در نظام حقوقی و مفاهیم مشابه

دانلود پایان نامه

.پس در نهایت میتوان گفت فرق اساسی حق با حکم در این است که حق هم قابل اسقاط وهم قابل انتقال می باشد در صورتی که حکم نه قابل انتقال ونه قابل اسقاط می باشد.
تفاوت بین اذن ومفاهیم مشابه
تفاوت اذن ورضایت
رضایت در لغت به معانی مختلف ومتعددی به کار می رود در زیر به دو مورد ان اشاره می شود:
1-میل قلبی [یک حالت روحی وروانی] نسبت به عملی که در گذشته انجام گرفته یا درآینده انجام خواهد گرفت0ماده190 ق.م که “قصد طرفین ورضای آنها ” برای صحت هر معامله از شرایط اساسی دانسته به همین معناست 0
2- رضا به معنای قصد انشاء ،ماده 199 ق.م “رضای حاصل درنتیجه اشتباه یا اکراه موجب نفوذ
معامله نیست ” بنابراین رضایت زوجین در عقد نکاح برای تشکیل یک زندگی مشترک ورابطه
زوجیت ضروری است واگر از روی اشتباه رضایت داده شد اثری برای صحت عقد نکاح ندارد0 به عنوان مثال:مردی دختری را برای ازدواج انتخاب می کند ،اما در مراسم عقد خواهر بزرگتر، آن دختر رامی آورند ،رضایت زوج که از روی اشتباه بوده وگمان می کرده که زوجه همان دختری است که انتخاب کرده است اثری نخواهد داشت.
باتوجه به دو معنی رضا ،معلوم می گردد، اذن با معنای دوم رضا مشابه است،بنابراین پس تازمانی که رضا به معنای شوق ومیل باطنی باشد اذن نیست اما هنگامی که اظهار شد و بروز خارجی پیدا کرد وانشاءشد،با معنای اذن یکسان می شود.
تفاوت اذن واجازه
در قانون مدنی به اذن صریح وضمنی اشاره می کند، ماده 609 ق .م “کسی می تواند مالی را به ودیعه گذارد که مالک یا قائم مقام مالک باشدویا از طرف مالک ،صراحتا یاضمنا مجاز باشد”همین دو معنی را می توان در اجازه نیز تصورنمود.
اذن دارای دو جنبه است :1-رخصت دادن ورفع مانع کردن وهمچنین اعلام رضایت،اما اجازه تنها جنبه اخیر یعنی اظهار رضایت به تصرف را داراست.
بنابراین اجازه،نگاه به گذشته دارد در حالیکه اذن،نگاه به حال وآینده دارد.( امام خمینی ره، 1379، ج2، ص104″ الاجازه والاذن یشترکان الا فی التقدم والتأخر) یعنی اجازه و اذن به یک معنی هستند مگر اینکه یکی (اذن) مقدم به عمل است ودیگری (اجازه) مؤخر(محمد بن امین بن عمر ابن عابدین، بی تا، ج1،ص 231)
بدواً و قبل از تحلیل و تفسیر اجازه بیان شده در ماده 1043 ق . م به شرح مختصری در مورد مفهوم اجازه و اذن می پردازیم . در نظام حقوقی ما اذن به معنای جلب رضایت و نظر فرد قبل از عمل و اجازه به معنای جلب رضایت فرد به بعد از انجام عمل است که در مثالی واضح تر به بیان آن می پردازیم .
فرض بگیرید شخص الف برای استفاده از اتومبیل دوستش یعنی شخص ب رضایت وی را جلب می کند و پس از مثبت بودن نظر شخص ب از اتومبیل وی استفاده می کند و انتفاع می برد که این عمل شخص الف یکی از مصادیق گرفتن و اذن ، است .
زیرا قبل از انتفاع از اتومبیل ب نظر مثبت وی را جلب کرده است حال در همین مثال فرض کنید که الف ابتدا از اتومبیل انتفاع ببرد و استفاده کنند و بعد از انتفاع خویش از اتومبیل نظر مثبت ب را جلب کند که این شق هم معرف مفهوم اجازه است .

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   وضعیت اقتصادی و قابلیت اعتماد

البته مفاهیم فوق الذکر ( تفاوت اجازه و اذن ) خوشبختانه جایگاهی در حقوق ما ندارد و شاهد این هستیم که مقنن بعضاً اجازه و اذن را به جای یکدیگر هم به کار می برد و اگر نه در غیر این صورت ماده 1043 ماده ای بی پایه واساسی بود که هر کودکی می توانست برآن ایرادی وارد آورد.
حال آنکه اجازه در این ماده به جای کلمه اذن به کار گرفته شده باید دید کیفیت این اجازه (اذن ) و جلب نظر ولی چگونه است.
اولاً این رضایت ( اجازه ) باید صریح باشد اما اینکه به فعل هم ممکن است یا نه قانونگذار سکوت گذاشته است اما فی الواقع برای آن معنی مشاهده نمی شود یعنی رضایت ولی به فعل هم ممکن است . دوماً آیا سکوت ولی ( پدر یا جد پدری ) دال بر رضایت وی است یا اینکه خیر حتماً باید اراده انشایی داشته باشد برای ابراز اراده خود که باز هم از آنجایی که در روال حقوقی سکوت علامت رضا نیست یعنی حتماً باید رضایت خود را ابراز کند.
درضمن ماده 1043 قانون مدنی اظهاری دارد ، « . . . موقوف به اجازه پدر یا جد پدری اوست.
در اینجا هم این ابهام به وجود می آید که آیا اذن پدر ارجح است یا اذن پدربزرگ (جد پدری ) یا اینکه تقدم زمانی این ارجحیت را مشخص می کند یعنی اینکه اگر پدر یا جد پدری هر کدام موافقت را زودتر ابراز کنند نکاح به صحت منعقد می شود . که به نظر می رسد با استفاده از واژه ( یا ) در عبارت « پدر یا جد پدری او است. » قانون گذار اجازه پدر و جد پدری را در عرض یکدیگر دانسته ، اما اگر محل اختلاف بین نظر پدر و جد پدری پیش آمد تکلیف چیست ؟ یعنی مرجع صلاحیت دار برای فصل اختلاف کیست و کجاست . که قانونگذار در این مورد هم مسیر سکوت و مسامحه خود را پیش گرفته است .
مفهوم ولایت و ولی
مفهوم ولایت
یکی از واژه‌های مستعمل در قرآن و احادیث، واژه ولایت و مشتقات آن است. طبق بیان راغب، واژه «ولی» در زبان عربی آنگاه معنا پیدا می‌کند که دو چیز به گونه‌ای در کنار هم قرار گیرند و به هم بچسبند و پیوند خورند که هیچ امر سوم بیگانه با آن دو میانشان را از هم نگسلد و پیوندشان را بر هم نزند. بنابراین ولایت به معنای نزدیکی و قرابت است.
مفهوم لغوی