کشاورزی پایدار و اقتصاد کشاورزی

دانلود پایان نامه

در شوری های ضعیف کاهش فتوسنتز به دلیل بسته شدن روزنه ها و در شوری های قوی به دلیل واکنشهای تخریبی و بیوشیمیایی است(لاچلی،1984).شوری باعث تخریب ساختار کلروپلاستها و عدم پایداری ترکیبهای رنگیزه-پروتئین می شود. همچنین کارتنوئیدها تحت تاثیر قرار گرفته و بازدارندگی نوری تقویت می شود(سینگ ودوبی1995). در اثر شوری میزان کلروفیل کاهش می یابد کاهش میزان کلروفیل در شرایط تنش شوری به دلیل فعالیت بیشتر کلروفیلاز گزارش شده است همچنین بعضی از مواد تنظیم کننده رشد نظیر ABA،اتیلن و هترواکسین موجب تحریک فعالیت این آنزیم می شوند و در نتیجه در شرایط تنش غلظت این مواد افزایش می یابند )درازویک،1994).همچنین کاهش مقدار کلروفیل می تواند به دلیل تغییر متابولیسم نیتروژن در رابطه با ساخت ترکیبهای نظیر پرولین باشد که در تنظیم اسمزی بکار می رود (رزا-ایبرا ومایتی،1995). افزایش تولید پرولین موجب می شود تاگلوتامات که پیش ماده ساخت کلروفیل و پرولین است کمتر در مسیر بیو سنتز کلروفیل شرکت داشته باشد گلوتامات به نوبه خود از احیای نیتروژن معدنی و یا هیدرولیز پروتئینهای ذخیره ای حاصل می شود از جمله آنزیمهای مورد نیاز در سنتز پرولین،گلوتامین کیناز می باشد که اولین آنزیم در مسیر بیوسنتز پرولین به شمار می رود و در سیتو پلاسم و کلرو پلاستها یافت می شود.نمک اثر تحریک کننده ای را بر روی فعالیت این آنزیم دارد در مقابل اولین آنزیم بیوسنتز کلروفیل گلوتامات لیگاز می باشد که نمک از فعالیت آن ممانعت به عمل می آورد بنابراین در شرایط شور تولید کلروفیل به دلیل کاهش فعالیت آنزیم گلوتامات لیگاز از یک طرف و مصرف بیشتر گلوتامات توسط آنزیم فعال شده گلوتامین کیناز از طرف دیگر کاهش می یابد در گیاه گز روغنی Moringa oleifera کاهش کلروفیل بر اثر افزایش غلظت نمک و درصد سدیم قابل تبادل گزارش شده است(ولیا وهمکاران1993).) مین هاس و همکاران (1989) کاهش کلروفیل a وb و کلرا در سورگوم نیز متناسب با افزایش شوری مشاهده نموده و گزارش سینگ و همکاران(1994) کاهش میزان کلروفیل a و b را با افزایش میزان شوری در ماش گزارش نموده است
فصل دوم
مروری بر تحقیقات انجام شده
فصل دوم
مروری بر تحقیقات انجام شده
2-1 شوری در گیاهان :
شوری در گیاهان وضعیتی است که در آن نمک بیش از حد به صورت محلول باعث کندی رشد در گیاه شده و باعث مرگ آن می شود نمک بالا و غلظت بالای یونها باعث کمبود آب-تنش اسمزی و کاهش پتانسیل اسمزی در خاک می شوند از علایم تنش شوری در گیاه کاهش رشد-علایم توسعه پیری-مرگ و میر در اثر در طول مدت زیاد قرار گرفتندر معرض تنش می باشد و آسیب اصلی در شرایط تنش شدید مرگ سلولی است که با بسته شدن روزنه ها همراه است، در نتیجه باعث کاهش فتوسنتز-تنش اکسیداتیو می شود برای مهارتنش اسمزی می توان از اسید ابسزیک استفاده کرد. از عناصری که سمیت ایجاد می کند سدیم است میزان زیاد سدیم در سطح ریشه باعث مهار جذب پتاسیم و کلسیم در آن ناحیه می شود و سیستم های متابولیکی گیاه را دچار اختلال می کند مکانیسم تحمل به شوری گیاه یک موضوع مهم پژوهش های زیست گیاهی می باشد و . . اهداف آن درک کنترل هموستازی یونی و تنظیم اسمزی است( تریجی آجل و همکاران،2010). یکی از مهم ترین میکروارگانیسم های موجود در محیط ریشه قارچ های میکوریزای و زیکولار آربوسکولار هستند (غلامی و همکاران 1380). قارچ های همزیستVAM (وزیکولار آرباسکولار) بعنوان واسطه در انتقال عناصر غذایی از گیاه به خاک و از خاک به گیاه جز مهمی در توسعه و بهبود وضع گیاه و خاک محسوب می شوند قارچ های VAM به‌عنوان عوامل مؤثر در تولید گیاه و حفاظت از خاک نقش قابل ملاحظه ای را در کشاورزی بعهده دارند (بتلن فالووی و همکاران، 1985 ). تعداد زیادی از قارچ ها قادرند تنش های شدید اسمزی را تحمل کنند برخی از قارچ ها می تواند شدت شوری بالغ بر 65 مگاپاسکال را تحمل نمایند (هاناک و همکاران، 2010).
باتوجه به مطالب ذکر شده، هدف ازانجام این تحقیق نیز به منظور استفاده از قارچ میکوریز برای حفظ و بهبود رشد گیاهان زراعی وباغی در شرایط تنش محیطی نظیر تنش شوری بخصوص در مناطق کویری بر روی گیاه دارویی وزینتی همیشه بهار می باشد سوابق مربوط بیان مختصرسابقۀ تحقیقات انجام شده دربارۀموضوع ونتایج به دست آمده درداخل وخارج ازکشورنظرهای علمی موجود دربارۀموضوع تحقیق با بررسی غلبه بر موانع شوری بر روی تولید محصولات با روشهای سنتی بیان گردید که نمک زا بودن یک مشکل اصلی در نواحی خشک و نیمه خشک بود تأثیر شوره زار بر روی محصولات شامل کاهش رشد و تولید و مرگ گیاه است(پلاووتت و همکاران ،2013 ). اثر فرآیندهای خاک در تولید محصولات، در خاکهای تحت تأثیر شوری، نتیجه گیری شد که وقتی نمک در لایه های خاک جمع می شود روی محصولات خاک تأثیر معکوس دارد انتخاب محصول با جاذب بالا و مدیریت نمک خاک از راهکارهای مهم در اقتصاد کشاورزی هستند (رنگاسامی و همکاران،2010 ). در آمریکا در تحقیقی بر تنش شوری در گیاهان اعلام داشتند وضعیتی است که در آن نمک بیش از حد به صورت محلول باعث کندی رشد در گیاه سپس مرگ گیاه می شود (کانگ زو ، 2007 ). در آمریکا با بررسی هموستازی غلظت یون درون سلولی بیان گردید که باز هم یون سدیم و سمیت و میزان زیادی آن باعث تلفات زیادی در عملکرد محصولات زراعی می شود از مهم ترین مولفه هایی که نشان دهنده وضعیت آبی گیاه هستند می توان به درصد رطوبت نسبی بافتها(RWC)و پتانسیل آب کل گیاه اشاره کرد سینک لایر و لودلو (1995)عقیده دارند که RWC در مقایسه با تغییرهای ترمودینامیکی وضعیت آب شاخص بهتری می باشد. از دیدگاه آنها به دلیل اینکه روزنه ها تعادل جریان خروجی و ورودی آب به درون برگ را تنظیم می کنند،اندازه گیری RWC وضعیت روزنه ها و تعرق رابهتر منعکس می کند. بنت وهمکاران (1987) نیز اعلام کردند که در سویا و ذرت در بین RWC و پتانسیل آبی برگ،پتانسیل فشار آماس وپتانسیل آبی آوند چوبی در شرایط تنش رابطه خطی وجود دارد برگهایی که قادر باشند در شرایط کاهش پتانسیل آب خاک، RWC بیشتری را در خود حفظ نمایند در مقابل دهیدراسیون مقاومت بیشتری خواهند داشت توانایی حفظ RWC بالاتر در هر پتانسیل آبی بیانگر استحکام دیواره سلولها وتحمل آنها در برابر فروپاشی متآثر از تلفات تنش می باشد( خان و همکاران،1994). کاهش پتانسیل آب در محیط اطراف ریشه موجب کاهش RWC و کاهش پتانسیل آب کل گیاه می شود
(کارمر ،1984). گیاهانی که در شرایط شور سریع تر به حالت تعدیل اسمزی می رسند،با محیط اطراف خود سریعتر سازگار شده ومی توانند RWC و پتانسیل آب بافتهای خود را با جذب بهتر آب حفظ نمایند.
البته بعضی از گیاهان نیز در شرایط شور با تجمع املاح در واکوئلهای خود اقدام به افزایش حجم واکوئل وگوشتی شدن بافتها نموده و به دلیل آبدارتر بودن بافت مقدار را افزایش می دهند افزایش حجم واکوئل و گوشتی شدن بافتها در اثر شوری در موردبرخی از گونه گزارش شده است( گرین وی و همکاران ،1980).
2-2 نتایج بررسی های انجام شده بر روی اثرات میکوریزا:
(کانگ زو،2003 ). درتحقیقی با بررسی نقش میکروارگانیسم های میکوریزایی از نوع وزیکولار آربوسکولار (VAM)بر برخی صفات گیاه سورگوم اعلام کردند که امروزه همزیستی قارچ های میکوریزا به عنوان یکی از میکروارگانیسم های مفید دامنه فعالیت خود را در صنایع مختلف گسترش داده است و در کشاورزی نقش قارچهای میکوریز به عنوان گروههای کارساز در تأمین نیازمندیهای گیاهان غیر قابل انکار است (مهربان و همکاران، 1391). همچنین با بررسی کارآیی همزیستی سویه های مختلف قارچ میکوریزا با ژنوتیپ های گندم تحت شرایط شور با استفاده از سنجش هسته ای به این نتیجه رسیدند که مقایسه میانگین سویه های مختلف قارچ میکوریز از نظر تاثیر بر صفات نشان داد که گونه Glomus (etumicatum) توانست همزیستی موثر تری را نسبت به سایر گونه ها با گیاهان گندم برقرار نماید(داعی و همکاران، 1384). در آزمایشی مطالعه همزیستی قارچهای میکوریزی با تاغ (Haloxylonsp)در جنگلهای رست کاشت سبزوار انجام شد و به این نتیجه رسیدند که اثرات مفید همزیستی میکوریزی قادر است توانایی فیزیولوژیک گونه های تاغ را از نظر تحمل و مقاومت در برابر تنش های محیطی افزایش دهد. قارچ های میکوریزایی نه تنها به رشد ونمو گیاهان کمک می کنند بلکه مقاومت گیاهان زراعی را به تنش هایی چون شوری بالا می برند(الکاراکری وهمکاران2001 ،کانترل و لیندرمن2001).پراکنش قارچ های AMدر مناطق شور دنیا و عوامل موثر بر این پراکنش توسط محققان زیادی مورد بررسی قرار گرفته است. برای مثال هیلدبرانت وهمکاران(2001)میزان بالای کلونیزه شدن گیاهان شوری پسند مردابهای شور اروپای مرکزی را با قارچهای میکوریزا گزارش کرده اند.گزارش هایی نیز در ارتباط با تأثیر قارچ های میکوریز آرباسکولار در افزایش رشد و مقاومت به شوری در گیاهان شور پسند منتشر شده است.استفاده از گونهGlomus mosseae باعث افزایش رشد وبقای گیاهAtriplex canescens در خاکهای کم بازده میشود(آلدن،1975، ویلیامز وهمکاران1974).همچنین اصغری و همکاران (2005)مشخص نمودند که گرچه گیاهان خانوادهChenopodiaceae معمولاً بعنوان گیاهانی در نظر گرفته میشوند که میزبان قارچ های میکوریزایی نیستند اما گیاهAtriplex nummularia درصد همزیستی بالایی با قارچ های میکوریزا نشان داده و در اثر همزیستی میکوریزایی رشد گیاه افزایش می یابد آنها این تأثیر را ناشی از اثر مستقیم قارچ های میکوریزایی در جذب املاح ونیز اثر این قارچها بر ترکیب میکروبی خاک اطراف محیط ریشه دانستند. علائم تنش شوری در گیاهان تقریباً مشابه کمبود فسفر به شکل آبدار شدن و تیره رنگ شدن برگها مشاهده می گردد بنابراین شوری باعث کاهش فسفر در گیاه میشود.لذا قارچ های میکوریز میتوانند با افزایش جذب فسفر توسط گیاه از اثر منفی شوری بکاهند(اوجالا وهمکاران1983). در گیاهان میکوریزی غلظت پتاسیم بیشتر از غلظت گیاهان میکوریزی می باشد وبدین ترتیب با افزایش نسبتNa/K،همزیستی میکوریزی گیاه را در برابر اثرات منفی سدیم محافظت می نماید استفاده از قارچ Glomus destericola باعث افزایش رشد پیاز در خاک شور شده است(پاس و همکاران1997). اثرات شوری و تلقیح با قارچ Glomus intraradicesبر روی نهال های هشت ماهه مرکبات مورد بررسی قرار گرفته ومشاهده گردیده است که جذب کل و غلظت کلر در بخش هوایی گیاهان میکوریزی افزایش یافته است(گراهام وهمکاران، 1989).در گیاه کاهو نیز با استفاده از تلقیح با قارچ های میکوریزا آربسکولار و در شرایط شور توانسته اند مقداری از کاهش وزن اندام هوایی و ریشه گیاه را جبران نمایند(رویزلوزانو وهمکاران 1996). به کار گیری قارچهای میکوریز آربسکولار در خاک شور منجر به افزایش وزن تر غده پیاز و وزن دانه در گیاه جو شده است(علی اصغر زاده 1379).
گیاهان همزیست با میکوریزا تحمل بهتری نسبت به تنش های محیطی مانند خشکی دارند که این عامل میتواند توان آنها را در برابر عوامل بیماری زا افزایش دهد.دیویس(1980)این نوع واکنش را در بررسی خود در مورد عامل پوسیدگی ریشه در اثر قارچ Thielaviopsis basicola(Bek.Br)Ferr بر روی مرکبات مشاهده کرد در این بررسی گیاهان میکوریزایی نسبت به گیاهان غیر میکوریزایی توسعه بیشتری داشتند به استثنای مواردی که به گیاهان غیر میکوریزایی مقادیر بیشتری فسفر اضافه شده بود.گراهام ومنج (1982 )موردمشابهی را پیشنهاد کردند بطوری که میکوریزای AMیا فسفر اضافه شده به گیاه بیماری پا حوزه گندم را کاهش داد و این تصور پیش آمد که بهبود وضعیت فسفر در گیاهان میتواند سبب کاهش در ترشحات ریشه که برای جوانه زنی اسپور و ایجاد آلودگی عامل بیماری زا مورد استفاده قرار گیرد، شود.
عموماً در مواردی که میکوریزای AMبیماری های ریشه را کاهش داده است، این قارچ ها بایستی قبل از هجوم عامل بیماریزا در گیاه استقرار یافته و عمل نماینداین موضوع توسط استورات و فلجر(1977)در مورد قارچ های Pythiumو رایزوکتونیای عامل پوسیدگی ریشه گیاه بنت قنسول (Euphorbia Pulcherrima Willd.exki)، توسط بارتشی وهمکاران(1981)در مورد فیتوفترای عامل پوسیدگی ریشهPhytophthora cinnamomi درگیاه سرو(Parl(A. Rands) Chamaecyparis Lawsonianaوتوسط روزندال (1985)در مورد (Aphanomyces eutiches Drechs)آفانرمایسس عامل پوسیدگی ریشه در روی لوبیا(Pisum sativum L.)تشریح شده است.
تعداد زیادی از قارچ ها قادرند تنش های شدید اسمزی را تحمل کنند برخی از قارچ ها می تواند شدت شوری بالغ بر 65 مگاپاسکال را تحمل نمایند.(هاناک، 2010).
مطالعه صورت گرفته با ازت نشان دار مشخص کرده است که در همزیستی بین Glomus mosseae و گیاه Apium graveolens نسبت به گیاه شاهد ازت نشان دار بیشتری جذب گیاه شده است در صورتی که با اضافه کردن کود فسفره به گیاه شاهد تفاوتی بین تیمارها از لحاظ میزان فسفر جذب شده نبوده است (آمس و همکاران، 1983) . هم چنین بیان شده است که گیاه میزبان می تواند تا 25 درصد از نیاز ازته خود را از طریق رابطه همزیستی با قارچهای میکوریز آربوسکولار تامین نماید (مارس چنر وهمکاران، 1994). حدود 10 درصد از کل پتاسیم جذب شده توسط گیاه میزبان ناشی از فعالیت هیف های خارج ریشه ای قارچ های میکوریز آربسکولار می باشد (مارس و دل، 1994). از طرف دیگر در همزیستی ایجاد شده بین گیاه Agrobagrtium و قارچ-Glumus افزایش جذب پتاسیم به صورت یک اثر مستقیم در گیاه میزبان مشاهده شده است (اسمیت ورد 1997). در همزیستی ایجاد شده بین سویا و ایزوله های مختلفی از قارچ Glumus mosseae نیز مشاهده شده است که تنها ایزوله های جداسازی شده از مناطق خشک منجر به افزایش جذب پتاسیم در گیاه میزبان شده است.(بتلن فالوی و همکاران،1989). آزمون مزرعه ای صورت گرفته بر روی گیاه ذرت نیز نشان داده شده است که در تیمارهای تلقیح شده با گونه های بومی قارچ های میکوریز آربوسکولار جذب پتاسیم در گیاه میزبان بیشتر از شاهد بوده است.(لیووهمکاران، 1995). بررسیهای صورت گرفته در سالهای اخیر نشان دهنده تاثیر مثبت همزیستی میکوریزی در جذب عناصر کم مصرف و به ویژه عنصر روی توسط گیاه میزبان می باشد لیکن به دلیل اثر متقابل بین جذب فسفر و روی در برخی از موارد تفسیر نتایج بدست آمده با مشکل روبه رو می گردد (اسمیت ورد 1997). در گیاه ذرت کشت شده در خاکهای آهکی مشخص گردیده است که بین 16 الی 25 درصد روی موجود در گیاه از طریق توسعه هیف های قارچ Glomus mosseae درخاک جذب و منتقل شده است(کو تاری و همکاران.1991 ). در مورد گیاهان گندم و لوبیا (کوکی و جانزن، 1987) نیز نتایج مشابهی در رابطه با افزایش جذب روی در این گیاهان که در نتیجه برقراری رابطه همزیستی میکوریزی است ارائه شده است. همزیستی به وجود آمده بین گندم کشت شده در یک خاک آهکی با قارچ های میکوریز آربسکولار و استفاده از مقادیر مناسبی از کودهای حاوی فسفره و روی منجر به افزایش انتقال فسفر و روی از ریشه ها و اندام هوایی گیاه به سمت دانه ها شده و بدین صورت عملکرد گندم از لحاظ کمی و کیفی افزایش یافته است(جو و همکاران، 1997). همانند عنصر روی، میزان مس موجود در محلول خاک بسیار اندک بوده از طرف دیگر ضریب پخشیدگی این عنصر در خاک نیز بسیار کم می باشد این2 عامل باعث شده تا در گیاهان میکوریزی میزان مس جذب شده بیشتر گیاهان غیر میکوریزی باشد (اسمیت ورد 1997، مارسترودل، 1994). نتایج آزمونهای مزرعه ای نیز نشان داده است که رابطه همزیستی میکوریزی منجر به افزایش جذب مس در گیاه لوبیا شده است(کوکی و جانزن، 1987). از طرف دیگر قارچ میکوریزی Glumus mosseae در همزیستی با گیاه گندم ازطریق فعالیت فسفاتازی خود توانسته ترکیبات آلی فسفره را هیدرولیز کرده و بدین صورت جذب همزمان فسفر و مس را در گیاه گندم افزایش دهد (طرفدار و مارستر، 1994). نتایج حاصله از تاثیر برقراری رابطه همزیستی میکوریزی در غلظت آهن و هم چنین کل آهن جذب شده در گیاه میزبان بسیار متغیر است. در گیاه سویا برقراری رابطه همزیستی میکوریزی منجر به کاهش غلظت آهن شده است (پاکووسکی و فولر، 1988 ). در حالیکه در گیاه ذرت افزایش جذب شده و غلظت آهن مشاهده شده است (کلارک و همکاران، 1996). قارچهای میکوریزی از طریق ترشح انواعی از سیدروفورها و کلاته کردن آهن توانسته اند جذب و انتقال آهن به گیاهان بادام زمینی و سورگوم را افزایش دهند(کاریس و همکاران، 1998 ). هم چنین گونه های مختلف میکوریزی نیز توانایی متفاوتی در جذب آهن از خود نشان می دهند (کلارک وهمکاران، 1996). گیاهان میکوریزی معمولا” توانایی کمتری برای جذب منگنز نسبت به گیاهان غیر میکوریزی دارند (کوتاری و همکاران، 1990). اگرچه در مواردی افزایش جذب منگنز در گیاهان میزبان قارچهای میکوریز آربوسکولار نیز مشاهده شده است (آلکاراکی و کلارک، 1998، کلارک و زیتا، 1996). در گیاهان میکوریزی علاوه بر کاهش میزان منگنز در ریشه و اندام هوایی گیاه، جمعیت میکرو ارگانیسم های احیا کننده منگنز نیز در ریزو سفر گیاهان میکوریزی به شدت کاهش یافته و سطح منگنز قابل تبادل در خاک نیز کاهش قابل ملاحظه ای نشان می دهد (شارما و جوهری، 2002). (فراول و همکاران ، 1985) بیان کردند که یک مانع محدود کننده برای کودهای زیستی از طریق تلقیح خاک با تیمار بذری، کمبود روش هایی برای کشت انبوه و تلقیح میکروارگانیزم ها در نظام های تولیدی است ویژگی های یک ماده ناقل مناسب برای مواد تلقیحی، ظرفیت نگهداری آب بالا، عدم سمیت برای ریزوبیوم ها، دسترسی آسان، تولید ارزان و راحت، قابلیت استریلیزه شدن با اتوکلاو و اشعه، چسبندگی خوب به بذر، و ظرفیت بافری بالا است (سوماسگاران و هوبن، 1994). ( چیاتینازی و همکاران ,2001). بیان کردند که تکثیر قارچ های میکوریز آربسکولار، باید در شرایطی مشابه با شرایط نظام هایی که این قارچ ها به آنجا معرفی خواهند شد انجام گیرد. آنها پیشنهاد کردند که برای انجام موفق مواد تلقیحی ما به همکاری هرچه بیشتر صنعت و علوم نیاز می باشد
(فرزانه و همکاران،1385).با بررسی نقش قارچ میکوریزی و سالسیلیک اسید در مقاومت گیاه ریحان نسبت به تنش شوری به این نتیجه رسیدند که شوری باعث آسیب رساندن و فعال شدن مکانیسم دفاعی در این شرایط است، در صورتیکه پیش تیمار اسید سالسیلیک یا تلقیح گیاهان با قارچ میکوریزای مقدار پراکسیداسیون لیپید را کاهش و میزان قند احیا و پرولین را افزایش داد (حاج باقری و همکاران، 1389). با بررسی وضعیت قارچ های میکوریز آربوسکولار همراه جو در منطقه دامغان توانستند اسپور قارچهای میکوریزآربوسکولار را در تمام نمونه های جمع آوری شده از مزارع جو در منطقه دامغان بیابند (رضایی دانش و همکاران، 1391). در کرمان با مقایسه روشهای جداسازی و تکثیر قارچهای میکوریزی وزیکولار–آربوسکولار به این نتیجه رسیدند که جهت استفاده از میکوریز تکنیک های زیادی به کار می رود که در این مطالعه روشهای جداسازی و شناسایی اسپورهای قارچ میکوریز با استفاده از کشت های تله ای در خاک یا ریشه ای انجام شد (روحانی و همکاران، 1384). در بررسی جوانه زنی بذور گل همیشه بهار در شرایط تنش شوری به بررسی درصد جوانه زنی–سرعت جوانه زنی–طول ساقه چه- ریشه چه–وزن تر و خشک دانه گل همیشه بهار تحت تأثیر تیمارهای مختلف پرداختند و متوجه شدند با افزایش غلظت نمک کلرید سدیم این عوامل کاهش می یابد (آقاسی یزدی و همکاران، 1390). با کار بر روی همزیستی میکوریزی فندق و فعالیت اسید فسفاتاز در 2 رویشگاه مکش (استان گیلان)و فندقلو (استان اردبیل) بیان کردند بودن میکوریزای و تولید اسید فسفاتاز توسط گیاه 2 ویژگی مهم برای بررسی وضعیت تبدیل فسفات آلی به معدنی است (مراقبی و همکاران، 1389).در تحقیقی با ارزیابی تغییر برخی شاخص های فیزیولوژیک و بیوشیمیایی حاصل از تعامل علف کش تریفلورالین و همزیستی میکوریزی با قارچ Glomusversiform در گیاه آفتابگردان رقم لاکومکا بر روی خصوصیات فیزیولوژیک و میزان رشد ریشه و اندام هوایی- محتوای پروتئین کل- پرولین واسیدهای آمینه آزاد در گیاهان آفتابگردان تلقیح شده با قارچ میکوریز Glomus و گیاهان غیرمیکوریزای در شرایط گلخانه مطالعه کردند(مرادبیگی و همکاران، 1390). در آزمایشی به بررسی وضعیت همزیستی میکوریزایی چند گیاه غالب در بیابان های استان سمنان پرداخت و به این نتیجه رسیدند در 24% از گونه های بررسی شده هیچ اثری مشاهدئه نشد ولی در 76% از آنها آثار همزیستی به شکل هاگ در خاک مشاهده شد که با بررسی هاگ های جدا شده از خاک 14 گونه قارچ همزیست میکوریزایی شناسایی و فراوانی وقوع آنها مشخص گردید (زنگنه، 1391). در آزمایشی به تأثیر همزیستی میکوریزی بر عملکرد و اجزاء عملکرد 2 رقم نیمه مقاوم و مقاوم گندم در سطوح مختلف شوری پرداختند که نتایج این تحقیق نشان داد که مصرف کودهای شیمیایی برای محصولاتی مثل گندم و جو در شرایط شور از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نمی باشد و لذا می بایست بدنبال راهکارهایی دیگر بود (مردوخی و همکاران، 1387). در تحقیقی در بررسی تحمل تنش کمبود آب در گوجه فرنگی در همزیستی با قارچ های میکوریز آربوسکولار گفتند که یکی از راههای مناسب در کشاورزی پایداربرای مقابله با تنش خشکی برقراری رابطه همزیستی گیاهان با قارچهای میکوریزی می باشد (منافی و همکاران، 1389). با بررسی اثر کاربرد میکوریزا ورمی کمپوست و کود فسفات زیستی بر گلدهی– عملکرد بیولوژیک و همزیستی ریشه در گیاه دارویی رازیانه نشان داد که بیشترین مقدار چتر در بوته–عملکردبیولوژیک– درصد همزیستی ریشه در تلقیح با میکوریز حاصل شد (درزی، 1386). با بررسی اکوفیزیولوژیک همزیستی قارچ های میکوریزا باگندم وسویا نتیجه گیری شد که مهم ترین فواید میکوریز عبارتند از افزایش جذب آب، تولید هورمون گیاهی، مقاومت نسبت به عوامل بیماریزا در گیاه، تاثیر بر روی دانه بندی خاک، کاهش آسیب های ریشه ای، تشدید فعالیت تثبیت بیولوژیک ازت، افزایش جذب عناصر غذایی هستند (شیرانی، 1387). اثرات میکوریزا در شرایط متفاوت رطوبت خاک برجذب عناصر غذایی در ذرت ازمایش گردید که نتیجه آن جذب پتاس کمتر از نیتروژن و فسفر تحت تاثیر تیمار خشکی قر ار دارد که علت این امر ممکن است به علت تر و خشک شدن متوالی و طولانی در منطقه خشک و نیمه خشک که باعث رها شدن از بین لایه های رسی شده است و غلظت یون پتاسیم در خاک را افزایش می دهد باشد (علیزاده و همکاران، 1386). به معرفی پنج گونه گلوموس از قارچهای ابوسکولار در ایران پرداخت و نتیجه گیری شد که این قارچ ها به جذب بیشتر آب و عناصر غذایی و در نتیجه افزایش رشد و محصول گیاهان کمک می کند (صدوری، 1381). اثرات 2 گونه مختلف قارچ آربوسکولار) گلوموس(interadices بر روی گیاه فلفل در شرایط تنش شوری مورد بررسی قرار گرفت و این نتیجه بدست آمد که تلقیح میکروریزا باعث افزایش فشار– RWC- کلروفیل کل-محتوای کاروتنوئید گیاه فلفل می شود (اوزلم ، 2011). در تحقیق بر روی قارچ میکوریزا آربوسکولار در کاهش تنش شوری در هندوستان انجام شد و بیان گردید که نمک بیش از حد تهدیدی برای رشد و تکثیر گیاه است و قارچ میکوریز دارای سیستم کلونی بوده و رشد گیاه را در مسیرهای مختلف تنظیم می کند
مولایی (1391) با بررسی تأثیر قارچ میکوریز وزئولیت بر جذب گیاهی و آبشویی نیتروژن و فسفر در خاک گزارش کرد که با توجه به عملکرد مناسب میکوریز و زئولیت در کاهش آبشویی نیتروژن و فسفر، می‏توان نتیجه گرفت که میکوریز و زئولیت، بالاخص در شرایط مصرف کودهای شیمیایی فسفر و نیتروژن، قادرند سبب تأثیرات مثبت بر صفات مورد بررسی شوند در واقع برطبق این نتایج، استفاده از کود زیستی میکوریز ضمن آنکه باعث کاهش مصرف کودهای شیمیایی فسفر و نیتروژن می‏گردد، از سوی دیگر موجب کاهش آبشویی این عناصر نیز می‏شود بنابراین میکوریز می‏تواند به عنوان جایگزینی مناسب برای کودهای شیمیایی (بالاخص در گیاهان همزیست) استفاده گردد
(رجب زاده مطلق،1390) در ازمایشی مبنی بر کاربرد قارچ میکوریزا آربوسکولار، باکتری تثبیت کننده نیتروژن و کود نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد لوبیا قرمز اعلام داشت که تلقیح باکتری ریزوبیوم و قارچ میکوریزا همراه با مصرف کود شیمیایی نیتروژن در سطح 125 کیلوگرم در هکتار سبب کاهش در وزن خشک گره و تعداد گره در مرحله 50 درصد گلدهی شد ولی در سطح 75 کیلوگرم در هکتار باعث افزایش در وزن خشک و تعداد گره گردید استفاده از کود نیتروژن، قارچ میکوریزا و باکتری ریزوبیوم، شاخص های رشد را نسبت به شاهد افزایش داد. کود نیتروژن و قارچ میکوریزا تأثیر بیشتری در صفات مورد بررسی در این آزمایش داشتند
بررسی تأثیر قارچ های میکوریزای آرباسکولار(AM) و اسید هیومیک بر روی عملکرد و راندمان مصرف آب (WUE) در ذرت تحت تاثیر شرایط کم آبی نشان داد که تنش کم آبی باعث کاهش رشد گیاه و هم چنین کاهش عملکرد و اجزای عملکرد در مقایسه با شاهد شد اسید هیومیک نیز تآثیراتی تقریبأ مشابه با میکوریزا داشت اثرات متقابل میکوریزا و تنش کم آبی در برداشت نهایی بر روی وزن صد دانه و کارآیی مصرف آب معنی دار بود به طوری که در شرایط FC 33% و همزیستی با گونه Glomus mosseae بیشترین کار آیی مصرف آب مشاهده شده اشت(شاه حسینی،1389 ).
تآثیر قارچ میکوریزا و باکتری مزوریزوبیوم بر عملکرد و اجزای عملکرد در کشت مخلوط ذرت و لوبیا نشان داد که با ترکیب مناسبی از کودهای زیستی و کشت مخلوط، تثبیت زیستی نیتروژن و جذب دیگر عناصر غذایی را بهبود بخشید و در نهایت باعث پایداری و افزایش عملکرد شد(مرزبان،1390).
با بررسی بر هم کنش قارچ میکوریز، باکتری مزوریزوبیوم و سولفات آهن بر برخی خصوصیات خاک و عملکرد نخود نتیجه گیری شد که همزیستی میکوریزی باعث افزایش 54/34% عملکرد دانه و افزایش تمامی صفات اجزای عملکرد و غلظت روی، آهن، گوگرد و فسفر در دانه گردید و گونه گلوموس موسه موفق تر از اینتراویسه عمل نمود(خسروجردی،1391).