مزایای مطلوب اجتماعی در طلب وسایل و شیوه های جایگزینی از جمله راه های مجرمانه برآیند دومین رویکرد کلی موجود در این حوزه این نکته را به آزمون می کشد که در اوضاع و احوال گوناگون اجتماعی افراد چگونه با کسانی که در برداشت های فرهنگی مربوط به رفتارهای پذیرفتنی و ناپذیرفتنی با آنان سهیم هستند پیوند خورده و به معاشرت می پردازند.این نوع رویکرد تأکید بر چگونگی فراگرفته شدن رفتارهای مجرمانه در موقعیت های متفاوت اجتماعی دارد. (سلیمی پیشین، 143) بعد از این اشاره به اصول نظریه ی فشاربه نظرمی رسد که لازم است جهت روشن کردن بحث اشاره ای به نظریه امیل دورکیم در خصوص جوامع درکتاب تقسیم کار اجتماعی داشته باشیم.دورکیم جوامع رابه دودسته تقسیم می نماید:
1-جوامع مکانیکی (خودکار یا غیرارادی )
2-جوامع ارگانیکی (اندام واره )
او معتقد است که هم بستگی و نوع دوستی در این دو جوامع متفاوت است جوامع مکانیکی جوامعی هستند که دارای تقسیم کا ر ساده اجزای کم و بیش هم شکل زندگی اجتماعی ،یگانگی و پیوند روحی و قومی و به طور کلی ارزش ها و هنجارهایی یکسان هستند. در این جوامع شغل اکثر افراد به هم مشابهت دارد به عنوان مثال اکثرا کشاورز می باشند. همه همدیگر را می شناسند فرد در غالب خانواده خود هویت پیدا می کند و شناختی که جامعه ازاو پیدا می کند به خاطر تعلق او به فلان خانواده می باشد در جوامع دارای انسجام مکانیکی نقض قانون وآنومی (یک وضعیت ناشی ازبی هنجاری است درنتیجه تغییرمداوم ارزش های اخلاقی تشخیص رفتار قابل قبول اجتماعی برای فرد امکان پذیرنیست ).
منازعه در برخی جوامع بسیار کم اتفاق می افتد زیرا هنجارها و ارزش ها شفاف و مشخص هستند در صورت وقوع جرم و انحرافات در جوامع مکانیک مجازات شدید است افکار عمومی به این جرم و انحرافات پاسخ می دهند.(نجفی ابرند آبادی، 84-83 )
سرزنش جمعی یا اخطار و تقبیح مردم نقش بسیار قوی در حفظ و انسجام جامعه دارد جرم و انحراف سرزنش عمومی را به همراه دارد که بسیاری از مواقع نقش آن بسیار کاربردی تر از مجازات کثیری می باشد.در مقابل جوامع ارگانیک وجود دارد که در این نوع جوامع خصوصیت بارز تقسیم کاراست (تقسیم به لحاظ پیچیده شدن کارها و تنوع و تعدد مشاغل و فنی شدن آن ها) عمده این جوامع تحت عنوان جوامع صنعتی هستند. دراین دسته جوامع افراد بر اساس کارکردهای شخصی خود هویت می یابند و همین باعث می شود که هویت اجتماعی برای ایجاد ارزش های برتر تضعیف یا کلا شکل نگیرد در جوامع ارگانیک مفاهیمی که در جوامع سنتی بوده مانند خانواده ، روابط ، همبستگی و کارکرد خود را از دست می دهد و به همین دلیل توانایی خلق هنجار و ارزش ها از این جوامع گرفته می شود و افراد با بحران هویت مواجه خواهند شد و در نتیجه در این جوامع ما شاهد پدیده ی آنومی خواهیم بود.پس بررسی جوامع مکانیک و ارگانیک به نظرمی رسد مناطق نزاع خیز در استان چهارمحال و بختیاری دارای ساختار اجتماعی مکانیک می باشند شیوه ی زندگی ، آداب ورسوم ، فرهنگ و سنن آن ها موید آن نظر است ولی سؤالی که این جا مطرح می شود این است که ما در بررسی خصوصیات جوامع مکانیک به این نتیجه رسیدیم که آن ها جرم و انحرافات را به شدت پاسخ می دهند هر جرمی به وقوع می پیوندد سرزنش عمومی فراوانی به همراه دارد افکار عمومی نسبت به جرم و مجرم حساسیت زیادی نشان می دهند. گفتیم جوامع مکانیکی جوامعی اندکه جرم و انحرافات کمتر در آن ها به وقوع می پیوندد پس دلیل وقوع این همه نزاع در شهرستان چه چیزی است؟برای پاسخ به این سؤال باز هم به خصوصیات جوامع مکانیک باز می گردیم نزاع جمعی و شرکت در آن در خیلی موارد با سرزنش عمومی همراه نیست بلکه یک هنجار و ارزش تلقی می شود زمانی که دراین مناطق یک نفرشاهد درگیری یکی از اعضای قبیله یا خانواده خود است جامعه از او انتظار دارد بدون فوت وقت به کمک هم قبیله ای خود بشتابد و گویی ورود به نزاع را وظیفه ی او می داند و عدم ورود به نزاع از سوی جامعه سرزنش زیادی به دنبال دارد و همان گویی سرزنش که ما آن را در جوامع مکانیک مانع و دیواری در برابر انجام جرم تصور کردیم در این جا عکس عمل می کند و ترس از سرزنش عمومی فرد را وادار به ورود به منازعه می کند یکی دیگراز علل وقوع نزاع جمعی در جوامع مکانیک همبستگی و روح جمعی است که آن ها باعث وقوع نزاع های جمعی بی شماری می گردد.اگر برای یکی از آنان مشکلی پیش آید سایر اعضای قبیله ها با هم متحد شده تا مشکل او را از بین ببرند و به عبارتی دیگرمی توان گفت اختلاف درگیری و مشکل برای یک نفر از اعضای قبیله باعث اتحاد سایرین می شود. اگر یک نفر از اعضای این قبیله کشته شوند اعضای دیگر متحد شده تا انتقام خون ریخته شده را بگیرند. برخلاف سایر نظریه های قبلی که بدان اشاره نمودیم نظریه ی فشار به جای پرداختن به دو بعد روان شناسی فردی یا خصیصه زیستی مدعی است که موجبات شکل گیری جرم را باید در درون اجتماع پید ا نمود بدین ترتیب درنگاه این نظریه یک مجرم یا کجرو محصول نوعی نظم خاص اجتماعی است به بیان دیگر نظریه ی فشار مدعی است اعمال و ارزش های مجرمان را اصولا نیرو ها و عوامل فراگیر موجود در سطح جامعه تعین می بخشد. هم چنین اینکه این دسته افراد چندان مجالی برای صورت دادن گزینش هایی آگاهانه درباره ی گزینه ی اجتماعی در دسترس خود ندارند.(وایت راب 1386، 142)
نظریه ی فشار عمدتا با تکیه بر مفاهیم متعارف به تعریف جرم می پردازد اما این پدیده را صرفا به چشم رفتاری نمی نگرد که نقض رسمی به حساب می آید بلکه دو مفهوم جرم وکجروی را در ابعاد فراگیرتر مورد توجه قرار می دهد به تعبیر دقیق تر این نظریه هر گونه سرپیچی از وفاق عمومی موجود درباره ی ارزش ها و هنجارها ی جامعه را جرم می داند افزون براین ادعا می کند که با تکیه بر تعریف یاد شده و با توجه به بالا بودن شمار اعمالی که نظام جزائی رسمی ازکشف آنها ناتوان است آنچه از اهمیت برخوردار می شود آن است که با توسل به شیوه های جایگزین از جمله بررسی های پیمایشی بزه دیدگان و هم چنین مطالعات خود گزارشی به سنجش پدیده ی جرم طبیعی بپردازیم درخصوص علت جرم سخن اصلی نظریه ی فشار آن است که باید این پدیده را ناشی از گسست اجتماعی یا فرآیندهای اجتماعی به حساب آورد که نشان دهنده ی وجود نوعی فشار اجتماعی در درون جامعه است .
این دیدگاه هم چنین برآن است که فشارها یا سر چشمه های تنش ، طبیعتی اجتماعی دارد نه فردی نکته ای بدین معنا که علت جرم را باید در درون آن دسته از ساختارهای اجتماعی و یا نظام های ارزشی دیدکه از لحاظ اجتماعی وضعیتی آسیبی دارد سرانجام نظریه پردازان فشار برآنند که این آسیب اجتماعی فراگیر بهترین تبیین را درباره ی جرم به عنوان یک مسأله ی اجتماعی به دست می دهد. (پیشین، 142)
کانون عمده ی تحلیل در نظریه های فشار بر فشارهایی متمرکز است که با فرصت های ساختاری و فرآیندهای فرهنگی پیوند دارد
گاه از نظریه ی فشار با نام نظریه ی فرصت اشاره می شود نظریه ای که با این ادعا وجود فرصت های محدود شده یا فرو بسته می تواند سبب شود تا برخی افراد برای دست یافتن به مزایای مطلوب اجتماعی در طلب وسایل و شیوه های جایگزینی از جمله راه های مجرمانه برآیند دومین رویکرد کلی موجود در این حوزه این نکته را به آزمون می کشد که در اوضاع و احوال گوناگون اجتماعی افراد چگونه با کسانی که در برداشت های فرهنگی مربوط به رفتارهای پذیرفتنی و ناپذیرفتنی با آنان سهیم هستند پیوند خورده و به معاشرت می پردازند.این نوع رویکرد تأکید بر چگونگی فراگرفته شدن رفتارهای مجرمانه در موقعیت های متفاوت اجتماعی است.(سلیمی پیشین، 143) سرزنش جمعی یا اخطار و تقبیح مردم نقش بسیار قوی در حفظ و انسجام جامعه دارد جرم و انحراف سرزنش عمومی را به همراه دارد که بسیاری از مواقع نقش آن بسیار کاربردی تر از مجازات کثیری می باشد. در مقابل، جوامع ارگانیک وجود دارد که در این نوع جوامع خصوصیت بارز تقسیم کاراست (تقسیم به لحاظ پیچیده شدن کارها و تنوع و تعدد مشاغل و فنی شدن آن ها) عمده این جوامع تحت عنوان جوامع صنعتی هستند.
دراین دسته جوامع افراد بر اساس کارکردهای شخصی خود هویت می یابند و همین باعث می شود که هویت اجتماعی برای ایجاد ارزش های برتر تضعیف یا کلا شکل نگیرد در جوامع ارگانیک مفاهیمی که در جوامع سنتی بوده مانند خانواده ، روابط ، همیستگی و کارکرد خود را از دست می دهد و به همین دلیل توانایی خلق هنجار و ارزش ها از این جوامع گرفته می شود و افراد با بحران هویت مواجه خواهند شد و در نتیجه در این جوامع ما شاهد پدیده ی آنومی خواهیم بود.
پس بررسی جوامع مکانیک و ارگانیک به نظرمی رسد مناطق نزاع خیز در استان چهارمحال و بختیاری به خصوص شهرستان اردل دارای ساختاراجتماعی مکانیک می باشند شیوه ی زندگی ، آداب ورسوم ، فرهنگ و سنن آن ها موید آن نظر است ولی سؤالی که این جا مطرح می شود این است که ما در بررسی خصوصیات جوامع مکانیک به این نتیجه رسیدیم که آن ها جرم و انحرافات را به شدت پاسخ می دهند هر جرمی به وقوع می پیوندد سرزنش عمومی فراوانی به همراه دارد افکار عمومی نسبت به جرم و مجرم حساسیت زیادی نشان می دهند.
گفتیم جوامع مکانیکی جوامعی اند که جرم و انحرافات کمتر در آن ها به وقوع می پیوندد پس دلیل وقوع این همه نزاع درشهرستان چه چیزی است. برای پاسخ به این سؤال باز هم به خصوصیات جوامع مکانیک باز می گردیم نزاع جمعی و شرکت در آن در خیلی موارد با سرزنش عمومی همراه نیست بلکه یک هنجار و ارزش تلقی می شود زمانی که در این مناطق یک نفرشاهد درگیری یکی از اعضای قبیله یا خانواده خود است جامعه از او انتظار دارد بدون فوت وقت به کمک هم قبیله ای خود بشتابد و گویی ورود به نزاع را وظیفه ی او می داند و عدم ورود به نزاع از سوی جامعه سرزنش زیادی به دنبال دارد و همان گویی سرزنش که ما آن را در جوامع مکانیک مانع و دیواری در برابر انجام جرم تصور کردیم در این جا عکس عمل می کند و ترس از سرزنش عمومی فرد را وادار به ورود به منازعه می کند یکی دیگراز علل وقوع نزاع جمعی در جوامع مکانیک همبستگی و روح جمعی است که آن ها باعث وقوع نزاع های جمعی بی شماری می گردد. اگر برای یکی از آنان مشکلی پیش آید سایر اعضای قبیله ها با هم متحد شده تا مشکل او را از بین ببرند و به عبارتی دیگرمی توان گفت اختلاف درگیری و مشکل برای یک نفر از اعضای قبیله باعث اتحاد سایرین می شود. اگر یک نفر از اعضای این قبیله کشته شوند اعضای دیگر متحد شده تا انتقام خون ریخته شده را بگیرند.