نظریه رهبری خدمتگزار و تفاوت مدیریت و رهبری

دانلود پایان نامه

2-1-1) مقدمه
مهمترین سرمایه سازمان ها، نیروی انسانی آنها است که به عنوان غنی ترین منبع سازمان به واسطه هدایت و رهبری در جهت تحقق اهداف سازمان گام برمی دارند. هدایت چنین سرمایه ارزشمندی در هر سازمان نیازمند اتخاذ سبک رهبری مؤثر از سوی مدیریت است. شناخت الگوهای رفتاری و رابطه آن با کارایی واثر بخشی نقش مهمی در اداره بهینه امور سازمانی دارد که در این رابطه سبک رهبری می تواندبه عنوان یکی از متغیرهای مهم تعیین کننده در رفتارسازمانی مورد توجه قرارگیرد (نصیری پور و همکاران، 1388). رهبری یکی از ضرورت های اصلی برای انجام فعالیت های بسیاری از سازمان های امروزی است. سازمان های موفق مشخصۀ عمده ای دارند که به وسیله آن از سازمان ها ی ناموفق متمایز می شوند؛ این مشخصه، رهبر ی پویا و اثربخش است (قربانبان و همکاران، 1389) .برای موفقیت در شرایط رقابتی در دنیای کنونی، بکارگیری مهارتها در هر دو جنبه مدیریت و رهبری، امری الزامی است. پژوهشهای مرتبط با سبکهای رهبری و مدیریتی بیان می کند که این سبکها به عنوان متغیری قوی و مهم برای اندیشیدن در مورد رفتار مدیریتی و تأثیر آن برعملکرد مدیر محسوب می شوند(مهرام و دشتی، 1388)
2-1-2) تعریف رهبری
رهبری یکی از ضرورت های اصلی برای انجام فعالیت های بسیاری از سازمان های امروزی است. در تعریف رهبری تفاوت آرا و نظریه ها بسیار زیاد است . نقطه مشترک همه آنها این است که رهبر ی فرایند نفوذ و تأثیرگذاری بر افراد است. برخی صاحب نظران معتقدند که رهبری یعنی فعالیت هایی که مردم را برای تلاش مشتاقانه در تحقق اهداف گروهی تحت تأثیر قرار می دهد (قربانیان و همکاران، 1389). اندیشمندان بر این باورند که رهبری نوعی اعمال قدرت اجتماعی است ؛ زیرا رهبر بر سلوک فرد، قدرت تولید فرد و ساز مان، سازگاری با محیط کار و روحیۀ گروه اثری ژرف دارد. سرمد معتقد است که “رهبری در ماهیت خود، اعمال قدرت اجتماعی است چون رهبری بر سلوک فرد، بر قدرت تولید فرد و سازمان، بر سازگاری با محیط کار و بر روحیۀ گروه اثری ژرف دارد…، از لحاظ روان شناسی رهبری عبارت است از توان و قدرت فرد برای نفوذ در رفتار اعضای یک گروه یا سازمان، تعیین هد ف های گروه، ارائۀ طریق برای تحقق هدف ها و خلق پار ه ای از هنجارهای اجتماعی (جاویدی و ابوترابی، 1389).
رهبر ی فرایند نفوذ و تأثیرگذاری بر افراد است. رهبری یعنی فعالیت هایی که مردم را برای تلاش مشتاقانه در تحقق اهداف گروهی تحت تأثیر قرار می دهد Pirouz et al., 2007)). بوهن و گریفتون (2002)، می گویند: رهبری به معنای شیوه ای برای ایجاد یک بینش واضح و دادن احساس اعتماد به نفس به کارکنان می باشد و از طریق همکاری و ارتباطات ایجاد می گردد (جواهری کامل و کوثر نشان، 1388).رابینز (2004)، رهبری را عبارت از توانایی در اِعمال نفوذ یا اثرگذاری بر یک گروه، در جهت تامین هدف ها تعریف می کند. لاک واگنر (2001)، رهبری را فرایند برانگیختن دیگران به کنش در جهت هدفی مشترک می داند (شیرزاد و شعبانی، 1390). ابراهیم پور (1386)، رهبری مؤثر را در جهت هدایت تلا شهای همه کارکنان برای به انجام رساندن اهداف سازمان تعریف نموده و عنوان می دارد که بدون وجود رهبری ممکن است حلقه اتصال موجود در میان اهداف فردی و سازمانی، ضعیف یا گسیخته شود. این موضوع می تواند به موقعیت نامطلوبی منجر شود که در آن، کار انفرادی صرفاً در جهت دستیابی به اهداف فردی انجام پذیرفته و در این شرایط است که کل سازمان کارآیی و کفایت خود را از دست داده و از دستیابی به اهداف خویش باز می ماند(مهرام و دشتی، 1388).
2-1-3) تفاوت مدیریت و رهبری
مدیریت و رهبری اغلب دو مفهوم مترادف تصور می شوند، حال آنکه بیشتر صاحبنظران این دو مفهوم را متمایز می دانند. رهبری در اصل نسبت به مدیریت مفهوم وسیعتری دارد. مدیریت نوع خاصی از رهبری محسوب می شود که در آن کسب هدف های سازمانی به سایر هدف ها اولویت دارد. اختلاف اساسی میان این دو مفهوم از کلمه “سازمان” بر می خیزد. رهبری زمانی صورت می گیرد که فردی به هر دلیل می کوشد بر رفتار فرد یا گروهی اثر بگذارد. این امر می تواند برای نیل به اهداف خود فرد یا دیگران بوده و با اهداف سازمان نیز سازگار یا ناسازگار باشد (رضائیان، 1390).مدیریت برای نفوذ بر دیگران متکی بر قدرت مقام رسمی است، در حالیکه رهبری از یک فرایند نفوذ اجتماعی ناشی می شود. رهبران فرهنگ سازی می کنند و نقش اساسی آنان اثرگذاری بر دیگران است به نحوی که هدف های از پیش تعیین شده را مشتاقانه دنبال کنند. در حالیکه مدیران ملزم به انجام وظایف برنامه ریزی، سازماندهی، کنترل و … هستند. رهبری راه یابی و مدیریت راهبری است. رهبری درباره انجام کارهای درست و مدیریت درباره درست انجام دادن کارهاست.
2-1-4) نظریه رهبری خدمتگزار
تئوری رهبری خدمتگزار برای نخستین بار توسط گرین لیف مورد استفاده قرار گرفت. «گرین لیف» در پاسخ به این سؤال که رهبر خدمتگزار کیست در کتاب «خدمتگزار در نقش رهبر» می‌نویسد: رهبر خدمتگزار کسی است که در وهله‌ی اول خدمتگزار است. رهبری خدمتگزار با حس طبیعی فردی آغاز می‌شود؛ یعنی فردی که تمایل ذاتی دارد که خدمت کند. این انتخاب آگاهانه، فرد را مشتاق می‌کند تا دیگران راه هدایت کند. زمانی که به افراد خدمت ارائه می‌شود آن‌ها با دریافت خدمت سالم‌تر، خردمندتر، آزادتر و دارای استقلال بیشتر شده و حتی دوست دارند که خودشان هم خدمتگزار شوند و به این ترتیب نتایج برجسته و باشکوهی در جامعه پدید می‌آید و افراد جامعه سود می‌برند(آندرسون، 2009).به عقیده «گرین لیف» سازمان‌ها آنطور که باید و شاید به جوامع خدمت نمی‌کنند. لذا وی هدف خود را از بیان رهبری خدمتگزار تشویق رهبران به خدمت رسانی بیان کرده است. تئوری رهبری خدمتگزار بر اساس تئوری خادمیت بنیان نهاده شده است و این درحالی است که تئوری‌‌های سنتی رهبری بر مبنای تئوری عاملیت می‌باشد. در واقع، او جامعه‌ای را تصور می‌کند که خدمتگزاری به دیگران همواره اولین انتخاب باشد. لذا مدل رهبری خدمتگزار، اعضای سازمان را به عنوان افرادی که دارای توانایی‌های کمتری نسبت به مدیر خود هستند توصیف نمی‌کند؛ بلکه به کارکنان نیز ارزش‌هایی همانند مدیران سازمان می‌دهد. اعضای سازمان همگی از شأن و منزلت یکسانی برخوردار هستند و همگی به شکلی فعال در مدیریت و تصمیم گیری‌های سازمانی مشارکت فعال دارند. او معتقد است که رهبری خدمتگزار به فلسفه‌ی خدمت رسانی استوار می‌باشد و رهبران خدمتگزار، توانمندسازی، اعتماد متقابل، روحیه‌ی همکاری، استفاده‌ی اخلاقی از قدرت و ارزش خدمت رسانی به پیروان را به هر چیز دیگری در سازمان ترجیح می‌دهند (قلی‌پور و حضرتی، 1388).
2-1-5) تئوری رهبری خدمتگزار از دیدگاه های متفاوت
1. تئوری رهبری خدمتگزار «اسپیزر»
دارای 10 ویژگی می‌باشد و عبارتند از: 1- گوش دادن، 2- همدلی، 3- بهبودبخشیدن، 4- آگاهی، 5- تشویق و ترغیب، 6- مفهوم سازی، 7- آینده نگری و دوراندیشی، 8- خادمیت، 9- تعهد به رشد افراد، 10- ایجاد گروه.
گوش دادن: گوش دادن به معنای توجه محترمانه به آن چه که گفته می‌شود و یا گفته نمی‌شود، است. در ادبیات رهبری، گوش کردن شامل فرایندی است که در آن، رهبر قادر است تفکرات درونی پیرامونش را تشخیص داده و نظرات و ایده‌های آن‌ها را مورد توجه قرار دهد و از آن‌ها آگاهی کامل داشته باشد. رهبران به وسیله‌ی گوش دادن می‌توانند احترام و قدردانی خود را به دیگران نشان دهند(قلی پور و همکاران، 1388).
همدلی: یک رهبر خدمتگزار توسط همدلی، خودش را به جای پیروانش قرار می‌دهد. همدلی، واکنشی آگاهانه است که سبب می‌گردد رهبران نقاط ضعف و مشکلات پیروان را درک کرده و همواره تلاش کنند که آن مشکلات را برطرف نمایند. رهبران خدمتگزار، روحیه پیروان خود را به وسیله همدلی به سمت تعالی هدایت می‌کنند و از این طریق روحیه اعضای تیم خود و تمایل آن‌ها را برای همکاری با خودش بالا می‌برد(واشینگتون و همکاران، 2006).
بهبودبخشی: یک رهبر خدمتگزار می‌‌تواند به کمک بهبودبخشی دیدگاه‌های متضاد به وجود آمده میان پیروانش را به شکلی اثربخش حل نماید. وی روابط بین فردی سالم را میان پیروان خود تقویت می‌کند و هنگامی که وی بتواند محیطی گرم، عاطفی و التیام دهنده برای پیروانش فراهم کند، پیروانش نیز به وی اطمینان کرده و هرگاه با مشکلی مواجه شوند، از کمک و مشورت او استفاده خواهند کرد.
آگاهی: وجود خصوصیت آگاهی در رهبران، به آن‌ها این توانایی را می‌دهد که بتوانند آنچه را که ممکن است رخ دهد، را پیش بینی کرده و خود را برای رویارویی با وقایع آماده کنند.
تشویق و ترغیب: تشویق و ترغیب، یکی از مهارت‌های اساسی رهبری خدمتگزار است. چنین رهبری کسی است که ریسک پذیر بوده و راهی را نشان می‌دهد که پیروان داوطلبانه، آن را دنبال می‌کنند؛ چرا که متقاعد می‌شوند که مسیر رهبر، مسیر درستی است و احتمالا بهتر از راه‌حل آن‌هاست. رهبران خدمتگزار تلاش نمی‌کنند که دیگران را کنترل کنند؛ بلکه آن‌ها خرد و ذکاوت خود را تسهیم کرده، درک و فهم را از طریق تشویق و ترغیب بالا می‌برند(حسن پور، 1383).
مفهوم سازی: برخورداری از دیدی وسیع نسبت به آینده، کل نگریستن و تجربه‌آموزی از وقایع گذشته را همان مفهوم سازی می‌دانند. رهبر معتقد به مفهوم سازی رهبری است که به فرایندهای نوآورانه معتقد است. پیروان و زیردستان به او اعتقاد دارند؛ زیرا آن‌ها می‌دانند که او یک رهبر بصیر می‌باشد و نسبت به آینده با توجه به تجربیات گذشته شناخت لازم را دارا می‌باشد.
آینده نگری و دوراندیشی: رهبرانی که از ویژگی آینده نگری برخوردارند، از وسعت دید وسیع‌تری نسبت به پیروان خود بهره می‌برند. یک رهبر خدمتگزار قادر به پیش بینی آینده و همچنین پیش بینی نتایج تصمیمات خود می‌باشد و این مزیتی بزرگ برای وی محسوب می‌شود.
خادمیت: قسمت اساسی و عمده‌ی خدمتگزاری خادمیت است. خادمیت شامل اداره‌ی اموال و امور دیگران است. خادمیت بیان می‌دارد که رهبران و پیروان می‌بایست خادم و کارگزار باشند(حسن پور، 1383).
تعهد به رشد افراد: تعهد به رشد افراد، جنبه‌ی دموکراتیک رهبری خدمتگزار محسوب می‌گردد. رهبر خدمتگزار پیروان خود را پرورش می‌دهد تا بتوانند حداکثر ظرفیت بالقوه‌ی خود را به دست آورند و آن‌ها را به خلاقیت و تلاش بیشتر تشویق می‌کند(قلی پور و همکاران، 1388).
ایجاد گروه: این خصوصیت در رهبری خدمتگزار، مستلزم این است که رهبر فرهنگ احترام به شأن و مقام انسانی را در سازمان پرورش دهد. زمانی که رهبر خدمتگزار ارزش‌های مشارکت کارکنان را در محیط کاری ترویج می‌دهد، در واقع، قصد دارد که روح جمعی را در بین کارکنانش منتشر سازد، در نتیجه زمانی که پیروان در آینده در نقش رهبر ظاهر گردند، نیز همین رویه را در پیش خواهند گرفت.
2. مدل رهبری خدمتگزار «پیج» و «ونگ»

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   اندازه گیری و استاندارد