یادگیری سازمانی و ساختار سازمانی

دانلود پایان نامه
ب) تعبیر و تفیسر
ج) یادگیری ( استفاده عملی از اطلاعات )
47. Information Acquisition( Generation )
48. Information Dissemination ( Distribution )
49. Shared Interpreation
50. Hult,Ferrell & Hurley
51. Daft & Weick
5-2-2) چهار عنصر یادگیری سازمانی:
یکی از الزامات اصلی یادگیری سازمانی مبادله و سهیم شدن در مفروضات، خطوط راهنما و باورهای رایج درباره سازمان و محیط آن است. بدین منظور اطلاعات مربوط به باورها و مفروضات باید گردآوری، توزیع و تعبیر و تفسیر شود. ( هیوبر، 1991 ) چهار الگوی زیر را بعنوان عناصر تشکیل دهنده یادگیری سازمانی مطرح کرده است:
الف) کسب اطلاعات: اشاره به جمع آوری اطلاعات مربوط از منابع درونی و بیرونی دارد. سازمانها به منظور گردآوری اطلاعات مورد نیاز خود سازوکارهای مختلفی را از قبیل توسعه دهندگان مرز، ساختار سازمانی، نظامهای اطلاعات، ارتباطات غیررسمی و غیره بکار می گیرند. با کنکاش محیط درونی و بیرونی و شناسایی عوامل کلیدی، راهبردها و اولویتهای سازمان تعیین می شود.
ب) توزیع اطلاعات: به منظور برطرف کردن مشکلات فر روی تصمیم گیریهای مستقل در حوزه های وظیفه ای مختلف سازمان انجام می شود. آگاهی از مشکلات و راه حلهای آن که بر سایر بخشهای سازمان تأثیر می گذارد به مبادله اطلاعات در بین بخشهای مختلف سازمان نیاز دارد.
ج) تعبیر و تفسیر اطلاعات: این مرحله از اهمیت ویژه ای در یادگیری سازمانی برخوردار است و طی آن کارکنان سازمان، اطلاعات را معنی دار می کنند و متناسب با زمینه کاری و پیشینه خود ممکن است از اطلاعات مشابه برداشت های متعددی را ارائه نمایند. سازمانها برای آشکار کردن معانی و نظرات واگرا و ناهمگون، نیازمند به روزکردن منابع دانش هستند.
د) حافظه سازمانی ( نهادینه کردن ): این عنصر باعث می شود که سازمانها به سرعت خود را با تقاضاهای متضاد محیط تطبیق دهند.اگر چه در مواقعی که محیط سازمان به سرعت تغییر می کند، حافظه سازمانی نمیتواند راه حل مفیدی را پیشنهاد دهد، اما در چنین مواقعی با بازسازی و روزآمد کردن حافظه سازمانی میتوان شرایط را بهبود داد( بت و زاوری52، 2002 ).
6-2-2) چرخه یادگیری :
چارلز هندی53 ( 2000 ) با برداشت از نظریه کلب54 ( 1984 ) فرایند یادگیری را یک چرخه چهار مرحله ای میداند که در صورت انجام صحیح یادگیری این چرخه پیوسته در حال گردش و تکرار، نمود پیدا میکند.
چرخه یادگیری با یک سؤال آغاز می شود و این سؤال می تواند مسأله ای باشد که باید حل شود؛ معضلی باشد که باید درباره آن تصمیم گیری شود و یا چالشی باشد که باید با آن مقابله شود. اگر از اینجا آغاز نشود و اگر مسأله ای در کار نباشد چرخه یادگیری تا مرحله نهایی آن که مرحله تأمل است به حرکت در نخواهد آمد. شکل 3-2 چرخه یادگیری را نشان می دهد.
پرسش
نظریه
تأمل
آزمون
شکل 3-2 : چرخه یادگیری چارلز هندی ( 2000 )
52. Bhatt & Zaveri
53. Charles Handy
54. Kolb
پرسشها به پاسخهای ممکن نیاز دارند که در مرحله بعدی تحت عنوان « نظریه » در نمودار 3-2 نشان داده شده است. این مرحله به بررسی ایده های ممکن اختصاص دارد و مرحله گمانه زنی، اندیشه آزاد، قالب بندی مجدد مسأله و جستجوی سرنخ هاست. برای یافتن پاسخ های ممکن می توان از منابع علمی، مباحثه با دوستان، همکاران و مدیران و حتی تخیل شخصی استفاده کرد.
ایده ها و نظریه ها هیچگاه کافی نخواهند بود و مرحله بعدی چرخه آن است که نظریه ها در واقعیت آزموده شوند و پس از آزمون نظریه ها در عمل، باید درباره نتایج آن تأمل نمود. تازمانیکه به مرحله تأمل نرسیده ایم، هنوز یاد نگرفته ایم. در مرحله تأمل، وقایع گذشته شرح داده می شود و موارد غلط و درست از هم تفکیک و تبیین می شود.