یادگیری سطح پائین و سطح بالا و یادگیری درونی و بیرونی

دانلود پایان نامه

4-9-2-2) یادگیری درونی و بیرونی
در یادگیری درونی77،گردآوری و اکتساب دانش از طریق تجربیات دیگران، دانش سازمانی و مخازن سازمانی از قبیل اسناد و مدارک و پایگاه داده ها انجام می شود ( یانگ، 2004 ) و افراد، گروهها و سازمان با استفاده از فرایندها و اطلاعات درون سازمانی یاد می گیرند.
در یادگیری بیرونی78، گردآوری دانش از شرکتهای طرف قرارداد، رقبا، مشتریان و عرضه کنندگان رقبا، بدنه دولت، اداره مرکزی، انواع رسانه های ارتباط جمعی و چیزهایی از این قبیل انجام می شود( اوردنز دو پابلو79، 2002 )و بعبارت دیگر منبع یادگیری،اطلاعات و تجربیاتی است که از بیرون سازمان بدست می آید.
77. Internal Learning
78. External Learning
79. Ordenez de pablo
5-9-2-2) یادگیری سطح پائین و سطح بالا
فایول و لایلز80 ( 1985 ) با الهام از تحقیقات محققین قبلی درحوزه یادگیری سازمانی مثل آرجریس و شون، یادگیری سازمانی را به دو دسته سطح پائین81 و سطح بالا82 تقسیم بندی کرده اند. یادگیری سطح پائین در درون ساختار سازمانی خاص و مجموعه ای از قوانین و رویه های اجرایی اتفاق می افتد تا میزان هم خوانی بین رفتار و پیامدها را افزایش دهد. آرجریس و شون این گونه یادگیری را یادگیری یک حلقه ای نامیده اند ( دیوس83، 2003 ).
از سوی دیگر یادگیری سطح بالا به جای توجه به فعالیت یا رفتارهای ویژه، به اصلاح کلیه قواعد و رویه های سازمانی تأکید می کند. این نوع یادگیری با استفاده از قدرت حل ابتکاری مسأله و توسعه مهارتها و بینشها به وقوع می پیوندد. فایول و لایلز ( 1985 ) براین باورند که معمولاً قبل از انجام یادگیری سطح بالا، بحران هایی در سازمان ایجاد می شود.آرجریس و شون این نوع یادگیری را یادگیری دو حلقه ای نامیده اند.
از نظر چولارتون84 ( 2001 ) یادگیری سطح پائین یا یک حلقه ای، یادگیری سطحی85 و یادگیری سطح بالا یا دو حلقه ای، یادگیری بنیادی86 به حساب می آید.
80. Fiol & lyles
81. Lower Level Learning
82. Higher Level Learning
83. Dawes
84. Choulartion
85. Superficial Learning
86. Fundamental Learning
6-9-2-2) یادگیری ارثی، تجربی و نیابتی
هیوبر ( 1991 ) یادگیری را به سه دسته ارثی87، تجربی88 و نیابتی89 تقسیم کرده است. یادگیری ارثی، به دانشی اشاره داردکه توسط بنیان گذاران سازمان بوجود آمده است.یادگیری تجربی دانشی را مورد توجه قرار میدهد که از طریق تجربه مستقیم به دست می آید. تجربه ای که ممکن است به صورت عمدی یا تصادفی کسب شده باشد. از نظر هیوبر، دانش سازمان عمدتاً بطور غیر منظم و غیر عمدی بدست می آید.
یادگیری نیابتی به تجربیات دست دوم اشاره دارد که توسط افراد خارج از سازمان انجام شده است. شرکتها دوست دارند تجربیات دیگران را درباره راهبردها، فعالیتهای اداری و فن آوریهای جدید بدانند و از طریق یادگیری نیابتی، دانش جدید را بدست آورند. آنها سعی می کنند این گونه اطلاعات را از طریق مشاورین، نمایشگاههای تجاری، فروشندگان و عرضه کنندگان بدست آورند ( دیوس، 2003 ).
7-9-2-2) یادگیری تطبیقی و مولد
تعدادی از دانشمندان مدیریت ( سنگه، 1990؛ اسلیتر، نرور، 1995؛ آرجریس و شون، 1996 ) یادگیری سازمانی را به دو دسته تطبیقی91 و مولد92 دسته بندی کرده اند. این دسته بندی شبیه دسته بندی فایول و لایلز از یادگیری سازمانی، یعنی یادگیری سطح پائین و یادگیری سطح بالا است ( دیوس، 2003 ).
دریادگیری تطبیقی روشهای انجام کار به منظور بهینه کردن خروجی ها اصلاح می شود،اما در یادگیری مولد که شکل پیشرفته تر یادگیری سازمانی است، سازمان مفروضات اساسی درباره رسالت ، مشتریان، قابلیتها و راهبردها و ارزشهای خود تغییر ایجاد می کند.
87. Congenital Learning
88. Experiential ( experimental ) Learning
90. Vicarious Learning