منبع پایان نامه ارشد با موضوع طبقات اجتماعی، مناطق روستایی، دانش آموزان پسر

دانلود پایان نامه

به شیوه ای بربرگونهتشریفاتی و سبک تیموریان سرشار شکوهی پر ابهت بود ، پوشاک سده دهم هجری سبکی عالی و آراسته داشت ؛ هر چند که در لباس های سده یازدهم هجری زیادروی های وقیحانه و آزار دهنده ای دیده می شد . (آپم پوپ ، 1382،ص 2589)
جامه مردان کوتاهتر شد و فقط تا وسط ساق پا می رسید ، به طوری که چکمه های بلند و زانوبند های مشخصشان دیده می شد . اما جامه حتی در این شکل تغییر یافته نیز دوام نیاورد و جای خود را به نیمتنه کوتاهی با کمربند تنگ داد که به زحمت تا زانو می رسید و پایین آن از دو طرف چاک داشت . نیمتنه بلند رویی نیز ، تقریبا به طور کلی از رواج افتاد ، و نیمتنه ای کوتاه به جای آن می پوشیدند که گاهی دکمه هایش بسته بود ، اما اغلب آن را شل روی شانه می انداختند که گهگاه آستین ها به جلو و عقب تاب می خورد . شکل لباس های زنان نیز دستخوش تغییرات مشابهی بود . از دامن های کوتاه پاهایشان پیدا بود ، جلو نیمتنه بسیار کوتاه آنان باز بود ، و شالی که به جای کمربند می بستند پهن و شل بود . مشخصه مرسوم دوران شاه طهماسب سنگینی و ابهت بود و سپس مانند همه تازه به دوران رسیده ها ، که آنان در اصل نیز چنین بودند ، به اندازه عمامه ها به طور مبالغه آمیز و نا متناسبی افزودند و خوش لباسی فارغ بالانه ایرانی را در سده یازدهم هجری به بد لباسی تبدیل کردند . (آپم پوپ ، 1382،ص 2590و ص 2591)

شکل 3-10: لباس زنان دوران صفویه شکل 3-11: لباس زنان دوران صفویه

3-4-2-6- قاجاریان
سده دوازدهم هجری برای ایرانیان ، دوره فروپاشی بود . شکل های ساده و جمع وجور لباس ، جایگزین افراط کاری های فراوان گذشته شد . این لباس ساده از روی شکل هایی که از زمان سلطنت شاه عباس بزرگ رواج یافته بود طراحی شد . نیمتنه مردان که گشاد وکلوش بود و طبق معمول به زحمت تا زانو می رسید ، یقه ای کوتاه و یک ردیف دکمه تا وسط سینه یا یقه باز گوشه داری داشت که تا کمربند می رسید و زیر آن پیراهن پوشیده می شد . در این زمان فقط مقامات بلند پایه نیمتنه بلند بر تن می کردند ، که این نیز دوخت مشابهی داشت . لباس زنان نیز به همین نحو چسبان بود . وعبارت بود از شلوار نسبتا گشاد ی با طرح راه راه پهن ، و روی آن پیراهن گشاد وکوتاه تیره رنگ با یقه بسیار باز که حاشیه مشکی داشت . در قسمت گردن پیراهن ، ربانی گره می زدند ، اما پایین آن کمی باز بود . روی این پیراهن نیمتنه ای می پوشیدند که بنا به موقعیت ، بلندی آن تا بالا یا پایین زانو می رسید و یقه باز بزرگی داشت که از چاک یقه آن پیراهن پیدا بود . (آپم پوپ ، 1382،ص 2592)
جامه اصلی مردان با معیار پوشاک سده سیزدهم هجری ، نیمتنه ای بود که بلندی آن تا زانو یا تقریبا تا قوزک پا می رسید و از پهلو بسته می شد ، یا در قسمت سینه باز بود و کمربند شلی روی آن بسته می شد . روی این نیمتنه شنلی می انداختند یا بالا پوش کمر باریکی به تن می کردند که از مدل های اروپایی اقتباس شده بود و معمولا جلو آن باز بود . در آخر، کلاه بلندی از جنس نمد مشکی یا پوست بره ، به شکل بادکنک با فرورفتگی آشکاری در یک سو ، این لباس را کامل می کرد . در لباس زنان ، دامن و نیمتنه کاملا از هم جدا شد . دامن ، که در نیمه سده سیزدهم هجری بلند بود ، گرچه بعد ها معمولا فقط تا قد زانو شده بود ، به گشادی زیر دامنی شد . نیمتنه به حدی کوتاه بود که گاهی حتی شکم را نمی پوشاند . روسری دور صورت بسته می شد و معمولا بالاتنه را نیز می پوشاند . زنان در بیرون از خانه شلوارهای گشادی می پوشیدند که تا قوزک پا می رسید و چادر سیاهی به سر می کردند که تا زانو بود ، و روبنده ای سفید با سوراخ های کوچک می انداختند که تا کمر می رسید و با پیشانی بندی سر جای خود نگه داشته می شد . تحولات سیاسی و فرهنگی دهه های اخیر ، طبیعی بود که رفته رفته در پوشاک نیز آشکار شود . همه مردم جامه مردان اروپایی را پذیرفتند ، و به رغم مخالفت سنت گراها ، حجاب زنان به سرعت در حال از میان رفتن بود . ایران ، به سبب از هم گسیختگی های سیاهی در دو دهه گذشته ، دیگر نمی توانست سبک لباس های کشورهای پیرامون را تعیین کند . (آپم پوپ ، 1382،ص 2593)
3-4-2-7- پهلوی
پوشاک ایرانی ها طی سال های اولیه سلسله پهلوی ، به طور کلی شبیه پوشاک دوره قاجار بود که اختلافات میان اقوام ، روستا ها ، مناطق و نیز طبقات اجتماعی را منعکس می ساخت . در اواخر قرن نوزدهم میلادی تلاشهای شایانی جهت تغییر پوشش از سوی مقامات حکومتی صورت گرفت . مخصوصا پس از انقلاب مشروطه که بسیاری از مردان به خارج سفر کرده بودند ، پوشش اروپایی و پوشیدن کت و شلوار ، پاپیون و کراوات را پذیرا شدند . در 4 مهر 1307ش./ 26 سپتامبر 1928 م . کابینه مقرر کرد که تمام مردهای ایرانی به طور یکدست و به سبک غربی لباس بپوشند . تن پوش های بیرونی سنتی مانند شال ها ، قباها ، سرداریها لباده ها (بالاپوش های نمدی یا آجیده) و عباها ، با کت جایگزین شد و شلوار هایی (تنبان) که به طور سنتی از پارچه سیاه جناغی (دبیت) یا مشابه آن دوخته می شد و در کمر با قیطان بسته می شد(بند تنبان) ، با شلوار و کمربند غربی ؛ و از طرفی پا افزار هایی مانند گیوه ، ملکی (انواع سر پاییهای پارچه ای) و چارق (صندل چرمی) ، با کفش چرمی پاشنه دار ، جایگزین شدند . تمام کارمندان دولت و دانش آموزان پسر ، کلاه های لبه دار استوانه ای (معروف به کلاه پهلوی) را به جای کلاه های خز مرسوم ، عمامه ها و کلاه های بیض
وی ، به سر کردند . فقط روحانیون ، شامل استادان مدارس ، طلاب دینی و زعمای سایر مذاهب به رسمیت شناخته شده ، از این حکم که در روز اول فروردین 1308ش./ 21 مارس 1929 م. ، در شهرها و یک سال بعد در دهات و مناطق روستایی اجرا گردید ، معاف بودند . (یار شاطر و دیگران ، 1382،ص 238)
در خرداد الی تیر ماه 1313ش./ ژوئن الی ژوئیه 1934 م. ، رضا شاه از ترکیه دیدن کرد و در آنجا عمیقا تحت تاثیر برنامه های کمال آتاتورک برای مدرنیزه کردن قرار گرفت . او مصمم شد که ایرانی ها هم ، چون اروپایی ها لباس بپوشند . سر انجام در سال 1314 ش./ 1936 م. ، رضا شاه سنت حجاب را منسوخ کرد . وی اولین حکمران منطقه بود که چنین کاری انجام می داد . (آتاتورک حجاب را ممنوع نکرده بود.)
اغلب ماموران به بهانه اجرای این قانون به مردم آزار می رساندند و به زور از آنها باج می گرفتند . هر چند رفته رفته مقاومت عموم فایق آمد ، اما تا سه یا چهار سال آخر سلطنت رضا شاه ، زنها با لباس های ساده (یا کت و دامن در پایتخت) ، جورابهای کلفت و کلاه های حصیری لبه پهن ، در اجتماع ظاهر می شدند . پس از کناره گیری رضا شاه ، زنان بسیاری دوباره از حجاب استفاده کردند ، ولی بیشتر تحصیلکرده ها این کار را انجام ندادند . در حقیقت آنها که با حضور گسترده خارجیها در ایران و روابط نزدیک تر با جهان بیرون به هیجان آمده بودند ، به طور فعالانه ای سبک های مطابق روز غربی را ، مخصوصا طی دو دهه آخر سلطنت محمد رضا شاه پهلوی دنبال کردند . علاوه بر این مردها نیز با افزایش شکوفایی صنعت نفت ، با اشتیاق بیشتری اقدام به پذیرش سبک های غربی نمودند و بنابراین بخش بزرگی از در آمد خانواده ، هزینه پوشاک سبک روز می گردید . (یار شاطر و دیگران ، 1382،ص 239و ص240 و ص 241)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع تحقیق با موضوعرضایتمندی، خانه سالمندان، رضایت از زندگی

3-4-2-8- جمهوری اسلامی
در کشور عزیز ما ، پس از انقلاب اسلامی ، نحوه پوشش خانمها دستخوش تحولات عمده ای شد . پیروی از مدهای مبتذل گذشته به یکباره جای خود را به پوشش ساده و کامل ، حجاب داد . چهره زن ایرانی پس از انقلاب به کلی دگرگون شد و “زن” هویت تازه ای پیدا یافت . گرچه میل به حجاب و پوشش در رگ وریشه زن ایرانی وجود داشته و آموخته مادران و اجداد بزرگوار ماست و ریشه در اعتقادات مذهبی اصیل دارد، اما نحوه استفاده و کاربرد آن همواره دارای تفاوتهایی بوده است . استفاده از رنگهای مات و تیره ، عدم رعایت تناسب و نوآوری در طرحهای لباس به خصوص بانوان در سالهای اول پس از انقلاب که ناشی از عدم شناخت صحیح مردم و جنگ تحمیلی بود ، به تدریج از میان رفت و مردم بیش از پیش به پوشاک خود توجه کرده و برای آن اهمیت قایل شدند . بر همین اساس پس از انقلاب تصور غلط مردم که استفاده از رنگهای تیره و طرحهای نا متناسب بود کم کم تغییر پیدا کرد و گرایش به استفاده از رنگها و طرحهای زیباترو تازه تر رواج یافت و استفاده از رنگهای روشن و زیبا ، فرمهای شکیل تر و متناسب تر کم کم جایگزین شد . (ریحانی فرد ، 1382 ، 74)

3-5- تاریخچه پوشاک اقوام محلی درایران:
3-5-1- کرد
زنان شلوار های بادکنکی شکل به پهنای 4-6 متر می پوشند ، که در ناحیه قوزک تنگ می شود و یک پیراهن بلند پر چین (کراس) به پهنای 4-5 متر ، یقه گرد و آستین بلند ، به تن می کنند که آستینها به زوائدی مثلثی شکل (سرانی) که حداقل یک متر طول دارد ، ختم شده و دور مچ دست پیچیده می شود . نیمتنه کوتاهی روی پیراهن پوشیده می شود و شال نخی به درازای 3-6 متر به صورت شل و آزاد دور باسن ، پیچیده می شود . بالاخره آنکه نوعی کلاه مقوایی و استوانه ای شکل (تاس-کلاو) وجود دارد که با مخمل پوشانده شده و روسری مثلثی بلندی (دسمال) روی آن پیچانده می شود . (یار شاطر و دیگران ، 1382،ص 273 و ص275) در مناطق دیگر تغییرات مختصری پیدا می کند .
جامه مردان کردی بجز نواحی قوچان در خراسان ، از منطقه ای به منطقه دیگر ، کمی متفاوت است . در آذربایجان ، کردستان ، کرمانشاه ، مردهای کرد در مجموع ، پیراهنی(کراس) یقه گرد با آستینهایی که در مچها سرانی دوزی شده است و همچنین کت دکمه داری به شکل اونیفورم های نظامی (کوا) یا نوع بی دکمه یقه باز (چوکه) به تن می کنند . آن را با شلواری گشاد (پانتول) که در ناحیه قوزک تنگ می شود ، می پوشند . گشادی انتهای شلوارها از مهاباد تا کرمانشاه کم می شود . شالی نخی (پشتند) به پهنای 60-70 سانتی متر و طول 3-4 سانتی متر از درازا به دو نیمه تا شده و محکم دور بالاتنه ، از کمر تا زیر سینه ، پیچیده می شود . (یار شاطر و دیگران ، 1382،ص 275و ص 276)

3-5-2- بختیاری
تمام مردم از هر قوم و طایفه ، جامه ای یکدست و تقریبا یکسان به تن می کنند . از قبیل : کلاه نمدی ، پیراهن و جلیقه ، شلوار بلند با درجات گشادی مختلف (تنبون یا شلوار) و صندلها (گیوه) . امروزه کلاه کوچکی (گاهی به آن شاو کلاه می گویند) از نمد سیاه ، قهوه ای یا بژ ، رایج ترین سر پوش است . مشخصه ویژه جامه مردان لری تونیک راسته تا زانو و بی آستین (چوقا) ، از جنس پشم سفید طبیعی با راه راههای نیلی عمودی می باشد . امروزه این تونیک اغلب روی کت غربی پوشیده می شود.(یار شاطر و دیگران ، 1382،ص 355 و ص 357)
جامه زنان زاگرس نسبت به مردان در طول زمان کمتر تغییر کرده است . این جامه شامل سربند ، پیراهن تا زانو چاک دار در پهلوها ، با آستینهای بل
ند (پیرهن، جما ،جوه) و دامن پرچین بلندی است (به اندازه 8-10 متر دور لبه) که در کمر جمع شده (تمبون زنونه) و روی زیر شلواری پوشیده می شود. تفاوت گروهها عمدتا در سر بندهاست . (یار شاطر و دیگران ، 1382،ص 357 و ص 358)
3-5-3- ایلات قشقائی
پوشاک زنان شامل چهار بخش اصلی است . پوشش سر ، پیراهن ، شلوار و کفش . تن پوش اصلی ، پیراهنی از نخ رنگی است که دور باسن می

دیدگاهتان را بنویسید