کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات و زیرساخت های فناوری اطلاعات

دانلود پایان نامه

نبود قوانین و مقررات مورد نیاز در وزارتخانه
با توجه به اینکه در مدارس هوشمند، کنترل، نظارت و ارزشیابی مبتنی بر فناوری رایانه بوده و به صورت هوشمند انجام می شود، بسترهای قانونی مورد نیاز این مدارس با مدارس سنتی متفاوت است. این نیاز، از تفاوت میان مدارس هوشمند و سنتی نشأت می گیرد. نبود مقررات در این زمینه باعث ایجاد مشکلات متعدد در مدرسه شده است. برای مثال معلم خود را به ایجاد محتوای درسی چند رسانه ای موظف نمی داند و اگر هم معلمی با علاقه ی شخصی محتوا را تهیه کند، محمل قانونی برای پرداخت و جبران مالی وجود ندارد.
فراهم نبودن زیر ساخت های مورد نیاز
زیر ساخت(سخت افزار، نرم افزار، فناوری مدیریت داده، فناوری شبکه و مخابرات و خدمات فناوری)، یکی از اساسی ترین پیش نیازهای لازم برای توسعه ی مدارس هوشمند می باشد. از نظر خبرگان مدارس هوشمند، نبود منابع کافی در مدارس، باعث شده است تا این مورد به یکی از مهم ترین چالش‌ها تبدیل شود (محمودی و همکاران، 1387: 80).
عناصر اصلی مدارس هوشمند
مهمترین عناصر اصلی مدارس هوشمند را می توان در قالب موارد زیر بیان کرد:
– محیط یاددهی- یادگیری مبتنی بر محتوای چندرسانه ای؛
– زیرساخت های توسعه یافتۀ فناوری اطلاعات؛
– مدیریت بر مدرسه توسط سیستم یک پارچۀ رایانه ای؛
– برخورداری از معلمان آموزش دیده در حوزۀ فناوری؛
– ارتباط یک پارچۀ رایانه ای با مدارس دیگر.

شکل 2-3): مدل مفهومی مدارس هوشمند (نقشه راه آموزش و پرورش شهر تهران، 1389: 1)
در حقیقت مدارس برای تبدیل به یک مدرسۀ کاملاً هوشمند باید بتوانند کلیۀ عناصر ذکر شده را تأمین کنند (آموزش و پرورش شهر تهران، 1389: 1).
آمادگی الکترونیکی
آمادگی الکترونیکی یک شاخص ارزشمند برای توانایی استفاده از فناوری های پیشرفته است و با توجه به اهداف محققان به چند روش تعریف شده است (کئودان ساین و گودوین ، 2009: 37). بروتیز و پولی من کاو (2004) نیز آمادگی الکترونیکی را آمادگی کالبدی و فکری یک سازمان برای تجارب و فعالیت های یادگیری الکترونیکی معرفی کرده اند. آمادگی مدرسه، توانایی یک مدرسه و هم چنین توانایی های اشخاص درون مدرسه است که سبب اجرای تغییر در مدرسه می گردد. آمادگی مدارس نیز خود به تجارب مدرسه و معلمان، یک فرهنگ یا نظام قانونی رفتاری معیار که نوآوری را تسهیل سازد، زیرساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات، توانایی حل کردن به موقع مسائل فناوری، به منظور استقرار نوآوری در تعلیم و تربیت، مربوط می شود. آمادگی مدرسه برای استقرار مدارس هوشمند نیز عبارت است از: سطح آمادگی فکری معلمان و آمادگی فیزیکی مدارس برای پذیرش و کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در فعالیت های یاددهی و یادگیری (شوم و فاکس ، 2004: 28).
در زمینه سنجش و ارزیابی آمادگی الکترونیکی سازمان ها به منظور امکان سنجی استقرار آموزش الکترونیکی، الگوها و مدل های مختلفی مورد استفاده قرار گرفته است که از جملۀ آنها می توان سای کاریس ،2011: 106) را نام برد. هر یک از مدل های مذکور، ارزیابی برخی از عوامل را در برقراری دوره های آموزش الکترونیکی و به تبع آن مدرسۀ هوشمند، مورد توجه قرار داده اند. عوامل مشترکی که در بیشتر الگوها به نحوی مورد بررسی قرار گرفته، عبارت است از: نگرش، فرهنگ سازمانی، منابع مالی، تجهیزات و زیرساخت ها و سواد رایانه ای که در زیر به هر یک از این موارد اشاره ای کوتاه می کنیم.
نگرش: آیدین و تاسکی (2005)، چان و ناگی (2007)، نگرش کاربران و منابع انسانی را دو عامل مهم و تأثیرگذار بر استفاده از فناوری می دانند. آمادگی نگرش می تواند اطمینان، لذت و خوشایندی، اهمیت، انگیزش و … را شامل شود. بدون توجه به نگرش و استقبال افراد از فاوا، توسعۀ آن امکانپذیر نیست. در کنار توسعۀ زیرساختها، تجهیزات و ارائۀ آموزشهای لازم، تلاش برای تقویت نگرش مثبت در مورد فناوری ضروری است (موتیارادوی، 2009: 81). استفاده از فناوری از آنجا که به بینش فراگیرمحور در یاددهی و یادگیری مربوط می شود، ممکن است توسط دانشجو- معلمانی که این دیدگاه را نمی پذیرند مورد استقبال قرار نگیرد. این وضعیت تا زمانی که تجارب استفاده از فناوری، معلمان را به اصلاح و بهبود موقعیتشان هدایت نکند، تغییر نخواهد کرد (اسکری مشاو، 2004: 47). موفقیت و اثربخشی استفاده از فناوری در تدریس تا حد زیادی بستگی به پذیرش و نگرش معلمان نسبت به فناوری دارد (الّزیدیین و همکاران ، 2010: 35).
فرهنگ مدرسه: تحقق یافتن نوآوری، نیاز به حاکمیت فرهنگ مساعد تغییر در مدرسه دارد و مدیر مهم ترین نقش را در ایجاد چنین فرهنگی ایفا می کند. از این رو نظام آموزش و پرورش باید با حساسیتی بیشتر با موضوعِ فراهم ساختن زمینۀ ذهنی مساعد برای مدیران و تبدیل کردن آنان به نیروهای مؤثر و یاری دهندۀ جریان تغییر برخورد نماید (مهر محمدی، 1383: 83).
پورنومو و لی (2009) در پژوهش خود فرهنگ سازمانی را از موانع اصلی اجرای برنامه های مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات دانستند. از نظر آنان فناوری اطلاعات باعث ایجاد تغییرات در ساختار تشکیلاتی سازمان شده و ساختار قدرت و سلسله مراتب را تغییر می دهد و مشاغل و ساختار جدید ایجاد می کند. طبق مدل دنیسون سازمان های اثربخش بر محور تیم های کاری 28 تشکیل می شوند و به توسعۀ قابلیت های منابع انسانی و افزایش تعهد بین کارکنان سازمان اهمیت می دهند. کارمندان نقش خود را در تصمیم گیری مؤثر می دانند و کار آن ها مستقیماً در ارتباط با اهداف سازمان می باشد. این بعد از فرهنگ سازمانی را می توان وجود فضای دموکراسی در مدرسه و ارتباط بین مدیر، معلمان و دانش آموزان دانست که تعهد این افراد را نسبت به مدرسه و تصمیم گیری های آن افزایش می دهد. در مدارس هوشمند مشارکت بین اعضای مدرسه از اهمیت بسزایی برخوردار است تا بتوانند در جهت بهبود بخشیدن به شرایط، منابع و دسترسی به اهداف تلاش کنند. در مدارس مناسب این عصر، ارتباط مشارکتی بین مدیر، معلم و دانش آموز الزامی است. فضای مدرسه نیز باید در جهت تقویت تفکر انتقادی و مشارکتی حرکت کند. آموزش و پرورشی موفق است که تصور روشنی از اهداف سازمانی و اهداف استراتژیک تعریف نماید، چشم انداز سازمانی را به روشنی برای مدارس ترسیم کند و در راستای آن استراتژی، ساختار، فرهنگ و رفتار خود را تغییر دهد (رحیمی نیا و علیزاده، 1388: 93).
سواد رایانه ای: در یافته های برخی تحقیقات نشان داده شده که عواملی مانند مهارت های کامپیوتری، ویژگی های شخصیتی، سطح توانایی در استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات، پشتیبانی های نهادی و دیگر عوامل می توانند بر آمادگی معلمان و سایر ذینفعان یادگیری آن لاین تأثیرگذار باشند (کو ، 2008: 269). سواد رایانه ای شامل مهارت های پایه ای کار با کامپیوتر (مانند استفاده از کیبورد، کار با ماوس، ایجاد، ویرایش و ذخیرۀ فایل ها، ایجاد فولدرها)، ارائه با استفاده از برنامه های کامپیوتری مختلف مانند پاورپویینت، نصب نرم افزار، استفاده از اینترنت، ایجاد، دریافت و فرستادن ایمیل، توانایی در رفع مشکلات استفاده از رایانه می شود که آمادگی در این حیطه برای شرکت در دوره های آموزش الکترونیکی ضروری است (موتیارادوی ، 2009: 69).
منابع مالی: این بعد به بودجه و سرمایه گذاری سازمان برای آموزش الکترونیکی بر می گردد (لوپز، 2007: 37 ) عباس و همکاران (2004: 60)، آمادگی مالی را این طور تعریف کرده اند:
«آمادگی کارآموز/ فراگیر و آمادگی سازمانی در صرف هزینه و سرمایه گذاری برای توسعه و یا کسب آموزش الکترونیکی».
تجهیزات و زیرساخت ها: عباس و همکاران (2004: 50)، آمادگی زیرساخت و تجهیزات را به عنوان تدارک پشتیبانی فنی، ارائۀ محتوای الکترونیکی، پهنای باند مناسب، و سیستم مدیریت یادگیری توسط مراکز ارائه دهندۀ آموزش الکترونیکی، تعریف کرده اند. گروهی دیگر از پژوهشگران مانند آیدین و تاسکی (2005: 50) ولش و همکاران (2003: 12)، ویلد و همکاران (2002: 40)، آن را دستیابی مدارس به سخت افزارها و نرم افزارهای مناسب می دانند (به نقل از موتیارادوی، 2009: 78). این مؤلفه، سطح زیرساخت های فناوری اطلاعات را که شامل ظرفیت های سخت افزاری، نرم افزاری، و شبکه در سازمان می شود ارزیابی می کند. به منظور کاربرد مؤثر برنامۀ آموزشی در مدارس هوشمند، فرایندهای پشتیبانی مناسب و زیرساخت های فناوری مورد نیاز است. مسئولین قبل از استقرار مدارس هوشمند باید تمهیداتی اتخاذ کنند تا همه دانش آموزان و معلمان، در خانه و مدرسه به رایانه و اینترنت دسترسی پیدا کنند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   کارشناسی ارشد و معماری ایرانی

پیشینه هوشمند سازی مدارس