کارایی اقتصادی و کارایی تخصیصی

دانلود پایان نامه

ب) کارایی فنی (TE): منعکس‌کننده توانایی یک بنگاه در بدست‌آوردن حداکثر خروجی از ورودی‌های بکارگرفته شده‌است. این‌کارایی تحت تأثیر عواملی مانند عملکرد مدیریت، مقیاس سازمان یا اندازه عملیات قرار می‌گیرد.
ج) کارایی تخصیصی (AE): منعکس کننده توانایی یک بنگاه برای استفاده از ورودی‌ها در نسبت بهینه با توجه به قیمت و تکنولوژی تولید است. در نمودار زیر هر سه نوع کارایی نشان داده‌شده است.
A
B
S
P
Q
R
A’
B’
S’
Q’
د) کارایی ساختاری (SE): کارایی ساختاری، معمولاً برای محاسبه کارایی یک صنعت که در آن بنگاه‌های مختلفی فعالیت می‌کنند، به کار می‌رود. براین اساس کارایی ساختاری یک صنعت از متوسط وزنی کارایی بنگاه‌های آن صنعت حاصل می‌گردد. به طوری که اگر کارایی بنگاه j ام را Ej و وزن داده شده به بنگاه را به صورت Wj=qj/Q نشان دهیم، کارایی ساختاری به صورت زیر تعیین خواهد شد:
که در آن q میزان محصول بنگاه j ام و Q میزان محصول کل صنعت می‌باشد (فضلی، 1381، 20)
کارایی مفهوم بسیار مهم ولی پیچیده است که بیشتر از طرف سه حوزه مورد بررسی قرار گرفته است؛ مهندسان، مدیران و اقتصاددانان.
این اصطلاح ابتدا در حوزه مهندسی و علم ترمودینامیک مطرح شده اما بعدها وارد سایر حوزه‌ها گردید. در ابتدای امر این واژه عموما درمورد سیستم‌های مکانیکی و بسته بکار می رفت و همواره مقدار آن کمتر از واحد بود. اما وقتی وارد حوزه مدیریتی شد، از آنجایی که کارایی افراد با توجه به تشویق‌های صورت گرفته یا تنبیه‌های انجام شده ممکن است بیشتر یا کمتر از توان آنها گردد، مقدار محاسبه شده آن نیز محدود به مرز واحد نمی‌شود.
هنگامی که خود را مواجه با واژه کارایی می‌بینیم، در می‌یابیم که به جای یک تعریف یا مفهوم با مجموعه ای از مفاهیم متفاوت روبرو شده ایم. برای یک مهندس، کارایی ممکن است نسبت ستاده به نهاده باشد و یا به عبارتی دیگر ستاده به ظرفیت اسمی باشد. بنابراین وی از کارایی یک ماشین صحبت می‌کند. در حالی که یک مدیر نسبت هزینه استاندارد به هزینه واقعی را در جهت محاسبه کارایی مورد استفاده قرار می‌دهد. این در حالتی است که وقتی یک اقتصاددان به کارایی یک بنگاه اشاره می‌کند؛ وی بطور عموم منظور خود را با اشاره به دو نسبت بیان می‌کند :
اولین نسبت؛ توفیق بنگاه در حصول حداکثر تولید ممکن با یک مجموعه نهاده معین (یا حداقل نهاده برای حصول ستاده معین) است، که وی این نسبت را بهره‌وری یا کارایی فنی می‌نامد.
برای این منظور معمول است که تنها نهاده‌هایی را در این کسر شامل کنیم که خاصیت فیزیکی داشته باشد از این رو سرمایه اسمی (پولی) به طور عام وارد محاسبه نمی‌گردد. تنها چیزهایی مشمول ورودی قرار می‌گیرد که خریداری یا اجاره شده باشند.
اما برای بحث در مورد نسبت دوم باید به این حقیقت توجه کرد که حل مشکلات فنی تولید برای یک بنگاه کافی نیست. بلکه بنگاه باید به طرز مناسبی عملکرد خود را با قیمت‌های رایج در بازار تطبیق دهد (بخصوص با قیمت‌های نسبی نهاده در بازار). مقداری که در این حالت برای کارایی تعریف می‌شود باز هم نسبت ستاده به نهاده است که البته یک شکل آن به صورت ارزش ستاده به ارزش نهاده تعریف می‌گردد. (یعنی قیمت‌های محصولات و نهاده‌ها مورد بحث قرار می‌گیرند) در واقع این نوع کارایی، کارایی تخصیصی (قیمتی) است.
حاصل ضرب کارایی تکنیکی و کارایی قیمتی، کارایی اقتصادی را نتیجه می‌دهد.
تعاریف مختلفی درمنابع مختلف برای کارایی به شرح زیر ارائه گردیده است :