یادگیری مشاهده ای و چارلز هورتون کولی

دانلود پایان نامه

چارلز هورتون کولی:
کولی بر کلیت زندگی اجتماعی تاکید داشت و توجه او به گروه بندی ها در پیوند دادن انسان با جامعه اش و ادغام فرد در ساختمان اجتماعی است.از نظر او گروه نخستین یا همان گروهی که همبستگی های نزدیکی با هم دارند،در تشکیل ماهیت اجتماعی و آرمان های افراد نقش بنیادی دارد.«در واقع مهم ترین گروه هایی که در آن ها همبستگی های نزدیک ویژه گروه نخستین می تواند کاملا پرورده شود،خانواده،گروه های همبازی و همسایگی است.کولی معتقد بود که این گروه ها برای پیدایش همکاری و همیاری بشری مهمترین زمینه های کلی را فراهم میسازد.» (کوزر،۴۱۳)
در واقع گروه نخستین،بستر پرورش محبت و همدردی انسانی است و با حالت بی تفاوت و غیر شخصی و غیر عاطفی انواع دیگر روابط اجتماعی تضاد دارد.
با توجه به نظریه کولی، قرار گرفتن در خانواده و در گروه های همبازی و همسایگان باعث می شود تا فقط در یک گروه قرار گیرد و با قوانین مربوط به گروه آشنا شود و پرورش یابد.خانواده به عنوان اولین نهاد که کودک در آن قرار می گیرد نوعی اجتماع و گروه است زیرا کودک درتعامل با افراد دیگر خانواده که با آن ها زندگی می کند است.پس از مدتی کودک یاد می گیرد که افراد دیگری هم غیر از خانواده که با آنها زندگی می کند نیز وجود دارند.با قرار گرفتن در مهد کودک،او در گروه همسالان قرار می گیرد و زندگی جدیدی را تجربه می کند و در نتیجه در جریان جامعه پذیری قرار می گیرد.
رابرت ازرا پارک:
تعریفی که پارک از جامعه شناسی می کند نشان می دهد که او به بررسی فراگرد های اجتماعی سیال تر علاقه مند است زیرا او جامعه شناسی را علم رفتار اجتماعی معرفی می کند زیرا از نظر او جامعه محصول کنش های متقابل افراد ترکیب کننده ی آن است که با یک رشته سنت ها و هنجار هایی که در این فراگرد کنش متقابل پدید می آیند نظارت می شود.
«نظارت اجتماعی به انواع مکانیسم هایی گفته می شود که به وسیله ی آنها رفتار جمعی سازمان داده می شود و محتوا و جهت می گیرد.فراگرد اجتماعی مستلزم صورت های تنازع، و کشمکش و رقابت است و نظارت اجتماعی کارش آن است که به این فراگردها سازمان بخشد.» (همان، ص ۴۷۷)
چهار فراگرد اجتماعی که پارک از آنها نام برده است عبارت اند از:رقابت کشمکش توافق و همرنگی.به نظر او، رقابت برای به دست آوردن ارزش های مطلوب یا به دست آوردن کالاها صورت می گیرد و در واقع یک صورت عام از کنش متقابل اجتماعی است.
زمانی که ذهن ها با یکدیگر برخورد میکنند و معنای یک ذهن با معنای یک ذهن دیگر اصطکاک می یابد، کشمکش اجتماعی به معنای درست آن پیش می آید.در واقع رقابت، پایگاه هر فرد را در تقسیم کار تعیین می کند ولی کشمکش یک پدیده ی شخصی و گهگاهی است یا به عبارتی دیگر،رقابت پایگاه هر فرد را در هجتماع معین می سازد و کشمکش جای هر فرد را در جامعه تثبیت می کند.
توافق بر فرو نشستن کشمکش دلالت دارد و زمانی به وجود می آید که روابط تثبیت شده باشد و از طریق قوانین و آداب و رسوم تحت نظارت در آمده باشد همرنگی نیز از سهیم شدن در تجربه و تاریخ دیگران و اجین شدن در یک فرهنگ مشترک به وجود می آید.
در واقع این چهار فراگرد اساس کار را در یک اجتماع و روابط بین افراد جامعه را تشکیل می دهند و بر پایه ی همین فراگرد هاست که می شود کودکانی پویا دارای حس رقابت و همرنگی با جامعه را تربیت کرد لذا باید این فراگرد ها در قالب بازی و زندگی گروهی با همسالان در تربیت آنها نقش داشته باشند و بر آنها تاثیر گذارد.
آلبرت بندورا نظریه ی شناختی-اجتماعی و کاربرد های آن در آموزش و یادگیری:
از نظر بندورا، بخش وسیعی از یادگیری های انسان با مشاهده و تقلید صورت می گیرد.
او یادگیری مشاهده ای را مهمترین عامل رشد و یادگیری به حساب می آورد.به نظر او انسان با مشاهده ی رفتار دیگران، حق انتخاب یا اختیار رفتار های مورئ نظر را برای خود محفوظ می کند به عبارت دیگر،رفتار،
مشاهده ی رفتار و به خاطر سپردن آن به زمینه های شناختی و تصمیم گیری فرد بستگی دارد.(کدیور، ۱۳۸۳)
دیدگاه بندورا که به نظریه هاس “یادگیری اجتماعی” معروف است بر فرایند های شناختی و مبانی اجتماعی رفتار و بر توانایی های بالقوه ی انسان تاکید دارد.او با ترکیب جنبه های شناختی و اجتماعی رفتار به تقسین بندی سنتی دیدگاه رفتارگرایی در مقابل دیدگاه های دیگر مخالف بود و در عوض به عوامل بیرونی و درونی در رفتار اهمییت می داد.
او همچنین دیدگاه یک بعدی تاثیرگذاری محیط بر انسان را که عمده ترین زمینه ی رفتارگرایی بود را رد کرد و در عوض به طرح “موجبیت دوجانبه” یا “فرایندی به هم پیوسته” را که در برگیرنده ی کلیه ی عوامل فردی و اجتماعی در فرایند یادگیری است می پردازد.
او با تاکیید بر ریشه های اجتماعی رفتار و اهمییت دادن به فرایند های شناختی در تمام ابعاد زندگی روان شناختی انسان، به تحقیقات چند بعدی در زمینه تبیین نقش توانایی های فرد در رفتار علاقه مند شد.
به نظر بندورا، عواطف، تفکر و رفتار فرد در هر موقعیت به احساس توانایی او وابسته است.در موقعیت هایی که فر نسبت به توانایی های خود اطمینان حاصل می کند،رفتار و شناخت و احساسات او کاملا متفاوت از موقعیت هایی است که فرد در آن احساس عدم توانایی،امنیت یا فقدان صلاحیت می کند.
در واقع درک فرد از کارآمدی خود،نه تنها بر الگوهای شناختی،بلکه بر انگیزش و برانگیختگی هیجان او نیز تاثیر می گذارد.
در نظریه شناختی-اجتماعی،هم رفتار و هم محیط قابل تغییرند.همچنین محیط تعیین کننده اصلی رفتار نیست در واقع رفتار فرد تحت تاثیر نیروهای اجتماعی است ولی نحوه برخورد و چگونگی تاثیر گذاری بر نیروهای اجتماعی در اختیار فرد است.
همچنین رفتار انسان فقط از طریق فرایند تعامل او با محیط تبیین می شود که همان موجبیت دوجانبه است.در این دیدگاه انسان موجودی فعال و تاثیرگذار بر محیط ولی در عین حال به شکلی قانون مند تحت تاثیر محیط است.به این ترتیب فرد و محیط بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند.