کمک رسانی و نوع دوستی

دانلود پایان نامه
۳. بر عهده گرفتن مسؤولیت
۴. پیدا کردن راه کمک‌رسانى
۵. تصمیم‌گیرى براى کمک‌رسانى
منظور این است که، به محض پیدا کردن راه کمک‌رسانی، آیا باید وارد عمل شد؟ الزاماً خیر. ابتدا باید براى کمک‌رسانى تصمیم گرفت، در این تصمیم‌گیری، ارزیابى خطرات و دست‌آوردهاى این دخالت، بهاى سنگینى خواهد داشت. تنها زمانى رفتار کمک‌رسانى انتخاب مى‌شود که منافع مورد انتظار از خطرات احتمالى بیشتر باشد. مثلاً، به ‌طور ارادى به نامه‌رسان عیدى مى‌دهیم و بدین وسیله از زحمات او قدردانى مى‌کنیم (این عیدى پول زیادى نیست، اما نامه‌رسان لبخند مى‌زند و ما احساس رضایت مى‌کنیم)، اما وقتى موتور سوار کیف پول یک زن را مى‌زند، در وارد عمل شدن تردید مى‌کنیم احتمال دارد که موتور سوار به ما حمله کند، یا پیش خود بگوئیم که کیف پول یک پیرزن مگر چقدر پول دارد که خودمان را درگیر کنیم.
هزینه‌هاى کمک‌رسانى به‌صورت‌هاى مختلف خودنمائى مى‌کند:
کمک‌رسانى مى‌تواند هزینه‌هاى پولى و زمانى داشته باشد، همچنین مى‌تواند سلامت را به خطر بیندارد، به تلاش بدنى نیاز داشته باشد و… دست‌آوردهاى آن نیز متنوع است:
کمک‌رسانى مى‌تواند عزت‌ نفس را بالا ببرد، نظر دیگران را نسبت به ما بهتر کند، احساس گناه را کاهش دهد یا از بین ببرد، نفع مادى داشته باشد و … البته تصمیم‌گیرى براى عدم کمک‌رسانى نیز سود و ضررهایى دارد که به هنگام تصمیم‌گیرى براى کمک‌رسانى ارزیابى مى‌شود.
الگوى تصمیم‌گیرى دارلى و لاتانه خیلى جالب است، مخصوصاً اینکه هر یک از مراحل آن را تحقیقات آزمایشگاهى یا میدانى تائید مى‌کند. با این همه، برخى متخصصان معتقدند که این الگو در همه موقعیت‌ها کاربرد ندارد. به‌عنوان مثال، افرادى را در نظر بگیرید که براى نجات دیگران، همان‌طور که نمونه آوردیم، جان خود را از دست مى‌دهند. به احتمال خیلى زیاد آنها زمان سبک و سنگین کردن تصمیم‌گیرى خود را نداشته‌اند، بدون تردید عمل آنها بیشتر تکانشى بوده است نه عقلانى منظور ما عمل آن سرباز و سمیر است.
پیدا کردن راه کمک‌رسانى
پس از آنکه موقیعت را اضطرارى تفسیر کردید و تصمیم گرفتید که مسؤولیت کمک‌رسانى را بر عهده بگیرید، زمان آن مى‌رسد که تصمیم بگیرید چه کار کنید. آیا مى‌توانید به قربانى کمک کنید؟ آیا مستقیماً به کمک او مى‌روید یا به‌طور غیر مستقیم و با کمک خواستن از دیگران؟ تصمیم‌گیرى شما به عوامل زیادى وابسته خواهد شد، از جمله ارزیابى از صلاحیت خاص خودتان. مثلاً، اگر در مورد کمک‌هاى اولیه دوره دیده باشید، مى‌توانید اولین اقدامات مراقبتى را به عمل آورید. در حالت عکس، تنها کارى که مى‌توانید انجام دهید این است که به پلیس تلفن بزنید یا اجازه بدهید فرد دیگرى به جاى شما وارد عمل شود.
برعهده گرفتن مسؤولیت
فرض کنید درکنار دریا، روى ماسه‌ هاى نرم دراز کشیده‌اید و با لذت تمام به موج ‌هاى آب نگاه مى‌کنید. شخص بغل دستى شما که خیلى جزئى با او سلام و علیک و احوال پرسى کرده‌اید، بلند مى‌شود و خود را به آب مى‌زند و کفش، حوله و چیزهایى که به همراه دارد روى ماسه‌ها جاى مى‌گذارد. چند لحظه بعد، فردى از کنار شما رد مى‌شود و کفش‌هاى او را بر مى‌دارد، چه کار کنید؟ اعتراض مى‌کنید یا همچنان روى ماسه‌ها به آرامى دراز مى‌کشید؟ اگر مثل آزمودنى‌ هاى موریارتی که در چنین شرایطى قرار گرفته بودند، عمل کنید، در ۸۲ درصد موارد هیچ کارى انجام نخواهید داد. چرا؟ احتمالاً به این علت که خود را مسؤول وسایل فرد بغل دستى نمى‌دانید! حال فرض کنید که همان شخص، پیش از رفتن به آب، از شما خواهش کند که مراقب وسایل او باشید. در این حالت، ۹۶ درصد آزمودنى‌ها با دزد درگیر مى‌شوند. بنابراین، مى‌توانیم بگوئیم، براى دخالت در موقعیتى که شخصى به کمک ما نیاز دارد، لازم است که خود را مسؤول احساس کنیم. اهمیت احساس مسؤولیت در مورد کیتى جنوویز نیز، که قبلاً از او صحبت کردیم، دیده شده است. به‌ نظر لاتانه و دارلی، ناظران صحنه دخالت نکرده‌اند، زیرا احساس نمى‌کردند که شخصاً باید به کمک زن جوان بروند.
تفسیر موقعیت به‌صورت کمک‌خواهى
به این موقعیت فکر نکنید:
خیلى راحت در خانه نشسته‌اید. ناگهان صداى زنى را مى‌شنوید که مى‌گوید:
‘راحتم بگذار، مزاحمم نشو!’
چه کار مى‌کنید؟ آیا دعواى عاشقانه است یا مرد مزاحمى بر سر راه او است؟ در مورد اول نمى‌توانید دخالت کنید، در مورد دیگر، آن زن به کمک شما نیاز دارد. بنابراین، باید، در مورد اینکه آن زن به کمک شما نیاز دارد یا خیر، تصمیم بگیرید. دومین مرحلهٔ تصمیم‌گیرى براى کمک‌رسانی، تفسیر موقعیت است. در اکثر موارد، این تفسیر تحمیل مى‌شود. مثلاً، اگر بچهٔ همسایه، که مشغول بازى در کوچه است، ناگهان از ناحیهٔ چشم آسیب ببیند، آیا دو ساعت مى ‌ایستد و از خود مى‌پرسید که او به کمک شما نیاز دارد یا خیر؟ همین‌طور است به هنگام زمین‌ لرزه یا سیل، که مردم فرصت را از دست نمى‌دهند و براى تصمیم‌گیرى دربارهٔ کمک‌رساندن یا خیر، معطل نمى‌شوند. آنها وقت و پول خود را با رغبت تمام در اختیار آسیب‌دیدگان مى‌گذارند.
درک موقعیت
براى آنکه بتوانیم به شخصى کمک کنیم، ابتدا باید بدانیم که چیزى اتفاق مى‌افتد. بنابراین، اولین مرحلهٔ شناختى که ما را در جهت رفتار کمک‌رسانى هدایت مى‌کند، درک موقعیت است. فرض کنید پاى پیرزنى در جلو خانهٔ شما پیچ مى‌خورد، او بر زمین مى‌افتد و پاى او مى‌شکند. مسلماً، اگر صداى کمک‌خواهى او را نشنوید، نمى‌توانید به او کمک کنید و حتى بقیهٔ کسانى هم که بخواهند کمک کنند در وضعیت شما قرار خواهند گرفت.
بدین ترتیب به اعتقاد لاتانه و دارلیُ رفتار نوع دوستانه زمانی شکل می گیرد که فرد در مواجه با حالت های اضطراری به تمام مراحل جواب مثبت بدهد. یعنی متوجه وضعیت خاص شده باشد، وضعیت اضطراری را تفسیر کرده باشد، مسئولیت را برعهده گرفته باشد، راه کمک رسانیس را بلد باشد و با محاسبه پیامد ها تصمیم به مداخله بگیرد (بارون و بایرون، ۱۹۹۷: ۳۶۶).
۶-۲-۲- باتسون
باتسون در قالب نظریه همدلانه که عمدتا معطوف به تبیین ویژگی های مردمان نوع دوست است، نوع دوستی را بر حسب توانایی و میزان همدلی تبیین می کند و معتقد است افرادی که با مواجه با وضعیت های اضطراری قادر باشند خود را به جای فرد قربانی و نیازمند بگذارند، محتمل تر است اقدام به رفتار نوع دوستانه نمایند (دو و دیگران، ۱۹۹۰ :۲۸۸).
با توجه به نقش همدلی در نوع دوستی به توضیح بیشتر همدلی می پردازیم.
همدلی دربردارنده توانایی ایجاد روابط هماهنگ با دیگران است. برای تبیین بهتر این مفهوم می توان از تعبیر رایج » خود را به جای دیگران گذاردن » برای نگریستن از نقطه نگرش فرد استفاده کرد.
افرادی که در سازمانها در زمینه همدلی از مهارت بالایی برخوردارند، دارای ویژگی های زیر می باشند :
در مواقع تغییر و ابهام مکرراً دیگران را در جریان امور قرار می دهند.