گونه های مختلف استرس و استراحت و تمدد اعصاب

دانلود پایان نامه

مفهوم استرس در فرآیند تحول خود از زمان دیرین یا عصر پسین هر چه بیشتر شهرت یافته از دقت آن کاسته شده است در واقع امروزه مردم هنگامی که به هرگونه ملالتی دچار
می شوند،ازخستگی گرفته تا خشم می گویندتحت تأثیر استرس اند یا استرس بر آنها وارد می شود.
چینی ها برای تلفظ کلمه استرس از دو حرف اختصاصی استفاده می کنند:اولین حرف به خطر و دومی به فرصت اشاره می کند. ما نیز مثل چینی ها برای بیان هر دو احساس کلماتی داریم. دیستری برای اشاره به حوادث بد یا ناخوشایند واسترس برای حوادث خوب یا خوشایند (bern,2001).
معنی اصل کلمهی استرس دست کم به قرن پانزدهم بر می گردد. زمانی که به نوشتهی واژه نامهی انگلیسی آکسفورد برای رسانیدن معنای تنش یا فشار فیزیکی بکار برده شده بود.
2-4-1 واژه کاوی استرس
واژه نامه علوم رفتاری ولمان (1973) فشار روانی را نوعی فشار جسمی یا فشار روانی تعریف می کند که موجب تغییراتی در دستگاه عصبی خودمختار می شود.
در کتاب فرهنگ روانشناسی، کلمه استرس به معنی فشار روانی، تنیدگی، استرس، فشار هیجانی تنش، فشار روحی، تکیه (صدا) و فشار بکار رفته است (خداپرست، 1379).
ولی اصطلاح استرس در کتاب فرهنگ جامع روانشناسی و روانپزشکی اصطلاحی است که در طب و زیست شناسی بطور گوناگون بکار گرفته شده است. گاهی به معنی یک رویداد یا موقعیتی که تأثیر مضر بر ارگانیسم دارد و گاهی به معنی تنش روانشناختی ناشی از این رویدادها و موقعیتها است.
به مفهوم دقیق هر چیزی که در تمامیت زیست شناختی ارگانیسم اختلال بوجود آورد و شرایطی ایجاد می کند که ارگانیسم طبیعتاً از آن پرهیز می کند، استرس شمرده می شود. از نظر پزشکی، استرس، «میزان استهلاک جسمانی» است (اشتاین،1377).
استرس در واقع نوعی اضطراب، فشار روحی، خستگی، نگرانی، وحشت و ترس است. استرس موجب بروز انواع بیماری ها، افسردگی، ناراحتی و رنج می شود(نایک، 1383).
به عنوان یک پدیده روحی وروانی، استرس حالتی است که اکثر ما در زندگی روزانه چه از محیط خانواده و چه در اجتماع و محیط کار آن را تجربه می نماییم و این تجربه منجر به نتایج گاه مثبت و گاه منفی می گردد(اشتاین، 1377).
سلیه استرس را چنین تعریف می کند. «استرس یک پاسخ غیر اختصاصی است که بدن در مقابل درخواستهایی که با‌‌ آن مواجه می شود از خود نشان می دهد»(هنری لو،1371).
در سال 1913 ژاسیر در کتاب خود با عنوان «آسیب شناسی روانی عمومی» در مفهوم واکنش تأکید می کند از دیدگاه او، واکنش پاسخی عاطفی در برابر یک حادثه است.
دراواسط قرن 19، معنای فشار یا استرس گسترش بیشتری یافت و تنش بر روی اعضای بدن یا نیروی ذهنی را هم در بر گرفت.
استرس عبارت است از هر نوع رویدادی که چه از لحاظ ذهنی و چه از لحاظ جسمی، فشاری بر بدن شما وارد آورد(گملچ، والترج و همکاران 1375).
کواتنز، گرانبرک وبوم استرس رااینگونه تعریف کرده اند: استرس به موقعیت درونی فردی اطلاق می گردد که تهدیدی را نسبت به وضعیت جسمی و یا آرامش روانی خود احساس کرده باشد و درک عدم تعادل در این مکانیزم به واکنشهای ناشی از استرس می انجامد که می تواند فیزیولوژیکی یا رفتاری باشد(حسن زاده، 1387).
ساعتچی فشار روانی را چنین تعریف کرده است: وقتی فرد در شرایط و اوضاع و احوالی قرار می گیرد که تحت فشار واقع می شود یا احساس ناراحت کننده ای به او دست دهد یا عصبی باشد، احساس ناکامی و تنش کند یا در تعارض و بلا تکلیفی باشد می توان گفت که وی تحت فشار روانی است (مقیمی، 1380-1377).
(علوی، 1374) استرس را این گونه تعریف می کند:
«استرس به مجموعه واکنشهای عمومی انسان نسبت به عوامل ناسازگار و پیش بینی نشده داخلی و خارجی اطلاق گردیده است بدین گونه که هر گاه تعادل داخلی یا خارجی از میان برود، استرس پدید می آید»
2-4-2 گونه های مختلف استرس
استرس ها انواع مختلفی دارند که به انواع 1- مثبت، 2-منفی، 3- خنثی، 4- یو استرس دیسترس، 5- خفیف و شدید، 6- حاد یا مزمن، 7- بیرونی و درونی، 8- کوتاه مدت و بلند مدت، 9- سازمان یافته، 10 – اجتماعی، 11- جانشینی، 12-استرس عاطفی، 13- فیزیولوژیک و جسمانی و … طبقه بندی می شوند که در زیر به آنها اشاره می شود.
1- استرس مثبت یا سالم
هیجانات معمولی و احساسات لذت بخش می توانند موجب استرس و فشار گردند هر چند که نشاط بخش هستند. این نوع استرس سالم و مثبت بوده و حائز اهمیت است به شرط آنکه پس از آن شخص مجدداًً به حالت استراحت و تمدد اعصاب بازگردد. یعنی پس از پیچ خوردن یا به اصطلاح کوک شدن بدن به سطح نرمال کارکرد فیزیکی خود بازگشته و فشار را بیشتر از زمان لازم در خود نگه ندارد.
2- استرس منفی یا احساس پریشانی
ما معمولاً استرس را با کلماتی همچون اضطراب، ناکامی، فشار و تنش، فشار، درد، که در اتفاقهای پر هیاهو به آن بر می خوریم مرتبط می دانیم. استرس منفی که از خشم یا ترس و خستگی روزمره نشأت می‌گیرد و منشأ این گونه هیجانات، وضعیتهای پرفشار، احساسات گره خورده به هم، تنشهای عصبی و حوایج شخصی و دیگر رویارویی های ناخوشایند می باشد.
3- استرس خنثی
کلماتی مانند تغییر، مسأله، تعارض، بحران،سر و صدا ، پول و انتقاد، عدم توازن، ابهام، غیر منتظره بودن، و … کلمات، نگرشها و رفتارهایی است که در ابتدا احساسات منفی را بر می انگیزد اما باید آنها را خنثی بدانیم یعنی اگر این احساسات را به نحو مناسبی کنترل نماییم و دیدگاه محیطی در مورد‌‌ آنها اتخاذ کنیم حتی می توانند تجارب مثبتی به شمار آیند. مثلاً تعارض ما را به یاد رویارویی های ناخوشایند با همکاران می اندازد.درحالی که این رویارویی ها می تواند باعث تغییرات مثبت، تخلیهی احساسات، نوآوری و خلاقیت هم بشوند. در این مورد تغییر می تواند مثال خوبی باشد زیرا در حد متوسط خود می تواند چاشنی زندگی باشد و در شکل افراطی خود موجب خشم، ناکامی و سردرگمی شود (lieber, 1999).