کشورهای توسعه یافته و نظریه پولی تورم

دانلود پایان نامه

2-6-1-1-نظریه پولی تورم:
پولیون معتقدند که تورم در بلند مدت یک پدیده پولی است. مکتب پولی را می توان به دو زیر گروه تقسیم کرد: مکتب پولی معتقد است رشد حجم پول در کوتاهمدت موجب رشد سطح تولید خواهد شد، ولی در بلند مدت با تطبیق کامل انتظارات با واقعیت تغییرات حجم پول اثری بر متغیرهای حقیقی نخواهد گذاشت. بنابراین پول در کوتاهمدت خنثی نیست ولیکن در بلند مدت خنثی است. مکتب پولی شماره دو یک تغییر در حجم پول پیشبینی شده را حتی در کوتاهمدت خنثی میداند و تنها یک تغیر در حجم پول پیش بینی نشده را باعث غییر تولید در کوتاهمدت میداند.
2-6-1-2-الگوی شکاف تورمی کینز:
کینز استدلال خویش برای ایجاد تورم را اینطور ارائه میکند که اگر تقاضا برای کالاهای مصرفی بیش از عرضه آنها باشد این اضافه تقاضا شکاف تورمی ایجاد کرده و قیمتها آنقدر افزایش مییابند تا این شکاف پر شود.
الگوی کینز و کلاسیک هر دو منشاء اصلی تورم را عوامل موثر بر طرف تقاضای اقتصاد میدانند. یعنی فزونی تقاضا نسبت به عرضه را عامل ایجاد تورم میدانند.
2-6-2-نظریه تورم ناشی از فشار هزینه
در نظریه تورم ناشی از فشار هزینه برخلاف مکتب پولی و مکتب کینزی که فزونی تقاضای کل نسبت به عرضه کل در شرایط اشتغال کامل را منشاء تورم میدانند، افزایش هزینه تولید و انتقال منحنی عرضه کل ، علت اصلی ترقی قیمتها قلمداد میشود.
اندیشه تورم فشار هزینه ، محصول وقوع همزمان تورم و بیکاری عوامل تولید میباشد. نظریه فشار تقاضا قادر به تبیین« تورم توام با بیکاری» که از ابتدای دهه 1970 گریبانگیر کشورهای پیشرفته بوده است، نمیباشد. براساس نظریه فشار تقاضا، تورم به معنای فزونی تقاضا بر عرضه است، حال آنکه بیکاری دال بر وجود اضافه عرضه میباشد.
بر اساس « نظریه فشار هزینه » رکود توام با تورم معلول افزایش هزینه های تولید و انتقال منحنی عرضه کل میباشد که ناشی از افزایش دستمزدها و یا افزایش قیمت مواد اولیه میباشد.
الف) تورم ناشی از افزایش دستمزدها: بر اساس این نظریه افزایش دستمزدها به نسبتی بیش از رشد بهرهوری نیروی کار باعث پیدایش تورم میگردد. کارفرمایان در جهت حداکثر سازی سود خویش تا جایی به استخدام نیروی کار میپردازند که بهرهوری یا محصول نهایی نیروی کار (MPn) برابر دستمزد حقیقی (w/p) گردد یعنی:
اگر دستمزد در یک بخش اقتصادی خاص به دلیل فشار اتحادیههای کارگری به نسبتی بیش از بهرهوری نیروی کار افزایش یابد، بنگاههای اقتصادی مجبور خواهند بود برای حفظ سود خود و برقراری تساوی فوق، قیمتها را افزایش داده و از حجم اشتغال و تولید بکاهند(با کاهش اشتغال، MPn افزایش مییابد).
از سوی دیگر سایر اتحادیه های کارگری نیز به خاطر حفظ «ساختار تفاوتهای دستمزدی» اقدام به افزایش دستمزد کارگران خود به همان نسبت مینمایند و متعاقبا کارفرمایان این رشتهها نیز قیمتها را افزایش میدهند. افزایش قیمتها منجر به کاهش دستمزدهای حقیقی در اقتصاد گردیده و اتحادیههای کارگری را تشویق به افزایش مجدد دستمزدها میکند و دوباره پس از مدتی قیمتها افزایش مییابد و ادامه این روند « مارپیچ قیمت- دستمزد» صعود قیمتها را به همراه خواهد داشت.
ب) تورم ناشی از افزایش قیمت مواد اولیه: در کل فرایند تولیدی مجموعه ای از عوامل تولید و نهادهها با یکدیگر ترکیب میشوند تا یک کالا به وجود آید. چنانچه در عرضه یا قیمت مجموعهای از عوامل تولید که با نیروی کار ترکیب میشوند تا تولید صورت پذیرد خللی ایجاد شود منجر به افزایش قیمت محصول تولیدی میگردد. مثال بارز موضوع مذکور برای کشورهای توسعه یافته ،تحریم نفتی 1974 و یا افزیش قیمت نفت در سال 1379 میباشد. در کشورهای در حال توسعه که تولیدات وابستگی شدیدی به واردات دارند با کاهش ارزش پول آن کشور در مقابل پول کشورهای طرف معامله آنها قیمت محصولات وارداتی بر حسب پول داخلی افزایش مییابد و این مسئله در افزایش قیمت محصول تولیدی متجلی میگردد.
2-6-3-نظریه ساختارگرایان در مورد تورم
ساختارگرایان در عین حال که نقش پول در ایجاد تورم را میپذیرند و برای فشار هزینهها در تشکیل تورم نقش قائل هستند ، برای تورم علل مهم دیگری را مطرح میکنند که میتواند ما در درک صحیح پیچیدگیهای تورم بسیار کمک کند. آنها معتقدند که برای شناخت صحیح تورم باید به عوامل ساختاری و نهادی هم توجه کرد و تعامل این عوامل پولی و هزینهای را نیز در نظر گرفت. از دید آنها تورم میتواند نتیجه تضادهای توزیعی باشد . یعنی عوامل اقتصادی که در اقتصاد کالا یا خدمت میفروشند ، اگر از قدرت قیمتگذاری برخوردار باشند ، سعی میکنند قیمت محصول خود را افزایش دهند به این امید که دیگران چنین کاری نمیکنند و آنها میتوانند از محصول ملی سهم بیشتری به خود اختصاص دهند ، زیرا مثلا اگر فرد فروشنده کالای A قیمت کالاهای خود را افزایش دهد و فروشندگان کالاهای دیگر چنین کاری انجام ندهند و فروشندگان کالا و خدمات تولیدی هم قیمت خود را بالا نبرند ، سهم برخورداری فروشنده کالای A از محصول ملی افزایش مییابد . اما از آنجا که همه فروشندگان و همه عوامل اقتصادی (ولو به صورت ناهماهنگ و غیر همزمان) در معرض انگیزههای یکسان و مشابه قرار دارند ، دیگران نیز با همین تصور قیمت کالاهای خود را بالا میبرند. لذا در طول زمان سطح عمومی قیمتها مدام در حال افزایش است و تورم به طور پویا استمرار مییابد. طبق این دیدگاه عامل اصلی تورم وجود قدرت قیمتگذاری میان عوامل اقتصادی و استفاده ناهماهنگ آنها از این قدرت برای بدست آوردن نسبی بیشتر از محصول ملی است. البته در عمل آنطور که عوامل فردی تصور میکنند سهم نسبی آنها افزایش نمییابد(یا افزایش آن زودگذر است) ، زیرا وقتی دیگران هم با همین انگیزه همین اقدام را انجام دهند ، سهم نسبی همه تقریبا به وضعیت قبلی خود باز میگردد و ثابت است. البته وضعیت نقدینگی هم در اینجا بی تاثیر نیست. اگر سیلان نقدینگی زیاد باشد ، تقویت استعدادهای تورمی از طریق تضادهای توزیعی تسهیل و تقویت میشود و اگر نقدینگی محدود و منضبط باشد ، مجرای مذکور محدودتر میشود ، اما اینطور نیست که این اقدامات معلول نقدینگی باشد ، البته بطور حتم با نقدینگی تعامل دارد. لذا در تحلیل تورم باید این عوامل مهم را ابتدا مستقل ارزیابی کرد، بعد آنها را در تعامل با عوامل پولی و هزینهای بررسی نمود.
صندوق بینالمللی پول در برنامههای نئوهیتردوکسی خود (برنامههای نسل دوم خود) به کشورهایی که تعدیل ساختاری انجام میدادند توصیه کرد که هنگام تغییر دادن قیمتهای کلیدی ، سایر قیمتها را در اقتصاد به طور همهگیر و شدید کنترل کنند تا عواملی که قدرت قیمتگذاری دلخواه دارند برنامههای تعدیل را وارونه نسازند.
لذا بر اساس این دیدگاه باید در شناخت و تحلیل تورم نیز در سیاستهای مبارزه با تورم نقش عوامل قیمتگذار دلخواه را به عنوان یک عامل بسیار تاثیرگذار در نظر گرفت.
2-6-4- نظریه روانی تورم
آفتالیون اقتصاددان فرانسوی ضمن بررسی وقایع اقتصادی بعد از جنگ جهانی اول نتیجه میگیرد که عوامل روانی به طور خاص پیشبینی وضعیت آینده پول، تاثیر مهمی در تعیین ارزش پول و نوسانات سطح عمومی قیمتها دارند.
« به نظر آفتالیون ارزش پول در تحلیل نهایی به سنجشهای روانی افراد متکی است که نه تنها به ارزش فعلی پول بلکه به ارزش آینده آن مبتنی بر خوف و رجا بستگی دارد »
حساسیت روانی مردم نسبت به تورم و آثار شوم آن موجب میشود که هرگاه نوسان صعودی در قیمتها پیش آید، خوف مردم از تشدید روند افزایش قیمتها موجبات تشدید تورم را فراهم میکند. پیشبینی و انتظار مردم مبنی بر کاهش ارزش پول منجر به به بیاعتباری و بیاعتمادی نسبت به پول گشته و مردم تمایل شدید به مبادله پول با کالا و سایر انواع دارایی خواهد داشت که نتیجه آن تشدید تورم خواهد بود. اصطلاح پول داغ در این مورد بکار میرود.